تبلیغات
جوانان

جوان و مد گرایی

شنبه 12 فروردین 1391 11:11 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

مُد و مُدگرایى پدیده‏اى است كه كمابیش در میان همه اقشار جامعه وجود دارد ؛ اما در این میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مُد» اهمیت مى‏دهند و «مُدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعى و فناورى‏هاى جدید رایانه‏اى، ارتباطات گسترده‏اى با جوامع و فرهنگ‏هاى گوناگون یافته‏اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش‏ها، باورها و انتخاب هنجارهاى مطلوب، پیچیده‏تر و مشكل‏تر شده است و چه بسا زمینه‏هاى موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهاى متضاد با ارزش‏هاى جامعه خویش روآورند. یك روز مانتوهاى بلند و روز دیگر مانتوهاى كوتاه، یك روز آرایش موى سر به سبك آلمانى و روز دیگر موهاى بلند و اصلاح نشده، زمانى شلوارهاى با پاچه گشاد كه روى زمین كشیده مى‏شود، و زمانى دیگر، شلوارهاى تنگ و كوتاه، مُد مى‏شوند. اگر از این همه افرادى كه عادت كرده‏اند رفتار و نوع و سبك لباسشان‏را طبق آخرین مدهاى رایج تنظیم كنند، بپرسید كه به چه علت این كار را كرده‏اند، یا مثلاً این آرم و كلمه روى لباس آنها چه كاركردى دارد، به سختى بتوان پاسخ متقاعد كننده‏اى شنید، جز آن‏كه: «خُب، قشنگه!»، «براى این كه مُده!»، «همه مى‏كنند!» و...

این پاسخ‏ها گرچه سطحى به نظر مى‏رسند، اما در یك تحلیل روان‏شناختى نشان‏دهنده نوعى از «تعلّق گروهى»، «نوجویى»، «تنوّع‏طلبى» و گرایش جوانان به «امروزى شدن» است و كاملاً یك پدیده طبیعى و بهنجار در جهت ارضاى این نیازها محسوب مى‏شود؛ (1) اما از آن‏جا كه همراه كالاى مُد شده، شیوه‏هاى رفتارى، هنجارى و ارزش‏هاى خاصى در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع مى‏یابد و مد، عاملى مى‏شود براى انتقال هنجار و ارزشى از جامعه‏اى به جامعه‏اى دیگر، بررسى زمینه‏ها و پیامدهاى مدگرایى، یكى از موضوعات مهم در جامعه ما محسوب مى‏شود كه این نوشتار، نگاهى است گذرا به همین موضوع.

تعریف مُد و مدگرایى
«مد»ها الگوهاى فرهنگى‏اى هستند كه توسط بخشى از جامعه، پذیرفته مى‏شوند و داراى یك دوره زمانى نسبتاً كوتاه‏اند و سپس فراموش مى‏شوند. (2) بنابر این، «مدگرایى» آن است كه فرد، سبك لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم كند و به محض آن‏كه الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن یكى پیروى نماید. (3)

گستره مد
گستره مُد به اندازه گستره زندگى انسان است و تمامى شئونات آن‏را دربر مى‏گیرد. تغییرات مُدگونه، در: علوم و فنون، نظریه‏ها، گرایش به جنبه‏هاى مختلف علمى، الگوهاى تربیتى، سبك منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیطآرایى و ... قابل تسرّى است.

پوشاك و آرایش، شاخص كالاى مُد شونده
با وجود آن‏كه مُد و مُدگرایى كُل گستره زندگى اجتماعى را دربر مى‏گیرد، پوشاك و سبك و شیوه آرایش، شاخص‏ترین كالاى مُد شونده محسوب مى‏شود.

عوامل و زمینه‏هاى مُدگرایى
در یك نگاه كلى و جامع‏نگر، مُدگرایى را مى‏توان ناشى از عوامل و زیرساخت‏هاى تاریخى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و روان‏شناختى دانست.

ریشه‏هاى تاریخى مدگرایى به سال‏هاى بسیار دور برمى‏گردد. با نگاهى به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلى شاه و ناصرالدین شاه كه پاى ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه كه دوره حسّاسى را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتى در مدگرایى ایرانیان گشوده شد. از آن زمان كه رضا شاه با سلطه سیاسى بر كشور، نحوه و شكل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاكنون، مُدهاى مختلف در ایران (و بخصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.

مدگرایى و غرب‏گرایى
گرچه مدگرایى و غرب‏گرایى دو مفهوم جدا از هم و داراى تعریف متمایز از یكدیگرند، اما سیر تحولات تاریخى - اجتماعى در ایران به گونه‏اى سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است كه هرگاه سخن از مدگرایى به میان مى‏آید، مفهوم غرب‏گرایى نیز به ذهن، تبادر مى‏كند ؛ زیرا پس از رشد تكنولوژى در اروپا، سنّت‏ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه‏ها، طرز زندگى و نوع لباس را تغییر داد.

همین‏طور در ایران و كشورهایى نظیر آن، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلى زودتر از آن، نوع تفكر، طرز زندگى و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد.

میل به اروپایى شدن در جامعه ایرانى باعث شد كه به جاى بازسازى و نوسازى چارچوب اقتصادى - اجتماعى جامعه خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتى شدن توجه كنند كه مهم‏ترین نماى اروپایى شدن، پوشیدن لباس‏هاى اروپایى و ترویج مدهاى غربى به شمار مى‏رفت.
ایرانیان بر این باور شدند كه باید خود و فرهنگشان را اروپایى كنند، تا بدین ترتیب از ضعف و عقب‏ماندگى رهایى یافته، در ردیف كشورهاى پیش‏رفته قرار گیرند.

بنابراین «مدگرایى» و «غرب‏گرایى» در ایران، در یك بستر فكرى و دوشادوش هم رشد كرده‏اند. در حال حاضر نیز بیشترین مدهایى كه در جامعه و بخصوص در بین جوانان رایج مى‏شود، برگرفته از الگوهاى غربى و با همان انگیزه است.

مُد و مدرنیسم
مُد و مُدگرایى را مى‏توان از جهتى مولود مدرنیسم دانست ؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است ؛ نگاه و شناختى كه برخاسته از زیستن در «اكنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل مى‏افتد. «مدرنیته» كه شكل عینیت‏یافته فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآورى، تجدّد و سلیقه و مُد است. از این‏رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با كهنگى، ركود، قدمت و سنّت و پیروى از هنجارهاى پایدار قرار مى‏دهد و كشش و تمایل آن به‏سوى تجدّد و نوآورى در فرهنگ و ارزش‏هاى اجتماعى است. بنابراین، مدگرایى و نوآورى در تفكر و رفتار (به معناى رایج آن) به عنوان نماد اندیشه مدرنیسم قلمداد مى‏شود (4) و از آن‏جا كه جوامع غربى موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده‏اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن‏سازى) و اشاعه طرح‏ها و مدهاى نو، در واقع با غربى‏سازى و غرب‏گرایى كاملاً هم‏اُفق و بلكه معادل خواهد بود، و این، خود مى‏تواند از زاویه دیگر، رابطه مدگرایى و غرب‏گرایى را نشان دهد.

عوامل و زمینه‏هاى روان‏شناختى مدگرایى در جوانان
علاوه بر زیرساخت‏هاى تاریخى و اجتماعى، مدگرایى در بین جوانان از یك سرى اصول و سازه‏هاى روان‏شناختى نیز تبعیت مى‏كند و با انگیزه‏ها و نیازهاى چندى در ارتباط است.

1 . تنوع‏طلبى و نوگرایى
جوانى، فصل تازه‏اى در زندگى و سرآغاز ورود انسان به جهان پرشور و رنگارنگ است كه غرایز طبیعى در شكل‏دهى آن، نقش اصلى را بر عهده دارند. استقلال‏طلبى، تنوّع‏دوستى، هیجان‏خواهى، نقد گذشته و نوگرایى از جمله ویژگى‏هاى دوران جوانى است كه به شدّت، رفتارهاى جوانان را تحت تأثیر قرار مى‏دهد. تمایل به امروزى شدن و نوگرایى به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وى به شكستن قالب‏هاى موجود، فاصله گرفتن از هنجارهاى پیشین و رسیدن به هویّتى متمایز از كسانى كه پیش از او بوده‏اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانى كه نمود بیرونى به خود مى‏گیرد و در رفتار جوان منعكس مى‏شود، به صورت مدگرایى ظاهر مى‏گردد.

2 . مدگرایى و همانندسازى
همانندسازى در مكتب روانْ‏تحلیلگرى به فرایندى ناهشیار اطلاق مى‏شود كه فرد، طى آن، ویژگى‏ها (نگرش‏ها و الگوهاى رفتارى)ى فرد دیگرى را براى خود سرمشق قرار مى‏دهد و با تقلید از نگرش‏ها و ویژگى رفتارى وى احساس مى‏كند كه مقدارى از قدرت و كفایت او را نیز به دست آورده است. (5)
منبع اصلى همانندسازى در دوران كودكى والدین هستند ؛ زیرا كودك، اولین و بیشترین برخورد را در زندگى با والدین خود دارد ؛ اما در دوران نوجوانى كه فرد از والدینش فاصله مى‏گیرد، الگوهایى را كه خود را با آنها شبیه كرده است، از دست مى‏دهد و در درون او خلأى به وجود مى‏آید. چنین خلأى مى‏باید از طریق یافتن الگوهاى دیگر، یعنى از طریق همانندسازى‏هاى جدید با دیگرى، پر شود.
به اعتقاد روانشناسان، همین خلأ و احساس ناامنى ناشى از آن باعث مى‏شود كه نوجوان در مسیر خود به راه حل‏هایى متوسّل شود كه این راه‏حل‏ها از طریق همانندسازى با شخصیت‏هایى است كه الگوى نوجوان قرار مى‏گیرند. این شخصیت‏ها مى‏توانند شخصیت‏هاى معروف گذشته، هنرپیشه‏هاى سینما، نوازندگان و آوازخوانان، و یا گروه‏هاى مختلفى مانند «هیپى»ها باشند و فرد، خود را از نظر ظاهرى شبیه آنها ساخته، در شیوه لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازى كند. به محض این‏كه یك هنرمند یا ورزشكار لباسى را بپوشد و در صحنه‏اى ظاهر شود، جوانان با وى همانندسازى نموده، سعى مى‏كنند به عنوان مُد، آن را در جامعه طرح كنند.

3 . رقابت و چشم و همچشمى با دیگران
انگیزه رقابت و چشم و همچشمى با دیگران، از دیگر عوامل پیروى از مُد در بین جوانان و نوجوانان محسوب مى‏شود. این انگیزه، در همه افراد وجود دارد و به گونه‏هاى مختلف بروز مى‏كند. رقابت اگر در زمینه‏هاى مثبتْ جهت داده شود، باعث پیشرفت و رشد و تكامل معنوى فردى مى‏شود ؛ اما اگر جهتگیرى آن به‏سوى امور مادّى و مُدپرستى باشد و فرد، سعى كند از لحاظ ظاهرى (و مثلاً در سبك و شیوه لباس پوشیدن) از دیگران عقب نماند، سرانجامِ خوبى نخواهد داشت. (6)

4 . مدگرایى و التزام‏هاى ناشى از دوستى
یكى از عوامل پیروى از مُد در بین جوانان و نوجوانان، ترس و نگرانى از مجازات‏هاى خصوصاً غیر رسمى از سوى دوستان است. لذا تحقیر و تمسخر ، پوزخند زدن و متلك گفتن اطرافیان و ترس از آن، باعث مى‏شود كه جوانان و نوجوانان از مُدهاى رایج پیروى كنند.

5 . مدگرایى و جلب توجه دیگران
افرادى هستند كه با تعویض و تغییر هر روزه لباس و آرایش خود و خریدن لباس‏هاى گران قیمت و مُدِ روز، در صدد جلب توجه دیگران برمى‏آیند. استفاده از لباس‏هاى چسبناك و برّاق و رنگارنگ، جوراب‏هایى شبیه تور ماهیگیرى، كفش‏هایى با پاشنه‏هاى خیلى بلند، آرایش تُندى با رنگ‏هاى غیر طبیعى و... (كه بیش از همه در بین جوانان و بخصوص دختران رایج است)، باعث جلب توجه دیگران شده، نگاه‏هایى را به خود معطوف مى‏دارد.

6 . مدگرایى و تشخُّص‏طلبى
برترى‏جویى و تشخّص‏طلبى از دیگر عوامل پیدایش مُد در بین جوانان است. افرادى كه خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفّه جامعه مى‏دانند، سعى مى‏كنند این برترى را در گویش، لباس پوشیدن، محیطآرایى و سبك آرایش و زیورآلات خود نشان دهند و لذا مُدهاى جدید را مطرح مى‏كنند.
تورْشتایْن وِبْلن (Thorstein veblen) مد را وسیله‏اى براى این‏كه افراد، نشان دهند ثروتمند و با شخصیت و یا داراى اندیشه‏اى خاص هستند، مى‏داند؛ (7) لذا به محض این‏كه مُدى در جامعه گسترده شد، اشراف‏زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید مى‏روند ؛ زیرا مُد قدیمى دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمى‏كند.

نقش تولیدكنندگان در اشاعه مُد
شركت‏هاى تولیدى از طریق روان‏سنجى و شناخت روحیات افراد جامعه و با توجه به همین روحیه نوگرایى و میل به امروزى شدن در جوانان، هر روز، یك فُرم شلوار، پیراهن، كفش، كلاه، عینك، آباژور، كاغذ دیوارى، گوشى تلفن و... را عرضه مى‏كنند و اندك تغییرى از جانب آنها، یك مُد جدید مى‏شود و حتّى گاهى براى آن‏كه كالاى تولیدى‏شان زودتر در جامعه مُد شود، از یك فرد مشهور (مثل یك هنرمند سینما یا ورزشكار)، با اِعطاى مبلغ زیادى پول، مى‏خواهند كه براى یك‏بار هم كه شده، از آن كالاى جدید استفاده كند و در فیلم یا صحنه تلویزیون، ظاهر شود.
یكى از دلایل عمده‏اى كه تولیدكنندگان و طرّاحان خارجى توانسته‏اند در سطح جهانى براى خود، جایى باز كنند و مُدآفرینى داشته باشند، آشنایى آنها با مبانى روان‏شناختى «تأثیرگذارى» و به كارگیرى روش‏ها و اصول فنّى مناسب در كار است، در حالى‏كه تولیدكنندگان داخلى و محدود، معمولاً به الگوبردارى و تقلید از آنها مى‏پردازند و به نحوى مُدهاى غربى را در جامعه ترویج مى‏كنند.

رسانه‏ها و ترویج مُد
شبكه‏هاى تلویزیونى، مطبوعات و پایگاه‏هاى فعّال اینترنتى، انواع مدهاى جدید را تبلیغ مى‏كنند و از این طریق، زمینه را براى گرایش خانواده‏ها و بخصوص جوانان به‏سوى مدهاى نو مهیّا مى‏سازند.

اسلام، مدگرایى و امروزى شدن
حال، این سؤالْ مطرح است كه مدگرایى، تجدُّد و امروزى شدن، تا چه اندازه مطلوب است؟ و نظر اسلام در این زمینه چیست؟ در یك نگاه كلى، اسلام با همه نوع مُد، مخالف نیست. اسلام، امروزى شدن و نوگرایى در سبك و شیوه لباس پوشیدن را نیز به صورت كلّى پذیرفته است. آنچه اسلام با آن مخالف است، پشت‏پا زدن به ارزش‏ها (مثل: پوشش شرعى، پرهیز از اسراف، و...)، رعایت نكردن اخلاق اجتماعى، آزادى مطلق در روابط دختر و پسر، و همانندسازى با بیگانگان است. حال اگر این پدیده‏هاى انحرافى در قالب مُد به خود جوانان داده شوند و میل فطرى «نوگرایى» و نیازِ «امروز شدن» به لجنزار انحرافات سوق یابد، اسلام با آن مخالف است.
پس مُدهاى خوب داریم و مُدهاى بد! امروزى شدن نیز همین‏گونه است. گاه، امروزى شدن، رابطه انسان را با گذشته‏اش (كه همان سابقه تاریخى و هویت فرهنگى اوست)، قطع مى‏كند و گاه در امتداد دیروز و با حفظ تعلّقات انسان به سنّت‏ها و ارزش‏هاى پیشین است. اسلام با این نوع تجدُّد و امروزى شدن كه در راستاى ارزش‏ها و با حفظ اصول و مبانى اعتقادى باشد، هیچ‏گاه مخالف نیست.

آسیب‏شناسى مدگرایى جوانان
مدگرایى، گرچه ریشه در نیازهاى طبیعى جوانان دارد و برخاسته از روحیه نوگرایى جوانان است، اما به لحاظ آن‏كه مُدها و مُدِل‏ها نمایانگر علایق و ارزش‏هاى مسلّط یك زمان و یك قشر خاص‏اند و افزون بر آن، مى‏بینیم كه امروزه جوانان ما از مدهایى (چون: رَپ، هِوى متال، و...) پیروى مى‏كنند و ناخواسته به رهنجارهایى رومى‏آورند كه چه بسا با فرهنگ و ارزش‏هاى اجتماعى ما در تضاد است، پس مى‏توان گفت كه مدگرایى در جامعه ما تا حدود زیادى كاركرد منفى به خود گرفته است و پیامدهاى آن، به شدّت، جوانان ما را تهدید مى‏كند. لذا بحث از آسیب‏شناسى مدگرایى ضرورت مى‏یابد.

پیامدهاى منفى مدگرایى
با توجه به این‏كه بیشتر مُدهاى رایج در بین جوانان و نوجوانان برگرفته از الگوهاى بیگانه و غیر خودى است، مى‏توان گفت كه مدگرایى به معناى جدید آن، نوعى از خودبیگانگى و تقلید از فرهنگ غربى را القا مى‏كند، تا آن‏جا كه الآن بعضى از جوان‏ها از نوك پا تا فرق سرشان غربى است و حتّى وقتى نگاه مى‏كنى، مى‏بینى كلمات یا جملاتى بر روى لباس یا داشبورد ماشین یا آینه و كُمد شخصى یا درِ ورودى مغازه‏شان نوشته شده كه كم‏تر ارتباطى با زندگى شخصى یا آرمان‏ها و علایق فردى آنها دارد و گاه حتّى معناى آن را نیز به درستى نمى‏دانند و شاید اگر بدانند، موجب شگفتى، خنده یا ناراحتى‏شان بشود، عباراتى مثل: «ما پسران شیطانیم»، «گروه لجن!»، «سفید، امّا آشغال»، «گروه سیاهان بوگندو!»، «زیبایى كثیف»، «عشق نشئه»، «گناه تا مرگ»، «بوسه بر صندلى الكتریكى» و...

این، چیزى است كه از مُدگرایى یا مدپرستى جوانان امروز ما به چشم مى‏آید ؛ چیزى كه شاید بتوان گفت تا حدّ زیادى، ناشى از تقلید كوركورانه و غفلت از خویش است ؛ چرا كه كلمات و عبارات بالا، شعارهاى آخرین مُدهاى شخصیتى‏اى است كه غربى‏ها به جوانان جهان تقدیم كرده‏اند، درحالى‏كه جوان امروز ما، نگاه خاص خودش، شخصیّت خودش و حتى مشكلات خودش را دارد!
تقلید هر روزه از آخرین مدهاى رایج در جهان غرب، به چه معناست، جز: از خودبیگانگى، بحران هویت، تزلزل شخصیت، وابستگى اقتصادى، احساس حقارت و...؟ از همه دردناك‏تر، این است كه بسیارى از رفتارها و هنجارهایى كه امروزه به عنوان مُد در جامعه ما مطرح است و از سوى عده‏اى تبلیغ هم مى‏شود، با اصول اخلاقى و ارزش‏هاى فرهنگى جامعه ما به هیچ وجه همخوانى ندارد. روابط بى‏قید و شرط دختر و پسر، عدم رعایت پوشش اسلامى، آرایش مو و صورت صرفاً به قصد جلب توجه (مثلاً به سبك جنس مخالف و یا به سبك‏هاى بسیار پیچیده و وقتگیر)، آرایش مو به سبك جوانان منحرف غربى (مثلاً به سبك همجنس‏گرایان)، به كارگیرى وسایل تزئینى غیرمتعارف (مثلاً حلقه بینى براى دختران و حلقه گوش و انگشتر طلا براى پسران) و... همه به نحوى شخصیت جوان مدگراى امروزى را به نمایش مى‏گذارند ؛ مدهایى كه به اتلاف وقت و انرژى و قابلیت‏هاى فكرى و سرمایه‏هاى مادّى جوانان و خانواده مى‏انجامند و شاید بتوان گفت كه هیچ سهم و نقشى در نو شدن و امروزى شدن جوان و جامعه ندارند!

فرهنگ خودى، اصلى‏ترین ضابطه مدگرایى و امروزى شدن
فرهنگ و ارزش‏هاى اجتماعى از اساسى‏ترین عناصر یك نظام اجتماعى هستند كه پایه ارزیابى ما را از پدیده‏هاى اطرافمان تشكیل مى‏دهند و در واقع، رفتار ما را نسبت به آنها تنظیم مى‏كنند. بنابراین، در پذیرش یا عدم پذیرش الگوها و مدهایى كه در جامعه رواج مى‏یابند، ابتدا باید رابطه آنها را با نظام ارزشى حاكم بر جامعه و اصول و مبانى مورد قبول آن مردم، مورد ارزیابى قرار داد و میزان همگرایى یا واگرایى آنها را از یكدیگر سنجید.

به عنوان نمونه، مدهاى لباس، اگر در عین جذابیّت و امروزى بودن، برخاسته از فرهنگ خودى باشند و با اصول و مبانى اعتقادى و اخلاقى جامعه ما تعارض نداشته باشند، نشانه خلاقیّت و نوآورى جوانان ما بوده، هویت فرهنگى آنان را به نمایش مى‏گذارند. بنابراین، باید تدابیرى سنجیده شود تا مُدها و مُدل‏ها، هم نیاز به تنوع‏طلبى و نوجویى و میل به امروزى شدن جوانان را تأمین كنند و هم جوانان ما از پیامدهاى منفى مدگرایى، درامان بمانند. (8)

نكته آخر
همه ما به خوبى مى‏دانیم كه پیروى از الگوها و مدهاى غربى و پوشیدن لباس‏هاى با آرم خارجى یا تقلید از مدل موى سر فلان فوتبالیست، نمى‏تواند به ما شخصیت اعطا كند و موجب پیشرفت و ترقّى ما گردد. عوامل اصلى موفقیت در تمامى زمینه‏ها، خودباورى (اعتماد به نفس) و پایبندى به اصول اعتقادى و ارزش‏هاى اخلاقى است. تا زمانى كه علم و دانش در وجود ما شكوفا نگردد و زیرساخت‏هاى شخصیت ما مبتنى بر الگوهاى فرهنگ اصیل این مرز و بوم، شكل نگیرد، آرایش ظاهر و تقلید از مدها و الگوهاى دیگران، جز بحران هویت و دور شدن از اصالت فرهنگى خویشتن، نتیجه‏اى در پى نخواهد داشت.

پس بیایید یك‏بار دیگر در رفتارمان تجدیدنظر كنیم و اصالت‏هاى فرهنگى‏مان را در پرتو جذابیت‏هاى دروغین فرهنگ بیگانه از دست ندهیم.

همان‏گونه كه میل به امروزى شدن و مُدگرایى (كه از ویژگى‏هاى دوران جوانى است)، ناخواسته ما را به پیروى از الگوهاى بیگانه مى‏كشانَد، غرور و احراز هویت نیز به همین دوره سنّى اختصاص دارد. چه خوب است غرور ملى و غیرت دینى را در خویش تقویت كنیم و میل به امروزى شدن و مدگرایى را با الهام گرفتن از آموزه‏هاى تمدّن‏ساز اسلام و فرهنگ غنى اسلامى - ایرانى خویش و متناسب با هویت فرهنگى خود، به فعلیت برسانیم.


پاورقى.
1. براى مطالعه بیشتر ر.ك به: روانشناسى رشد، وندر زندن، ترجمه: حمزه گنجى، انتشارات بعثت، 1376، بخش سوم.
2. درآمدى بر تئورى‏ها و مدل‏هاى تغییرات اجتماعى، احمدرضا غروى‏زاد، تهران: جهاد دانشگاهى، 1373، ص 196.
3. لغت‏نامه، على‏اكبر دهخدا، ج 12، ص 18115.
4. براى مطالعه بیشتر، ر.ك به: درآمد بر مكاتب و اندیشه‏هاى معاصر فرهنگ واژه‏ها، عبدالرسول بیات و همكاران، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینى، 1381.
5. زمینه روانشناسى، ریتا اتكینسون، ترجمه: محمدتقى براهنى و همكاران، ج 1، تهران: رشد، 1375، ص 158 .
6. براى مطالعه بیشتر، ر.ك به: آناتومى جامعه، فرامرز رفیع‏پور، تهران: شركت سهامى انتشار، 1378، بخش 7 و 8 .
7. . Veblen, Thorstein )1191(. the theory of the leisure class.new york. p 7
8. انتشار سه نشریه ویژه مد در ایران (كه هم زمان به مباحث نظرى و نمونه‏هاى ایرانى مد مى‏پردازند)، شاید بتواند گام نخست در این زمینه باشد: ماهنامه طرح و مد (ویژه لباس، محیط و تزیینات)، ماهنامه لوتوس (ویژه مدهاى ایرانى لباس) و ماهنامه آرایه (ویژه محیطآرایى و تزیینات داخلى). (حدیث زندگى)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ندای جوان

شنبه 12 فروردین 1391 11:10 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
جوان كه به راه قدسی نرفته و در جوانی گنجی اندوخته نكرده اند، مرغان ماهیخوار پیر را مانند كه در دریاچه ای بی ماهی از میان می روند.((بودا))

پیش از آنكه شما متولد بشوید، پدر و مادر شما هم جوانان پرشوری بودند و تا به آن اندازه كه اكنون به نظر شما می رسد، موجب آزردگی خاطر نبودند.((بیل گیتس))

عشق راستین، آتشی پایدار است كه در اندیشه ی انسان شعله ای جاودان دارد. رخوت پیری و مرگ را در آن راهی نیست؛ همیشه چنین خواهد بود.((سر والتر راج))



جوانی كه فراموش می كند شاخه گلی به محبوبش بدهد، سرانجام وی را از دست خواهد داد.((پائولو كوئیلو))

وقتی جوانتر بودم همه چیز را به یاد می آوردم، می خواست اتفاق افتاده باشد یا نه!((مارك تواین))

اندرز من به زوجهای جوان این است كه به هنگام شادی، همگام با یكدیگر نغمه ساز كنید و پای بكوبید و شادمان باشید، اما امان دهید كه هر یك در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها؛ چون تارهای عود كه تنهایند هر كدام، اما به كار یك ترانه ی واحد در ارتعاش.((جبران خلیل جبران))

اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جایی نخواهد رسید.((نادر شاه افشار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 14:37  توسط سیدمصطفی موسوی  |  نظر بدهید

جوان و نیاز امروز

 

 


جوان حلقه اتصال دو نسل است:

1- نسل گذشته 2- نسل آینده

هرگونه سخنی در مورد جوان در عین سادگی بسیار مشكل و پیچیده است، زیرا احتیاج به معرفت و شناخت كامل این دو نسل دارد. شناخت این نسل یعنی شناخت روحیات، شناخت تمایلات، شناخت احساسات، شناخت خواسته‌ها و توانمندی‌های جوان. پس اگر نتوانیم تفسیری صحیح و منطقی از جوان داشته باشیم، نمی‌توانیم او را دریابیم و مهم‌ترین نكته اینجاست كه او نیز از خود، محیط خود، آینده خود و هدف آفرینش تفسیر روشن و همگون داشته باشد. به نظر می‌رسد نسل جوان امروز با دو بحران روبروست:

الف- بحران شناسایی

به این معنی كه جوان امروزی درصدد تفسیر روان و همه‌جانبه سوال‌های جدی خود برنمی‌آید و یا حداقل پیگیر نیست یا به تعبیر دیگر سوال ندارد و یا با دغدغه خاطر به آن مواجه نمی‌شود. پس قبل از پرداختن به سوال‌هایی نظیر «من كیستم؟ كجا هستم؟ چه باید بكنم؟» باید بدانیم كه جوان قبل از اینكه بر خود مسلط باشد تحت تاثیر حوادث بیرونی قرار گرفته و محیط اطراف سمت و سوی او را جهت می‌دهند. قطعاً یكی از عوامل موثر در نشو ونمای جوای و بلكه هر انسانی، محیطی است كه در آن زندگی می‌كند. اما به نظر می‌رسد اگر انسان فضای ذهنی و درونی آسیب‌ناپذیری داشته باشد، عوامل محیطی از بیرون مطابق با عوامل درونی او جهت می‌یابند كه بعضی از آیات به این مطلب اشاره دارد. یا ایها الذین آمنوا علیكم لایضركم من قبل اذا اهتدیتم (كسانی كه ایمان آورده‌اید به خودتان برسید، اگر شما هدایت پیدا كنید كسانی كه گمراه شده‌اند به شما ضرری نمی‌رسانند.) نداشتن فضای ذهنی روشن و شناختی گویا از خود، آینده خود، اطراف خود، محیط خود و بالاخره هویت خود، مشكل اساسی و جدی جوانان این دوران است. جوان ما باید به این نكته واقف باشد كه به مقتضای سن جوانی اطلاعات او نسبت به بسیاری از امور ناقص است و تنها با صبر و تحمل و استفاده از استادان و راهنمایان است كه می‌تواند شاهد رشد روزافزون خود باشد.

ب- بحران الگوگریزی و الگوپذیری

جوان كانون احساسات است و یكی از نیازهای حسی او الگو و اسوه‌خواهی است. جوان ناخودآگاه الگوخواه و الگوپذیر است و از این كه الگوی مناسبی نداشته باشد افسرده می‌شود. (البته چون خود متعلق به نسل گذشته و آینده است، همیشه در جستجوی الگویی است كه گذشته و آینده را جمع كند الگویی كه در گذشته حل نشده باشد و آینده را نیز همانند او درك كند.) از جهت الگویی، نوگرا و تجدیدطلب است. علت چنین گرایشی این است كه جوان در درجه اول آنچه را كه با تمایلات و احساسات لذت‌بخش او مطابق باشد پذیرفته و تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد و آن را به عنوان الگو انتخاب می‌كند. اگر این انطباق حاصل نشود انزجار، دلسردی و كناره‌گیری ناخودآگاه آغاز شده و در این حال او بدنبال الگوی دیگری می‌گردد. ما باید الگوی سالم دیگری در اختیارش قرار دهیم كه در عین هدایت به افق‌های عقلانی به احساسات او نیز پاسخ داده، خواسته‌ها و تمایلات را در چارچوب نیاز واقعی او برآورده سازیم. باید این واقعیت را پذیرفت كه تا ما جوان را در نیابیم آینده را نخواهیم داشت و تا آینده را نداشته باشیم تلاش گذشته ما بی‌ثمر خواهد بود.

اما وظیفه چیست؟

1- برسمیت شناختن جوان

جوان باید به این باور برسد كه ما او را به رسمیت می‌شناسیم. به اندیشه، تمایلات و احساسات او هرچند ناپخته ارج نهیم و درد او را درد خود می‌دانیم. جوان باید بداند كه ما در یك تكاپوی همه جانبه تنها آینده خود را در او می‌بینیم و به آینده او علاقه‌مند هستیم. البته تنها سخن گفتن از جوان مشكل را حل نخواهد كرد، آنچه می‌تواند حلال مشكلات روحی و روانی جوان باشد به رسمیت شناختن واقعی اوست و به نظر می‌رسد این مطلب از دو راه مسیر قابل هدایت است.

الف: همزبانی

ما باید زبان و فكر جوان را درك كنیم، احساس او را بدانیم، خواسته او را بفهمیم و قبل از اینكه برای جوان تصمیم بگیریم فضای فرهنگی محیطی را به گونه‌ای هموار كنیم كه جوان به طور طبیعی حرف دلش را بزند. در این صورت ما می‌توانیم درد واقعی او را از زبان او بشنویم. تا زمانی كه ما درد جوان را بیان می‌كنیم نسخه درمان ما به درد جوان نخواهد خورد، فضای ارتباط را باید با تلاش طبیعی ایجاد كرد. لازم به ذكر است كه ما باید مطالب خود را در یك قالب زبانی همگون به جوان منتقل كنیم و این امر تنها در صورتی میسر است كه دردها، خواسته‌ها، نیازها و توانمندی‌های او را به طور طبیعی نه به صورت تصنعی شناسایی كنیم و این موضوع زمانی محقق خواهد شد كه جوان با امنیت خاطر در یك فضای شاداب و منطقی به سخن آمده و سفره دلش را باز كند. تحقق این امر مرهون آن است كه جوان بداند ما به طور جدی درصدد یافتن او هستیم و او را دوست داریم و او همه وجود و هستی آینده و سرمایه جامعه ماست.

اولین مكانی كه لازم است چنین فضایی در آن حاكم باشد خانواده است. امروز جوان در خانواده خود زندگی طبیعی ندارد و بیرون از افكار و تمایلات خانواده اما به ظاهر زندگی می‌كند. خانه خوابگاه اوست و خانواده قفسی است كه او را تنها از آفت‌های محیطی و نه از آفت‌های روحی حفظ می‌كند كه مكان بعدی جامعه است. اگر جامعه جوان را به رسمیت بشناسد او گرچه از جهات اقتصادی دچار مشكلاتی باشد، همیشه آسایش و امنیت روانی را احساس می‌كند و در این صورت سعی می‌كند برای جامعه‌ای كه برای او ارزش فوق‌العاده قایل است كار كند.

نتیجه اینكه به رسمیت شناختن جوان یعنی احترام گذاشتن به اندیشه او گوش دادن به درد دل او و محبت كردن به او در چنین بستری به راحتی می‌توان بحران شناسایی و بحران الگوگریزی را حل كرد.

ب: به‌كارگیری اندیشه و توان جوان

یكی از بهترین راه‌های به رسمیت شناختن جوان و واگذار كردن كار به اوست، ما باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی كنیم كه جوان خود مجری بسیاری از كارها باشد و بتواند ابتكار و خلاقیت خود را نشان بدهد در بستری آماده به ظهور و شگفتی خود بیندیشد و اندیشه خود را در افق خدمت به مردم نظاره كند، علت برخی از افسردگی‌ها بداندیشی‌ها و بزه‌كاری‌ها و عدم ابراز احساسات به جوانان است، اگر بستر ابراز احساسات جوان تهیه شود بسیاری از معضلات از بین خواهد رفت، اگر ما بتوانیم از اندیشه‌ها و فكر جوان استفاده كنیم حلقه ارتباط با او راه جهت درمان بسیاری از دردهای او بدست گرفته‌ایم.

ج- سیراب كردن جوان در هدایت

بعد از اینكه ما جوان را با ایجاد فضای ارتباط به رسمیت شناختیم باید او را حفظ كنیم یعنی او را به طور غیرمستقیم هدایت كنیم تا با اتكاء به نفس در مسیر زندگی به پیش برود. ما بعد از ارتباط باید بتوانیم به او خوراك تازه همراه با مزه‌های قابل پسند و به تعبیری خودمانی‌تر جوان‌پسند ارایه كنیم. اینجاست كه محتوا را باید در روش‌های تازه بكار گرفت كه خوشبختانه از جهت دارابودن محتوای هدایت از علوم دینی با وجود روحانیت معظم مشكلی نیست. اما مشكل در ارایه جذاب آن در قالب‌های ارزشی است كه باید بدان توجه ویژه داشت.

جوان مطابق با روحیه خود از كهنه‌كاری گریزان است و به نواندیشی و تازه‌گرایی گرایش دارد و این ما هستیم كه وقتی جوان را با خود همراه كردیم باید سنت و تجدید را كنار هم بنشانیم و بین گذشته و آینده عقد قرابت ایجاد كنیم. اینجاست كه اصل انطباق با جوان در مسیر هدایت ضروری است. باید مطبق با رفع نیازها بر ضرورت‌ها تكیه كرد و زبان طرح ارزش‌ها را مطابق با مخاطب خود جذاب و گیرا نمود.

زبان امروزی قطعا در نقل مطالب و در مقایسه با زبان كهنه موفق‌تر است. در این راستا ترجیحاً باید از قالب‌های هنری و با محتوا با هدایت ارزشی‌ بهره‌گرفت. امید آنكه با درك مشكلات جوانان و انتخاب راه كارهای اصیل و صحیح قدمی بزرگ در رفع نیازهای جوان امروزی برداریم.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوان و اعتیاد به اینترنت

شنبه 12 فروردین 1391 11:05 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

  اعتیاد چیست؟ آیا امكان دارد كسی به استفاده از اینترنت معتاد شود؟ آیا غذا خوردن به علت تکرار روزانه اعتیاد است؟ آیا لزوما تکرار و اعتیاد بد است؟ این ها سوالاتی است که می توانید از خود بپرسید. معمولا اعتیاد در کشور ما به مصرف مواد مخدر گفته می شود، اما واقعا تعریف اعتیاد چیست؟

  اعتیاد رفتاری انسانی و با اختیار شخصی است که فرد علی رغم میل باطنی، احساس نوعی وابستگی به آن می کند و تکرار انجام آن باعث کاهش کیفیت و کمیت در جنبه های مختلف زندگی آدمی می گردد و دامنه نتایج آن به كم خوابی، به خطر افتادن موقعیت شغلی و دگرگونی در روابط خانوادگی و اجتماعی منجر خواهد شد.

  اعتیاد به اینترنت می تواند هم از نوع  on line باشد و هم از نوع off line. منظور از اعتیاد on line، اعتیاد به استفاده از کامپیوتر هنگام اتصال به اینترنت است مانند؛ اعتیاد به مسائل عاطفی، دوستی و جنسی در اتاق های چت و یا اعتیاد در روابط تجاری. در این راستا حتی کنجکاوی اطلاعاتی نظیر جستجو در  web نیز نوعی اعتیاد است. اما اعتیاد off line یعنی استفاده از کامپیوتر در زمانی که با اینترنت ارتباطی ندارد، مانند: اعتیاد به بازی های کامپیوتری که در میان بچه ها شایع است و یا اعتیاد به کدنویسی در میان برنامه نویسان کامپیوتری و...

  در استفاده از اینترنت (مخصوصا نسل جوان) آنچه مورد توجه است استفاده افراد بسیاری از سرویس چت می باشد، بطوری که با نگاهی گذرا به اتاق های چت در نرم افزار yahoo messenger چیزی که جلب توجه می کند، تعداد اتاق های متعدد مربوط به ایرانیان می باشد. این قضیه تا حدی جدی است که به نظر می رسد در صورت قطع سرویس چت در yahoo ، فروش اشتراک اینترنت در کشور بطور چشمگیری کاهش خواهد یافت.

  چت کردن یک عمل ارتباطی در حوزه انسان هاست که مانند سایر ارتباط های مرسوم بین بشر می تواند از دو جنبه روانشناسی (تک تک افراد شرکت کننده) و از جنبه جامعه شناسی (جامعه مجازی ایجاد شده) مورد بررسی قرار گیرد. البته لازم به ذکر است که محیط اینترنت و چت به لحاظ مجازی بودن آن دارای تفاوت های اساسی با سایر محیط های ارتباطی است. هر نوع فناوری و تکنولوژی با ورود خود اثرات مثبت و منفی بسیاری را به همراه خواهد داشت که اگر در گرایش به هر کدام آن ها دچار افراط شویم، در نتیجه درگیر تقلیل گرایی خواهیم شد.

  از جمله اثرات مطلوب چت عبارت است از؛ شناخت بهتر افراد از طریق برداشتن موانع و هنجارهای اجتماعی، یافتن دوستان جدید، حدف فاصله زمان و مکان، غلبه بر خجالت در ارتباط با جنس مخالف، غلبه بر استرس، داشتن آزادی بیان، دسترسی به انواع شبکه های ارتباطی و کسب اطلاعات دلخواه، داشتن سرعت بالا در انتقال پیام ها و... در کنار ویژگی های مثبت چت می توان اثرات منفی آن را در دو بخش کلی تقسیم بندی کرد؛ 1. محتوای نامناسب: طبیعت باز و آزاد اینترنت و عدم نظارت مستقیم بر آن توسط والدین و ارگان های دولتی سبب شده است که محیط هایی با موضوعات نامناسب به ویژه برای کودکان و نوجوانان ایجاد شود. 2. اعتیاد به چت و اینترنت: در این راستا همین کافی است که بدانیم، اهمیت اعتیاد به اینترنت تا حدی است که عده ایی از روانشناسان آن را مانند اعتیاد به مواد مخدر می دانند.

  تجربه ثابت کرده است رهایی از مشكلات زندگی با پناه بردن به اینترنت حل نشده و به آن باید به عنوان چاره موقتی برخورد كرد. هنگامی كه یك معتاد به اینترنت در انتهای شب سرانجام دست از كامپیوتر می كشد و آن را خاموش می كند مشكلات واقعی به سراغ او می آیند. در این زمان رویارویی با دشواری ها بسیار سخت تر و آثار افسردگی عمیق تر به نظر می رسند. با سیاه شدن مانیتور، احساس تنهایی در فرد دوچندان خواهد شد. در این هنگام شخص معتاد به اینترنت مانند معتادان به الكل برای رهایی از مشكلات، مجدداً به سمت اینترنت و اتاق های چت کشیده خواهد شد. از نشانه‌های دیگر اعتیاد فراموش كردن قرارهای ملاقات، عدم توجه به وضع ظاهری و بهداشت شخصی و بروز حالت های عصبی در گفتگوهای دوستانه می تواند باشد. رویاها و خیالپردازی‌های شخص معتاد به نوعی با اینترنت رابطه دارند.  مچ دست اغلب آن ها درد می كند، دروغ می گویند، اعتیاد خود را انكار می كنند، غذا خوردن به موقع را فراموش كرده و معمولاً در مقابل كامپیوتر به خوردن می پردازند.

  تقریبا 5 تا 10 درصد استفاده كنندگان از اینترنت دچار مشكل اعتیاد هستند و جای تعجب نیست كه این نسبت در میان مصرف كنندگان مشروبات الكلی و قماربازان نیز دیده می شود. 2 تا 3 درصد از میان 10 درصد معتادان به اینترنت، آن را به صورت غیرطبیعی و بیش از حد معمول استفاده می كنند. آن ها ساعت های طولانی از اوقات خود را به بازدید از سایت های گوناگون و گفتگوهای بیهوده در چت روم می گذرانند.

  نتایج مطالعات اخیر دكتر دیویس پژوهشگر دانشگاه یورك، روی گروهی از دانشجویان نشان می دهد؛ علت اعتیاد به اینترنت در بسیاری از آن ها دستیابی به راهی برای سركوب اضطراب ها و تنش های زندگی بوده است. به گفته دكتر دیویس احتمال اعتیاد به اینترنت در میان افراد منزوی و گوشه گیر و كسانی كه در ارتباطات اجتماعی و بین فردی خود مشكل دارند، بیش از دیگران است. دیویس در انتهای بررسی های خود نتیجه گیری می كند؛ اگرچه استفاده از اینترنت در دریافت اطلاعات جدید بسیار سودمند است اما از آن نباید برای فرار از مشكلات زندگی استفاده كرد.

   اعتیاد به اینترنت (به ویژه چت) پدیده بسیار جدیدی است و هنوز بسیاری با آن كاملاً آشنا نیستند. عده‌ای معتقدند نمی توان استفاده مستمر از اینترنت را با اعتیاد به مواد مخدر، الكل و یا حتی سیگار مقایسه كرد. روانشناسان و پزشكان كلینیك‌های درمانی كمتر از ده سال است كه به مشكل اعتیاد به اینترنت توجه نشان داده‌اند و بسیاری از متخصصان هنوز در گروه بندی آن با سایر موارد اعتیاد اختلاف نظر دارند. برداشت عمومی جامعه از اعتیاد به اینترنت بر آن است كه مردم با میل خود به سراغ اینترنت می روند در حالیكه اعتیاد به موارد دیگر چندان ارادی و با تصمیم قبلی نیست.

   نتایج تحقیقات دانشگاه پیتسبورگ بر روی 500 استفاده كننده اینترنت نشان داده است؛ كسانی كه به اتاق های گفتگو و بازدید از سایت های مختلف، ایمیل و خرید از شبكه وابسته هستند علایم بالینی شبیه معتادان به الكل‌ و یا مواد مخدر از خود نشان داده‌اند و بسیاری از آن ها اگر چه از بیخوابی رنج می برند، اما توانایی دوری از كامپیوتر را ندارند. آن ها همیشه خسته به نظر می رسند و روابط آن ها با اطرافیان و جامعه به حداقل رسیده. به عقیده برخی از روانپزشكان آثار اعتیاد به اینترنت در افرادی كه در اثر رویارویی با مسائلی مانند طلاق، بیكاری، عدم توجه والدین و مشكلات مالی و حقوقی ضربه روحی خورده‌اند بیشتر به چشم می خورد.  مهمترین ویژگی معتادان به اینترنت مانند دیگر موارد اعتیاد، عدم قبول واقعیت و وابستگی روحی به اینترنت است. آن ها همواره تلاش می كنند تا اتلاف ساعت های متمادی از عمر خود در مقابل كامپیوتر را كاملاً عادی جلوه داده و آن را توجیه كنند. اینترنت در واقع مانند الكل و قمار راه گریز از دنیای واقعی است. بیشترین اوقات معتادان در اتاق های گفتگو و بازی های كامپیوتری می گذرد. سایت های خبری، خرید و ایمیل از دیگر مواردی هستند كه بیشتر معتادان در آن ها به وقت گذرانی مشغول هستند.

   برای تشخیص معتادان اینترنت باید رفتار آن ها به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد. معمولاً معتادان به اینترنت كنترل زمان را از دست داده و كاملاً ارتباط خود را با دنیای خارج قطع می كنند. پسران جوان و زنان میانسال بیشترین معتادان اینترنت را تشكیل می دهند. بسیاری از جوانان تا دیر وقت از اینترنت استفاده می كنند و اگر به تحصیل اشتغال داشته باشند اغلب تكالیف درسی آن ها ناتمام باقی می ماند.

  مرگ یك جوان چینی در چند سال پیش، پس از سه روز استفاده بی وقفه از كامپیوتر و یا ماجرای پدری كه فرزند نوزاد خود را در وان حمام گذاشت و تصمیم گرفت تا پر شدن وان به سراغ ایمیل هایش برود از نمونه‌های روشن اعتیاد به اینترنت است و چنین نمونه‌هایی روانشناسان و بسیاری از مردم جهان را متوجه شیوع نابهنجاری و بیماری جدیدی كرده است كه باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد.

  درمان و كمك به معتادان اینترنت در حال حاضر در مراحل ابتدایی قرار دارد و تحقیقات كامل روش های معالجه روان درمانی چندانی در دست نیست. تعدادی كتابچه و جزوه خود درمانی توسط انستیتوهای بهداشتی به چاپ رسیده كه نمی توانند به رفع اعتیاد كمك كنند. جای تعجب نیست اگر گفته شود تعداد بیشماری از گروه های پشتیبان كمك به معتادین خدمات خود را در اینترنت قرار داده‌اند. همانند روش های موجودی كه در ترك اعتیاد سیگار، مواد مخدر، مشروبات الكلی و قمار به كار می رود متخصصان به قطع ناگهانی از اینترنت اعتقاد ندارند اگر چه تجویز اینگونه درمان در برخی قابل اجرا است ولی اكثر معتادان به دلایل گوناگون مانند انجام و اتمام پروژه‌های درسی دانش‌آموزان و دانشجویان و كارمندان قادر به ترك ناگهانی اینترنت نیستند.

  قدم اول برای كسانی كه تصمیم دارند بدون كمك روانپزشكان و روان درمانگران، خود راساً به كم كردن ساعات استفاده از اینترنت اقدام كنند شناخت عمق وابستگی به اینترنت است. در این مرحله انكار اعتیاد نقش عمده‌ای در ترك آن بازی خواهد كرد. پس از آن باید به قول و قرارهای شخصی پرداخت و مدت و زمان استفاده روزانه از اینترنت را بطور جدی محدود كرد. قدم بعدی یافتن جایگزین مناسب جهت اینترنت است. بازگشت به گذشته و مقایسه آن با حال نشان خواهد داد كه كدام فعالیت خانوادگی و اجتماعی و شخصی مانند گذراندن وقت با همسر و فرزندان، دوستان، ورزش، مطالعه و خواب جای خود را با اینترنت تعویض كرده‌اند.

  مقابله با مشكلاتی مانند خاطرات بد گذشته، جدایی، مسائل مالی،‌ تنهایی، بیكاری و استرس های ناشی از كار با روی آوردن به اینترنت و چت روم از بین نخواهند رفت. شناخت نقاط ضعف و قدرت هر شخص جهت ترك اعتیاد كاملاً به آمادگی روحی وابسته است و مراجعه به پزشك و در میان نهادن مشكلات شخصی و خانوادگی با وی كاملاً ضروری به نظر می رسد و نباید از آن غفلت كرد.

  در نهایت؛ باید افزود که اگر جوامع در ورود هر نوع تکنولوژی و فناوری دچار تاخر فرهنگی شوند مسلما تبعات آن نیز گیریبانگیرشان خواهد شد نظیر اعتیاد به ایتنرنت. هر کالای تکنولوژیکی مانند تلفن همراه، انواع ماهواره ها، کامپیوتر و... هم دارای بعد مادی می باشد و هم بعد معنوی. اگر بعد مادی (خود کالا و جنبه فیزیکی آن)  وارد جامعه شود و جنبه غیر مادی (طرز استفاده صحیح آن) مطرح نشود، مسلما جامعه دچار بحران های فرهنگی خواهد شد. پس باید همزمان با ورود کالای تکنولوژیکی، فرهنگ درست استفاده از آن را نیز در میان استفاده کنندگان آن کالا گسترش داد تا جامعه دچار بحران هایی نظیر اعتیاد به اینترنت و... نشود

 منابع:




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مبارزه با مواد مخدر

شنبه 3 دی 1390 11:14 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
فارس: خضر کاک‌درویشی در کمیسیون مبارزه با مواد مخدر این شهرستان اظهار داشت: برای جهش بزرگ در مبارزه با موادمخدر باید از تمام ظرفیت‌ها بهره‌گیری و راهی هموار برای مراکز حیات اجتماعی،‌ جوانان کشور و مردم ایجاد کنیم.
وی با بیان اینکه آموزش و روشنگری اثرگذارترین راه مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر است، افزود: آگاه‌سازی و هوشیاری نسل جوان با معضل اعتیاد هدف اصلی کمیسیون مبارزه با مواد مخدر است.
فرماندار مهاباد با بیان اینکه مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد باید در سطح جامعه به یک فرهنگ عمومی و عام پسند تبدیل شود، اضافه کرد: توانمندی مردم و دستگاه‌های اجرایی شهرستان در زمینه پیشگیری از اعتیاد باید هدفمندتر و با برنامه‌ریزی جامع‌تری به کارگیری شود.
وی با اشاره به مضرات استعمال مواد مخدر و شیوع آن گفت: اعتیاد به عنوان پایه تباهی و نابودی یک جامعه باید مورد توجه و دقت مردم قرار گیرد تا در کنار مبارزه جدی جلوی مصرف آن و افتادن جوانان به دام اعتیاد گرفته شود.
به گفته این مسئول فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی، آگاه‌سازی مردم به ویژه نسل جوان با خطرات و پیامدهای زیان‌بار موادمخدر، برنامه‌های ورزشی، ترویج و تبیین فرهنگ‌های اسلامی، تشویق و ترغیب جوانان به شرکت در برنامه‌های مذهبی و فرهنگی، کنترل و برخوردهای مناسب و نرم با جوانان از شیوه‌هایی است که خانواده‌ها و مسئولان می‌توانند از به دام افتادن جوانان در دام اعتیاد جلوگیری کنند.
وی ابراز داشت: ایمن‌سازی مردم در جلوگیری از اعتیاد به مواد مخدر فقط با فرهنگ‌سازی و آموزش‌های پیشگیرانه و همچنین اشتغال پایدار و تقسیم عادلانه امکانات ممکن می‌شود.
تشکیل جلسات پرسش و پاسخ پیرامون معضل اعتیاد در مدارس تأثیر ورزش در پیشگیری از اعتیاد، برگزاری کلاس‌های آگاه‌سازی ویژه دهیاران، پخش برنامه‌های هشداردهنده از رسانه محلی از دیگر مواردی بود که در جلسه اعضای کمیسیون بررسی و مطرح شhttp://rahmag.ir/


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوان و اعتیاد به مواد مخدر

شنبه 3 دی 1390 11:06 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

اعتیاد به مواد مخدر پدیده ای جدید و خاص زندگی مدرن است. چرا كه مصرف مواد مخدر اگر هم در گذشته وجود داشت، به عنوان اعتیاد و یا انحراف شناخته نمی شد. اما با گسترش فرهنگ مدرن، ارزش ها و هنجارهای مدرن نیز رواج یافته و كنش ها و رفتارهایی چون اعتیاد به مواد مخدر متعارض با هنجارها تلقی شده و علم جامعه شناسی نیز كه وظیفه شناخت و تأثیرات هنجارها را دارد، انحرافات اجتماعی را مورد كاوش و پژوهش قرار داده و به تبیین علل و عوامل پیامدهای انحرافات می پردازند. جدا از این مسئله، اعتیاد پدیده ای آشنا برای هر ایرانی است. روزانه ۲۰۰۰ كیلو از انواع مواد مخدر در كشور ما مصرف می شود و سالانه ۱۲۰ تن از این مواد كشف و ضبط می شود. ایران تبدیل به معبر ترانزیتی برای مواد مخدر شده، جوانان و نوجوانان به طور بالقوه در معرض اعتیاد به مواد مخدر هستند و اعتیاد در میان دانش آموزان و خوابگاه های دانشجویی از مسائل روز و مورد توجه در جامعه است. افراد و جوانان بسیاری نیز برای كسب درآمد به تجارت مواد مخدر می پردازند و باندهای بزرگ سوداگر مرگ درآمدهای هنگفتی از این زمینه كسب می كنند كه طی گزارشی، سالانه ۶۰۰ میلیارد دلار سود تجارت مواد مخدر در جهان است. بنابر این اعتیاد به مواد مخدر از مسائل و معضلات اجتماعی عصر حاضر خصوصاً در كشورهایی مانند ایران با شرایط اجتماعی جوان و شرایط جغرافیایی خاص خود می باشد. فرد معتاد به علت این كه پا را فراتر از هنجارها و ارزش های اجتماعی گذاشته، منحرف تلقی می شود. او بیماری فردی و روانی ندارد، مجرم هم نیست. وی بیماری است كه معلول شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی است و منحرفی است كه مسیر انحرافی اش، او را به دیگر انحرافات نیز سوق می دهد. در جامعه ای مانند ایران اعتیاد از مرز مسئله و پدیده اجتماعی گذشته، تنها به عنوان یك انحراف نیز نباید تلقی شود، اعتیاد بحرانی اجتماعی برای ایران است كه اگر به آن رسیدگی نشود، انواع و اقسام انحرافات، بیماری ها و مشكلات اجتماعی را در آینده ای نزدیك به دنبال خواهد داشت. در این مقاله سعی شده ضمن تعریف پدیده اعتیاد، به علل و عوامل مؤثر بر آن پرداخته شود و نظریه های مربوط به اعتیاد نیز بررسی شده و در انتها برخی راهكارها و راه حل های مورد اشاره در زمینه رفع معضل اعتیاد نیز مورد توجه قرار گیرد.
 
 
   ● نویسنده: سید علی - ناظم زاده 

● منبع: روزنامه - همشهری


 
 
 
  
 
اعتیاد چیست؟

به طور كلی انحراف اجتماعی، كنش، رفتار و سلوكی است كه با هنجارهای اجتماعی در تضاد است و به طریقی با انتظارات مشترك رفتاری در جامعه سازگاری ندارد و دیگر اعضای جامعه آن را ناپسند و نادرست ارزیابی كنند. اعتیاد به مواد مخدر نیز به عنوان یكی از انحرافات اجتماعی نوعی احتیاج روانی و جسمانی شدید و مبرم به مواد مخدر است كه اختیار مصرف و ترك آن از اراده شخص یا گروه خارج شده باشد. (۱) كه این عادت شدید از سوی نخبگان، حاكمان و عامه جامعه نادرست و مخالف هنجارهای اجتماعی تلقی می شود.

سازمان جهانی بهداشت، اعتیاد را به طور متناوب یا مزمن حالتی مضر برای فرد و اجتماع می داند كه به وسیله مصرف مستمر ماده تخدیركننده(طبیعی یا مصنوعی) ایجاد می شود. این مصرف، موجب گرایش جهت اضافه نمودن بیشتر آن در هر روز شده و اغلب باعث انقیاد روانی و جسمی می شود. این نوع احتیاج شدید به مواد مخدر، حالت وابستگی یا عادت در فرد ایجاد می كند كه برای فرد شكلی مطبوع داشته و آرام بخش دستگاه عصبی اوست. (۲)

از چند منظر می توان به پدیده اعتیاد نگریست كه در این زمینه روانشناسان، جامعه شناسان و جرم شناسان با دیدگاه های متفاوت بر نظریات مختلفی درباره اعتیاد و عوامل مؤثر بر آن تأكید دارند.

برخی معتقدند اعتیاد یك بیماری فردی است. فرد به علل مختلف ناكامی ها و شكست ها تنها راه حل را در پناه بردن به مواد مخدر می داند و پس از چندی به این مواد معتاد می گردد و همین باعث تباهی میلیون ها سلول مغزی او می گردد. بنابر این نظریه، اعتیاد، ذاتاً یك بیماری فردی است كه می تواند در جوامع مختلف آثار و تبعات اجتماعی، فرهنگی نیز داشته باشد.

نظریه دیگری، اعتیاد را نوعی جرم تلقی می كند. معتاد مانند منحرفان دیگر مجرم است و باید به علت همین جرم، متحمل مجازات و زندان شود.

اما از دیدگاه اكثر جامعه شناسان و خصوصاً جامعه شناسی انحرافات، اعتیاد یك بیماری اجتماعی است كه عوارض جسمی و روانی نیز دارد. از آنجا كه اعتیاد منجر به انحرافات فراوانی در جامعه می شود، فرد معتاد، احتمالاً خانواده اش را به جرم و انحراف سوق می دهد وبرای خود و خانواده اش هزینه های فراوان مادی، اجتماعی و حیثیتی دارد. همچنین تغییرات روانی در فرد به وجود آورده و وی را دچار حالت آنومیك نموده و از مشاركت اجتماعی باز می دارد و همچنین خرید و فروش آن در جامعه نیز نوعی انحراف اجتماعی و اقتصادی محسوب می شود. می توان این پدیده را نوعی مسئله اجتماعی در نظر گرفت. البته از منشأ اجتماعی آن نیز نباید غافل شد چه به عقیده بسیاری از محققان منشأ اصلی اعتیاد در جامعه و شرایط آن نهفته است.

اعتیاد از آنجا به عنوان یكی از انحرافات اجتماعی مطرح شده كه به عنوان مسئله ای اجتماعی است كه با انتظارات مشترك رفتاری جامعه سازگاری ندارد و با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در تضاد است. همچنین در صورت حاد شدن مسئله اعتیاد، با توجه به پیامدهای منفی اجتماعی آن موجب سستی اركان جامعه، سست شدن ارزشها بنیادی و حیاتی نظام فرهنگی، كاهش حلقه های مثبت در جامعه و تهدید امنیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه خواهد شد و به بحرانی در جامعه بدل خواهد گشت. بنابر این اعتیاد می تواند به عنوان نوعی انحراف اجتماعی و در سطح بالاتر مسئله یا مشكل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد كه خود باعث مسائلی چون عدم مشاركت و تولید و كارآیی، مشكلات خانوادگی و طلاق، بیكاری و خودكشی و... منجر شود.

برخی صاحبنظران با تأكید بر فردی بودن مسئله اعتیاد، معتقدند اعتیاد از «جرایم بدون قربانی» است كه مستقیماً به دیگران زیانی وارد نمی سازد و مادامی كه به آزادی دیگران تجاوز نمی كند، نباید غیرقانونی باشد. (۳) اما همان گونه كه اشاره شد فرد معتاد آسیب های فراوانی به خود، خانواده، محیط شغلی و نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وارد می سازد و نمی توان از اثرات و تبعات آن چشم پوشید و تنها آن را عاملی فردی دانست.

 

عوامل مؤثر بر رواج اعتیاد

یكی از اقدامات رشته جامعه شناسی علت یابی مسائل و انحرافات اجتماعی است. پدیده ای مانند اعتیاد به مواد مخدر از مسائلی است كه از دیدگاه كلی می توان شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و روانی و همچنین نظام شخصیت فرد و جامعه را در آن دخیل دانست و از جنبه جامعه شناسی خرد می توان دوره نوجوانی، استعداد ارثی، فقدان قوانین و مقررات جدی، عدم امكانات حمایتی، استعمال اعضای درجه یك خانواده و... را در گرایش به آن مؤثر دانست. در اینجا سعی می كنیم كه به برخی از موارد یاد شده در حوصله این مقال بپردازیم.

 

۱- عوامل فردی

عوامل فردی و ویژگی های شخصیتی مانند وجود اضطراب، استرس، اختلال روانی، افسردگی و یأس و سرخوردگی، ضعف و فقر شخصیتی باعث جستجوی فرد به دنبال عامل تسكین دهنده و شخصیت بخش می شود كه مصرف مواد مخدر و به تدریج اعتیاد به آنها یكی از این عوامل به ظاهر تسكین دهنده می باشد. از سوی دیگر فقر و ضعف تحصیلات نیز اگر به عنوان عامل فردی مورد مطالعه قرار گیرد كه البته منشأ اقتصادی و اجتماعی دارد، خود می تواند عامل مهمی در گرایش به مواد مخدر داشته باشد.

 

۲- عوامل اجتماعی

عوامل اجتماعی و خانواده دو مسئله مهم در بررسی مسئله اعتیاد می باشند. خانواده ركن اصلی و حیاتی جامعه و اولین محیطی است كه فرد در آن رشد می كند و زیربنای شخصیتی وی شكل می گیرد. شرایط خانوادگی و سخت گیری یا آسان گیری افراطی، از هم پاشیدگی و اختلافات درونی خانواده و عدم درونی كردن ارزش ها و هنجارهای صحیح در خانواده، همگی در ایجاد انحرافاتی مانند اعتیاد نقش فراوانی دارد. امروزه هم كه به علت واگذاری كاركرد آموزش خانواده به مدارس و آموزش و پرورش دولتی، آموزش و نظارت فرهنگی و ارزش خانواده بر نوجوانان و جوانان كمتر شده و همین مسئله، بعضاً موجب جامعه پذیری و آموزش غلط افراد در گروه های همسالان شده است كه پدیده هایی مانند اعتیاد را به دنبال دارد. در این مسئله، جامعه پذیری و نقش جامعه، ساختارها، نهادها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در انحرافات باید مورد توجه قرار گیرد. از جمله می توان به مسئله «اختلال هنجاری» پرداخت كه به علت این كه بعد هنجاری ساختار اجتماعی در جامعه بسیار با اهمیت است. ایجاد این اختلال می تواند حس همبستگی در جامعه را مختل كرده و فرد را دچار آنومی و انحرافاتی از قبیل اعتیاد نماید. دكتر چلبی در كتاب جامعه شناسی نظم به صورت های مختلف اختلال هنجاری پرداخته كه در نظریه ها به آن خواهیم پرداخت.

نكته دیگر در بعد اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر یا هر نوع انحراف اجتماعی دیگر، ظهور فردگرایی خودخواهانه است كه آلكسی دوتوكویل آن را «خشك كننده بذر هر فضیلتی» دانسته كه رواج این نوع از فردگرایی كه با فردگرایی گرم و مدرن كه در غرب رواج پیدا كرد، متناقض است و منابع لازم برای دلبستگی و همبستگی و مشاركت را از بین می برد.

 

۳- فرهنگ ها و ارزش ها

هر انسانی تحت تأثیر ارزش ها، هنجارها، آداب و رسوم و ایده هایی است كه در جامعه تبلیغ و منتشر می شود. اما در جوامع در حال گذار كه تغییرات سریع فرهنگی حاصل می شود، فرد دچار آنومی شده و خودباختگی فرهنگی پدیده آمده و ارزش ها روز به روز تغییر می كند و اختلال هنجاری ایجاد می شود كه همه این مسائل در ایجاد انحرافاتی مانند اعتیاد بی تأثیر نیست. در اینجا نباید از نقش تبلیغات نیز غافل ماند كه مصرف مواد مخدر را در تسكین فكر و كاهش مشكلات ذهنی مؤثر می داند.

امیل دوركیم جامعه شناس كلاسیك فرانسوی، با تأكید بر اهمیت اخلاق و نظم اخلاقی معتقد است اگر نظم اخلاقی مورد توجه نباشد و جامعه، از ارزش ها و اخلاق گریزان شود، این جامعه رو به زوال می رود. بر همین مبنا رواج فرهنگ غربی در ایران، كاهش اثرات دین و سست شدن ارزش های دینی و سنتی را در پی داشته كه این راه را برای آنومی و كجروی هایی مانند اعتیاد به مواد مخدر باز كرده است.

 

۴- مسائل اقتصادی

مشكلات اقتصادی، عدم اطمینان به آینده، بیكاری، فشار اقتصادی و نداشتن امكانات رفاهی، نابرابری اقتصادی و شكاف عمیق بین ثروت طبقه ها و اقشار مختلف در جامعه و همچنین در مقابل فقر و محرومیت ها، منزلت ثروت و ارائه تصویر آرزوهای بلندپروازانه از یك سو خود عاملی برای كسب ثروت از راه های غیرمجاز و غیرمشروع مانند تجارت و قاچاق مواد مخدر می شود و از سوی دیگر كسانی كه نتوانسته اند از راه های مشروع و غیرمشروع كسب ثروت و منزلت كنند، اكثراً به یأس و سرخوردگی دچار شده و پتانسیل زیادی برای گرایش و اعتیاد به مواد مخدر دارند. (۴)

 

نظریه های مرتبط با پدیده اعتیاد

جامعه شناسان و نظریه پردازان طی یكی دو قرن گذشته نظریات متفاوت و راهگشایی در زمینه انحرافات اجتماعی منتشر كرده اند كه هر كدام با توجه به ساختار جامعه و شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع توسعه یافته و در حال توسعه می تواند تبیین كننده انحرافات و ارائه دهنده راه حل در این زمینه باشد. در اینجا به هفت نظریه كه به طور كلی می تواند تبیین كننده اعتیاد به مواد مخدر در جامعه ایران باشد به خصوص با توجه به اعتیاد در اقشار مختلف جامعه، اشاره می نماییم.

 

۱- نظریه انحرافات مرتون

نظریه انحرافات كه متعلق به رابرت كی مرتون جامعه شناس مشهور آمریكایی می باشد، تبیین كننده پدیده اعتیاد در كشورهایی مانند ایران نیز می باشد. مرتون علت ریشه ای انحرافات را شرایط ساختی جامعه می داند و بر خلاف دوركیم معتقد است كه فرد در جامعه به ارزش ها و هنجارها توجه زیادی ندارد و به جای اعتنا به آنها، هنجارها را در معرض انتقاد قرار می دهد. به نظر وی دو ساخت اساسی در جامعه وجود دارد یعنی «اهداف نهادی شده» و «وسایل نهادی شده» كه ارزش ها و امور مطلوب و شیوه های استاندارد كنش برای رسیدن به آن اهداف در جامعه است. تعامل بین این دو ساخت موجب بروز رفتارها و شخصیت های مختلف و گاه متناقض در جامعه می شود.

به نظر مرتون، چهار تیپ «مناسك گرا» یا «شعائر گرا»، «انزوا طلب»، «نوآور» یا «بدعت گذار» و «انقلابی» یا «شورشی» در كنار «همنوایان» معلول شرایط جامعه و برخورد این دو ساخت هستند كه هر كدام شیوه خاص انطباق فردی با این دو ساخت است. یكپارچگی و انسجام در جامعه هنگامی است كه میان این دو ساخت اساسی تعادل وجود داشته باشد. اما اگر اهداف و ارزش های نهادی شده مانند منزلت و ثروت در جامعه تبلیغ شود و جامعه پذیری، ارزش ها و هنجارها، آموزش و پرورش و رسانه ها و تبلیغات برآن تأكید ورزند و در كنار آن وسایل دسترسی به این اهداف وجود نداشته باشد، تیپ های مختلف شخصیتی و رفتاری بروز و ظهور می یابند.

درباره پدیده اعتیاد به مواد مخدر دو تیپ انزوا طلب و بدعت گذار می توانند مورد توجه قرار گیرند. انزوا طلب، شیوه انطباقی فردی است كه در آن، افراد به دلیل ناموفق بودن در دسترسی به اهداف اجتماعی سعی كرده اند خود را از جامعه دور نگهدارند. شیوه نگرش منفعت جویانه را به طور كلی رها كرده اند و به این ترتیب هم ارزش های مسلط و هم وسایل مورد قبول دستیابی به آنها را رد می كنند. این افراد احتمالاً بارها تلاش كرده اند تا با شیوه های هنجاری به سمت اهداف اجتماعی حركت كنند اما عدم توفیق مكرر آنها، باعث سرخوردگی و دور شدن از مسیر تبلیغ اهداف و وسایل استاندارد شده است.

برای تحلیل مسأله اعتیاد در ایران از منظر تئوری مرتون باید جامعه فعلی ایران را از بعد تغییر ارزش ها از سنتی و مذهبی به ارزش های مدرن مورد توجه قرار دارد. در كنار این مسأله تبلیغ مصرف گرایی، نابرابری های شدید اقتصادی، رشد روزافزون فقر و در نتیجه ارزشمند شدن ثروت در جامعه، تغییر نظام ارزشی جامعه را تشدید می كند. در این شرایط تأكید بر اهدافی كه وسایل دسترسی به آن به طور قانونی فراهم نیست نه فقط فرد فرد انسان ها بلكه كل نظام اجتماعی را دچار عدم تعادل و آشفتگی و نابسامانی می كند و بستر را برای ظهور رفتار انحرافی فراهم می كند. همین مسأله فرد را از جامعه و ارزش های آن جدا می كند و در اكثر موارد نیز وی را با ناكامی روبه رو می سازد كه برای جبران ناكامی ها گرایش به مواد مخدر امری عادی است.

اما نوآورها هم در پدیده اعتیاد نقش دارند چه آنها اهداف نهادی شده و كسب منزلت و ثروت را دنبال می كنند اما نه با روش ها و هنجارهای عادی و پذیرفته شده كه قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مواد افیونی كه نقش بسزایی در گسترش اعتیاد به مواد مخدر دارند نمونه بارز نوآوران و بدعت گذاران در جامعه می باشند.

به طور كلی از نظر مرتون، شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی موجب گرایش به اعتیاد می شود و در اصل اعتیاد جرم نیست، نوعی بیماری اجتماعی است كه اگر از ابتدای وقوع آن به فكر اصلاح و پیشگیری نباشیم ممكن است به دیگران نیز سرایت كند و بیماری عمومی و بحرانی اجتماعی پدید آورد. (۵)

در هر حال، این نظریه كه در اصل میانبرد بوده، می توان به تبیین اعتیاد به مواد مخدر در جوامع بسیاری از جمله ایران بپردازد. چرا كه منزلت و ارزش ثروت در چند ساله اخیر بسیار زیاد شده، در حالی كه راه های رسیدن به آن بسیار كم است و براین مبنا قاچاق مواد مخدر و در كنار آن منزوی های بسیاری به وجود آمده اند كه مأیوس و سرخورده به اعتیاد روی می آورند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوان

یکشنبه 20 شهریور 1390 11:45 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
عاشقانه ، کودکان ، حیوانات ، طبیعت ، گرافیکی

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
دفع سموم بدن از طریق پا
فقط در 8 ساعت سموم بدنتان از طریق  پا خارج شده، جذب این چسب میشوند
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 2 شهریور ماه سال 1387 ساعت 10:37 PM

http://www.greeleygov.com/Recreation/WebImages/YE/youthb.jpg


http://india.targetgenx.com/files/2007/09/indian_youth.jpg







«موانع»، آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از روی هدف بر می‌دارید، به نظرتان می‌رسند. هنری فورد

 

نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . ارد بزرگ



تمام حقایق سه مرحله را پشت سرگذاشته‌اند: اول، مورد تمسخر واقع شده‌اند. دوم، به شدت با آنها مخالفت شده است. سوم، به عنوان یک چیز بدیهی پذیرفته شده‌اند. آرتور شوینهاور

 

مدام برای انجام وظایف و کارهای اصلی خود وقت ایجاد کنید . هر روز برای انجام کارهای فردا برنامه ریزی کنید . چند کار کوچک را که باید حتما انجام شوند همان اول صبح انجام دهید . سپس بلافاصله به سراغ وظایف اصلی و مهم بروید و کار را تا به اتمام رساندن آنها ادامه دهید. بردروم ریپورتس

 

برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن . ارد بزرگ



  1. داستان کوتاه : کمبوجیه جهانگشای ایرانی
  2. داستان کوتاه : روز ازدواج پسر نادرشاه افشار
  3. داستان کوتاه : مادرم مرا فرستاده !...
  4. داستان کوتاه : ایران سپیده دم ، تاریخ است
  5. داستان کوتاه : ادب نمایه آغازین خرد است
  6. داستان کوتاه : ارزش اساطیر ایران زمین
  7. داستان کوتاه : آخرین زمستان سرد عمر حکیم توس ، فردوسی
  8. داستان کوتاه : ایرانم ایرانم یارانم...
  9. داستان کوتاه : سرباز ایران ابومسلم خراسانی
  10. داستان کوتاه : گستاخی رومیان
  11. داستان کوتاه : فرگون زیبا و برترین گنج زندگی
  12. داستان کوتاه : داستان کوتاه : وونن پادشاه ایران و اسب سپید
  13. داستان کوتاه : فریاد تجلی دگرگونی است
  14. داستان کوتاه : فریادرس
  15. داستان کوتاه : امید کسی را نا امید نکن
  16. داستان کوتاه : مهمترین پشتوانه فرمانروایان
  17. داستان کوتاه : آوازه نام رودکی
  18. داستان کوتاه : گفتگو با کودکان
  19. داستان کوتاه : طعم عشق به میهن
  20. داستان کوتاه : کمک خواندنی شاه س



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوان واعتیاد به اینترنت

یکشنبه 20 شهریور 1390 11:38 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
10 شمارآ ات هلپ
رد تسامش هاوخلد هچنآ یارب یفاك تصرف و دیشاب راددوخ و درسنوخ و مارآ هك دیراد وزرآ ایآ و شلات یمك اب اما ،دسر یم رظن هب لكشم فده نیا هب ندیسر هچرگا ؟دیشاب هتشاد رایتخادش كیدزن نآ هب ناوت یم لامعا و راكفا رد رظندیدجت .
یاهراكهار تسا رتهبدینك تیاعر ار ام یداهنشیپ:
دناوت یم شمرآ یا هكت ندروآ تسد هب زورما سرتسا رپ و غولش یایند رددینكن شومارف؟دیتسه بیترت و مظن راد هدهع و روما لووسم هشیمه اتاذ ایآ دشاب یگرزب تمینغ
وصخ ،دشاب اهنآ لرتنك تحت دیاب اهراك همه دننك یم ساسحا بلغا لاعف و راكرپ دارفا اصتسا ناشرظندم یصاخ فده هك یعقاوم.
ریسم یگدنز دیراذگب و دینك اهر ار ندرك لرتنك تداع نیا مه راب كی یارب دینك یعس نیاربانبدیامیپب ار دوخ.
هجیتن و دننك یهدنامزاس ار كین كیپ ای یعمجتسد رفس همانرب نارگید دیراذگب لاثم ناونع هب ذپب یرظنراهظا چیه نودب ار هلصاح دهد یم تسد امش هب یساسحا هچ دینیبب و دیری . راك نیا هب ناتیارب هك یشمارآ یلو ،دشاب زیگنا تفگش نارگید یارب و هغدغدرپ امش یارب تسا نكممدراد شزرا ،دروآ یم ناغمرا.
دیریذپن ار ددعتم یاه تیلووسم
هب دیهد یم ماجنا مه اب ار یرایسب یاهراك هراومه هك نیا زا تسا نكمم اعطق یلو ،دیلابب دوخدینك یم یگتسخ و ینارگن ،زكرمت مدع ساسحا راك نیع رد . 1
رد نكیلو دنلاب یم دوخ هب دنهد ماجنا نامزمه ار راك نیدنچ دنرداق هك نیا زا ارثكا اهمناخدننیب یم بیسآ لمع نیا زا تیاهن.
هب كی ار اهراك ینعی ؛دیشاب رایشوه اهراك یراد هدهع رد نیاربانب دیهد ماجنا تبون هب و كی . نیا زا سپ ات دیربب تذل ،دیتسه راد هدهع هك یراك ماجنا زا و دینادب ار دوخ رمع یاه هظحل ردقدینك تیقفوم ساسحا ،دیداد ماجنا نسحا وحن هب ار راك هك.
دیهد اهب دوخ یاه تیقفوم هب
بند هب ار یدعب یاه یزوریپ ، تیقفوم هك دیشاب هتشاد هجوت هشیمه دوخ ساسحا و دروآ یم لا دنك یم رود ناسنا زا ار ینیب مك . ای و تسامش یگدنلاب بجوم هك زیچ كی هب اهنت تسا یفاكدینك ركف دیا هدوب قفوم نآ رد هك هنیمز كی .دیهد رارق دییات دروم ار دوخ ندوب دنمشزرا .
وم دینك یعس ،دریگ یم رارق دوخ نتشادنپ شزرا مك ریسم رد هك راب نیا و رورم ار ناتیاه تیقف دینك لمات . دیهاوخ شمارآ ساسحا و دیهد یم رارق تبثم ییامنرود رد ار روما همه لمع نیا ابدرك.
دیهد تیمها ناتیاهزاین هب
یاهزاین ركف هب مه یمك ، تسین یفاك ندوب نارگید ندرك لاحشوخ و یضار ركف هب هشیمهدیشاب دوخ لوبقم و لوقعم .وخ رب لیلد نیاتسین یهاوخد.
یارب یفاك تصرف هك نیا یارب دیناد یم مزلا رگا یلو ،دیهد شوگ نارگید تارظن هطقن هب هب زاین عوضوم نآ هرابرد نتفرگ میمصت و ندرك ركف یارب دییوگب اهنآ هب دیشاب هتشاد خساپ دیراد نامز . و زین دوخ فطاوع و تاساسحا هب تبسن دیتسه ریذپ فاطعنا هك یلاح نیع رد ارگ عقادیشاب یتسیابردور یب و. 2
دوب دهاوخ ماوت تیقفوم اب امتح لئاسم اب دروخرب هنوگ نیا هك دینادب ار نیا . ار امش ندوب كر رگا نیدب ات دیزادرپب رتگرزب لئاسم هب دعب و دینك عورش كچوك لئاسم زا ادتبا دزادنا یم تشحو هبدیهد شیازفا ار دوخ شمارآ هرتسگ هلیسو .
دیربب تذل دوخ راك زا
یارب دینك یم ساسحا ای و دیتسه یراك ماجنا زا نتفر هرفط و هحماسم لاح رد هراومه رگا دیرب یمن تذل دیهد یم ماجنا هك یراك زا هك تسا نیا تملاع ،دیتسه راشف تحت یراك ماجنا . ر سپ ،دیهد ماجنا ار راك نیا دیراچان لاح ره هب امش هك تسا نیا رما تیعقاو یاه هبنج یو و ریدقت دروم ای و دهد یم روما ندروآرد مظن هب هك یبوخ سح لاثم ؛دینك زكرمت نآ شخب تذلدینك هیكت بولطم جیاتن هب ندیسر تباب زا نتفرگ رارق شیاتس .
هچ دیبایرد هك دهد تصرف امش هب و دیادزب ار امش نورد یاه شنت دناوت یم تبثم هاگدید نیار یتدمزارد تارییغتدینك داجیا دیناوت یم ا .
لوقعم و بوخ رایسب یگدنز یاهزاین میظنت یارب هرمزور همانرب كی موزل دیشاب ریذپ فاطعنادوش امش بارطضا و شنت بجوم نآ تیاعر رد رابجا و رارصا دیابن یلو تسا.
نآ یارجا یارب دیكات و دیهدب تسد زا ار اهتصرف دوش یم ببس دایز ندوب یدج و یریگتخسب رییغت ار دوخ كیتكات و شور دیناد یم مزلا هك یعقاوم رد دینك فلت هدوهیب ار دوخ یژرنا همانردیوش رت قلاخ ناتفادها هب ندیسر رد و رت قفوم ناتیاهراك رد ات دیهد.
راك ماجنا نیح دهد یم تصرف امش هب نوچ دهد یم یرتشیب شمارآ امش هب یریذپ فاطعنادینك باختنا ار دوخ شور.
دینك رارقرب لداعت یگدنز و راك نیب
تسا یفطاع و یكیزیف تلالاتخا ثعاب یصوصخ یگدنز اب یرادا و یراك یگدنز ماغدا و لخادت دیشاب دنبیاپ نآ هب و دینك باختنا راك فقوت یارب ار ینامز و همانرب . و دینكن ركف راك هب هناخ رددیراد فوطعم یگداوناخ یگدنز هب ار دوخ هجوت.
3
اوم ار هلاسم نیا دراوم رتشیب دینك یعس یلو ، تسین رودقم ناتیارب راك نیا هك دیآ یم شیپ یدردینك تیاعر.
دینك ضوع ار ناتیاه لمعلا سكع
دوخ هاگدید نداد رییغتاب نكیل ،دیشابن قفوم نیرفآ شنت طیارش رییغت رد هراومه تسا نكممدینك ضوع ار دوخ تاساسحا دیناوت یم نآ هب تبسن .
تقو زا و دیزادنین لااب یتوافت یب تملاع هب ار ناتیاه هناش دیآ یم هدعو رس هب رید یسك رگا دیربب تذل دیا هدروآ تسد هب هك یدازآ . دینك یقلت هنوگ نیا تسا رگشاخرپ و بدا یب یسك رگاامش هن و دوش یم لااب نوخ راشف هب لاتبم وا هك .
دینك داش ار دوخ حور و نهذ
ر و نهذ دینك هتسارآ و ابیز ، یرنه یاهراك ندینش و ندید اب ار دوخ ناو . یاه هاگشیامن زادینك زكرمت لگ كی یاه ییابیز رب و دیهد ارف شوگ یقیسوم هب و دینك ندید یرنه.
كی رد ای و دینزب مدق كراپ رد ای و دینك یشاقن ار ییابیز هرظنم و دیرادرب ار یملق و ذغاك مان تبث یرنه سلاكدینك .
دینك یزیر همانرب هدنیآ یارب
یاه همانرب ندوب راظتنا مشچ هك ارچ ؛دینیبب كرادت یحیرفت یاه همانرب دوخ یارب امتحتسا یبوخ رایسب شخب مارآ زین یحیرفت.
همانرب لاثم ؛دینك یزیر همانرب نآ ماجنا یارب و هدرك هیهت شخب تذل یاه همانرب زا یتسرهف تیلب هیهت یارب یا هیهت نات هقلاع دروم باتك دیرخ ای و تسود كی اب تاقلام رارق ای و رتائتدینك .درك دیهاوخ یریذپلد ساسحا هلصافلاب اهراك نیا اب. 4


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نوجوانی از دیدگاه اسلام واز دیدگاه غرب

یکشنبه 20 شهریور 1390 11:35 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
 نوجوانی از دیدگاه اسلام واز دیدگاه غرب 

نوجوانی و دیدگاه اسلام
نمی توان انتظار داشت که علوم تجربی به شکل امروزی آن در متن دین جایی نداشته باشد و گرچه اسلام به تحصیل علم و تجربه سفارش بسیار نموده باید توجه داشت که این علوم به خودی خود کمال واقعی و حقیقی انسان نیستند بلکه تنها وسیله و ابزاری هستند که راه را برای سعادت بشر هموار می سازد.
گرچه روانشناسی رشد از زمره علومی است که بیشترین بهره ها

را از دستورات تربیتی اسلام می تواند بگیرد زیرا هدف اسلام رشد و به کمال رسانیدن انسانهاست , اما باید توجه داشت که رشد در دیدگاه اسلام بسیار عمیق و گسترده است و زندگی انسان از دیدگاه اسلام به این دنیا محدود نمی شود و این پایان کار او به حساب نمی آید . در توصیف دیدگاه های موجود می توان به تعالیم و مقررات شرعی در فقه اسلامی اشاره کرد که اذعان می دارد که به بلوغ رسیدن فرد, آغاز ایام نوجوانی و جوانی و برخورداری از یکسری حقوق و تکالیف است. بنابراین براساس رویکرد مذهبی جوان به کسی گفته می شود که دوران خردسالی را پشت سرگذاشته و با بلوغ جسمانی از یکسری حقوق فطری و شرعی برخوردار شده و متقابلا دارای یکسری تکالیف شرعی در قبال جامعه , خود و خداوند می شود , نکته حائز اهمیت دردیدگاه مذهبی عدم وجود قرائت واحد در تعیین محدوده ایام نوجوانی است.  دوران بلوغ و نوجوانی در دیدگاه اسلامی که مسئولیت ها و مسئولیت پذیری ها معنای رسمی پیدا می کنند و لذا ست که در اسلام در کنار بلوغ جسمانی , عاطفی , هیجانی و اجتماعی به بلوغ شرعی نیز اشاره شده است. بلوغ شرعی که دردختران 9 سال تمام و درپسران 15 سال قمری است, اصطلاحا به تکلیف موسوم است. تکلیف که معنای ریشه ای ان سختی ودشواری است بدین دلیل بر دوره نوجوانی اطلاق شده است که نوجوان با نایل شدن به این مرحله از زندگی , خود را پذیرای اعمال و افعالی می نماید که در شرع , فرایض و واجبات نام گرفته اند و قبل از این مرحله در سنین کودکی موظف به انجام آنها نبوده است, برای نوجوانی که از دوران ساده و بی مسئولیت کودکی قدم به دنیای جدیدی نهاده و اراده اش هنوز پرورش نیافته است ضروری است او را از دوران کودکی با ملایمت و محبت با این امور آشنا کرد.
مراحل رشد بعد از تولد از دیدگاه اسلام :
دوران رشد و تربیت بعد از تولد در اسلام به سه مرحله هفت ساله تقسیم شده است که بدین صورت نامگذاری شده است:
1- دوره سیادت و سروری : این دوره از تولد تا 7 سالگی را در بر می گیرد . سیادت وسروری اینست که کودک باید به اندازه کافی از نظر شخصیتی مورد احترام و مرکز توجه و اهمیت اعضای خانواده باشد . در این هفت سال دنیای کودک دنیای بازی است و در احادیث آمده است که کودک باید در این هفت سال آزاد باشد تا از نظر جسمی و روانی رشد لازم را داشته باشد.
2- دوره اطاعت و فرمانبرداری که بین سنین 7 تا 14 سالگی است. در احادیث متفاوت ویژگی های اطاعت حرف شنوی و همچنین تعلیم وتادیب برای این مرحله بیان شده است. کودک در این مرحله مطیع و خدمتگذار پدرو مادر است. روحیه اطاعت پیدا می کند واین دوره بهترین فرصت برای تعلیم ودانش آموزی و همچنین برای تادیب است.
3- دوره مشورت وهمرایی که از 14 تا 20 سالگی را در بر می گیرد و هفت سال سوم را تشکیل می دهد که مصادف با نوجوانی است. در این دوره نوجوان خصوصیت وزیر , همرایی و همراهی با پدر ومادر, یادگیری حلال وحرام ودوره دشمنی و یا دوستی پدر و مادر ذکرشده است .  لغت وزیر در دو معنا بکار رفته است :
الف: به معنای حمل کننده بارسنگین
ب: به معنای مشاور, معاون ودستیار
هردو معنا می تواند در این دوره مصداق داشته باشد زیرا جوان در ایندوره باید بار گران مشکلات دوران بلوغ و تکلیف و مسئولیت بیواسطه بسیاری از کارها را بردوش بکشد. در تصمیم گیری ها باید به والدین خود کمک کند. ازاین دوره وی باید مسئولیت اعمال خویش را برعهده بگیرد و در ایندوره است که با پدرومادر خود یا دشمن می شود یا از در دوستی بر می آید. اگر پدرو مادر با وی رفیق باشند و خصوصیات و نیازهای مختص این دوره را بشناسند, نوجوان با انها دوستی می کند و اگر برعکس آنها بخواهند بر او سلطه وحاکمیت داشته باشند وحق تصمیم گیری لازم را به او ندهند با آنها دشمن خواهد بود و محیط خانواده برای او آرام بخش و جذاب نخواهد بود.
علی قائمی یکی از صاحبنظران در زمینه دین و نوجوانی , تحولات این دوره را چنین تشریح کرده است:
نوجوانی که شامل مرز سنی 12 تا 18 سال است مرحله ای است که آغاز آن پایان دوران کودکی ونهایت وخاتمت آن آغاز جوانی و حصول به مرحله کامل مردی یا زنی است . مرحله نوجوانی را از مهمترین مراحل حیات در جنبه شناخت ابعاد جسمی, روانی, عاطفی و دشوارترین مراحل از نظر سازگاری انسان ذکرکرده اند. ضمن اینکه این دوره از رشد وزندگی متضمن بحرانی هیجانی , تحول اخلاقی و دگرگونی و تغییری عظیم درشخصیت است. دامنه های تحولات وسیع و جنبه قابل مشاهده ودریافت آن عبارتند از : دگرگونی در خلق و خوی, رفتار نامتعادل , گریز از تکالیف رسمی امتناع  از پذیرش مسئولیت , زمانی برای فرار از مدرسه و سرکشی و عصیان, مخالفت با بزرگتران وحتی ترک وظایف تحصیلی, مذهبی , خانوادگی و یا سرعت در تصمیم گیریها, سرعت در رانندگی و ... است. و این دوره مصادف است با بروز بیداریهای متعدد که هرکدام می تواند زمینه منشایی برای رشد و سعادت و در صورت عدم هدایت آن موجد بدبختیها و سقوط هایی باشد . مهمترین این بیداریها عبارتند از :
1- بیداری فطرت: در نوجوانی گرد و غبار روی فطرت به کناری می رود و ان فروغ و زلال فطری دوباره پرتو افکن می شود .
2- بیداری مذهب : صاحبنظران بسیاری معتقدند که ایمان به مذهب از سن 12 سالگی آغاز میشود و البته در اشخاص سالم و طبیعی ایمان به حقایق جاوید یعنی احتیاج به پرستش با سنین عمر شدید می شود و این بیداری عامل رشد معنوی و اخلاقی در نوجوانی است.
3- بیداری جهان بینی : در نوجوان دید و بینشی خاص نسبت به جهان پدید می آید . و دید گاه های او وسعت چشمگیری می یابند.
4- بیداری وجدان : وجدان نوعی خودآگاهی درونی و یا نیروی درک امهات رذائل و فضایل است این نیرو در نوجوانی بیدار می شود و محکمه ای دردرون تشکیل میشود و خود برای خودش قاضی و داور است.
5- بیداری و رغبت به تعالی: شاید هیچ مرحله ای از رشد آدمی بدین میزان که در دوران نوجوانی فرد خواستارپیشرفت و تعالی است راغب به این امرنباشد . او می خواهد شرایط به گونه ای باشد که حتی کار نکرده و زحمت نکشیده به آقایی برسد و هیچ عظمت وعلوی نیست که او ببیند وخواستار آن نشود . ایده آل جویی و کمال طلبی وی را بتدریج فردی مطلوب گرا می کند و ازهرچیزی تنها درحد کمالش می خواهد.
6- بیداری استدلال: نوجوانی سن مباحث بی پایان فلسفی , دینی, سیاسی و ادبی است. نوجوان با الفاظ بازی می کند و اغلب استدلال منطقی و قیاس صوری را مورد سو» استفاده قرار می دهد و امری را به عنوان حقیقت اثبات می کند و نتیجه می گیرد . برخلاف روش گذشته مسایل خودرا از روی دلیل و برهان حل می کند.
ادامه دارد....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوان فکر کن

شنبه 8 مرداد 1390 09:40 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

نگــاهی به نقــش جوانــان در خیزشــهای مــدنی جهــان عــربحرکت های تغییر جوانان عرب از سکوی دنیای مجازی انترنت به دنیای واقعی پُر از فراز و فرود همه جهانیان را شگفت زده ساخته است. جوانان تحول طلب معروف به فیس بوکی ها در ابتداء خواستهای مشروع مردم شانرا در دنیای مجازی انترنت طرح کردند و داکتر هارون امیرزادهسپس آنرا در خانه ها، خیابان ها، دانشگاه ها، مدارس و مساجد به حرکت نیرومند اجتماعی تبدیل نمودند که در نتیجه کاخ های حکومات فاسد و مستبد جهان عرب را از شمال افریقا گرفته تا شرق میانه به لرزه درآورده اند. روی تصادفی نیست که برخی ها قیام ها و جنبش های جوانان را "انقلابات فیس بوکی" نام گذاشته اند.

در نتیجه این تحولات نه تنها جوانان در محور این خیزش ها قرار گرفته اند، بلکه قدرت روانی و ذهنی روز افزون دنیای مجازی و تکنالوژی اطلاعاتی برای تغییر سر نوشت انسانها حتا در کشور های عقب مانده و بی سواد که کمتر مردم دست رسی به انترنت و تکانوژی اطلاعی دارند، در مرکز توجه جامعه شناسان، سیاست مداران و پژوهش گران قرار گرفته است.

بسیاری ها معتقد هستند که انگیزه اساسی قیام های جوانان عرب را خشم در برابر رهبران و حکومات فاسد، مستبد، غیر دموکراتیک، فقر و بیکاری شدید و بی عدالتی ها تشکیل میدهد. برخی ها تصور می کنند که در خاورمیانه و شمال آفریقا نسل جدیدی ظهور نموده اند که دید گاه سیاسی و جهان بینی فلسفی و رفتار اجتماعی آنها را نمی توان در چهارچوب فلسفه ای سیاسی کهنه و احزاب و یا آیدیولوژیی های چپی و راستی سنتی و یا ناسیونالیسم سنتی عربی محاسبه نمود. به نظر می رسد ظهور نسل جدید جوانان تحول طلب مجهز با دانش وفناوری در پرتو فر آورده های اطلاعاتی معاصر توازن اجتماعی را بر زیان نیروهای محافظه کار، سنتی، فاسد و مستبد برهم زده است.

 ازینرو لازمست که جنبش های تغییر کشور های عربی را با نگاه های ژرف نیاز های سده بیست و یکم و در فرایند عصر جهانی شدن مطالعه نمود تا ازین طریق بتوان به ماهیت، خاصیت و مسیر حرکت قیام های کنونی عرب ها پی برد. بدون شک موج این جنبش ها صرف محدود به این کشور ها نمانده بسیاری دیکتاتوران، فاسدان و حکومات غیر دموکراتیک را در سراسر جهان نگران قیام ها و خیزش های مشابه مردم شان خواهد ساخت. چنانچه همین حالا ما شاهد نگرانی برخی کشور ها از رهبران ولایت فقیه جمهوری اسلامی ایران گرفته تا چین هستیم که با هر وسیله ممکنه مانع خیزشهای آزادیخواهی و مدنی مردم میشوند.

 

چرا انقلاب اجتماعی بجای اصلاحات سیاسی؟

واقعیت اینست که اکثریت کشور های موسوم به جهان اسلامی از عقب ماندگی شدید اقتصادی، فرهنگی، بی عدالتی ها و استبداد قرون وسطایی شدیداً رنج می کشند و نیاز به تغییر و تحول دارند. اما این تغییر را چگونه و از کجا می توان آغاز کرد؛ از اصلاحات بطور مسالمت آمیز و مدنی و یا از سر نگونی نظام های فاسد و مستبد با شیوه های انقلابی و قهری؟

هر چند داستان هر کشور اسلامی از یک دیگر تفاوت دارد، ولی جریان حرکت بسیاری کشور های اسلامی در ده های اخیر نشان می دهد که تلاشهای نیروهای تحول طلب از طریق اصلاحات به دلایل تحمیل رژیم های غیر دموکراتیک، کودتایی و وابسته به قدرت های غالب جهانی موفق نبوده اند و در نتیجه نیرو های تحول طلب شکنجه، مغلوب، نابود و از صحنه بیرون ساخته شدند.

امروز نه تنها سطح توقعات مردم بلند رفته است، بلکه آگاهی نسل جوان عصر حاضر نیز در پرتو تکنالوژی اطلاعاتی و ارتباطات تفاوت کیفی نموده است. دیروز شاید می شد با کودتاهای ظاهراً مترقی و یا اصلاحات سطحی نسل تحول طلب را قناعت داد و یا برای مدتی راضی نگهداشت، ولی حوادث شرق میانه و شمال افریقا نشان می دهد که به مشکل می توان نسل جدید تحول طلب را با وعده های میان تهی اصلاحات و یا رشوت های سیاسی و یا نیرنگ فریب داد و از خواستهای مشروع و مبرم اجتماعی منصرف ساخت. چنانچه با همه فشار ها و کشتار ها و نیرنگ ها و حتا عقب نشینی های تاکتیکی رهبران از تونس و مصر گرفته تا یمن، بحرین، اردن، عمان، سوریه و رشوتهای سیاسی شاه سعودی نتوانسته است انقلابیون این کشور ها را وادار به عقب نشینی از خواست درجه اول شان یعنی سرنگونی دیکتاتوران بسازند.

رویکرد های سیاسی جوانان امروزی اعراب نیز با مبارزین نسل گذشته تفاوت اساسی نموده است. جوانان امروزی مبارزه دادگرانه شانرا از ساختن حزب سیاسی و یا پیروی از احزاب سنتی و یا سازش با دلالان قدرت شروع نکردند. آنها دست به کودتا نیز نزدند. هم چنان آنها مبارزه شانرا از جنگ پارتیزنی و یا قیام مسلحانه و رفتن به کوه ها، جنگل ها و بیابان ها نظیر مارکسیستها، مائویست ها و یا اسلامگرایان سده بیستم آغاز نکردند. در عوض آنها حرکت های شانرا در ابتداء از مبارزه مسالمت آمیز و خیلی مدنی آغاز کردند و تا مجبور نشدند دست به خشونت نزدند. حتا در یمن که یک کشور عمیقاً قبیلوی است و گفته می شود از مدتها قبل سازمان القاعده جنگ مسلحانه با دولت دارد، ولی مردم با همه کشتار و خشونت توسط حکومت علی عبدالله صالح بازهم دست به خشونت نزده اند و ترجیح داده اند از راه مدنی و مسالمت آمیز به عمر حکومت 30 ساله آقای صالح خاتمه داده و قدرت را درین کشور عادلانه سازند.

 بد ترین نمونه خشونت را درحرکت لیبیا در حال حاضر می توان مشاهده نمود. مردم این کشور مجبور شدند برای دفاع از خود در برابر توپ، تانک، هواپیما های قذافی مسلح شوند و یا از جامعه جهانی کمک نظامی و سیاسی تقاضا کنند.

عظمت و شکوه انقلاب مصر قبل از همه دراین بود که مردم علیرغم فشار های سیاسی و کشتار و خشونت دولت و طرفداران دیکتاتور، با شکیبایی و هوشیاری سیاسی حماسه آفریدند و مورد تحسین جهان قرار گفتند و حتا حامیان خارجی مبارک را واداشتند که از حمایت دست نشانده شان دست بکشند.

یکی از مهمترین رازهای موفقیت جوانان در جنبش های کنونی عرب در این است که جوانان خواستهای صنفی مختص به خود را در محور مبارزه شان قرار نداده اند و یا در مخالفت به عقاید و خواستهای مردم عوام حرکت نکرده اند. احترام به عقاید و خواستهای مشروع و حق طلبانه مردم جوانان را محبوب و در محور تحولات قرار داده است. ازینرو اعتقاد بر قدرت مردم بحیث سازندگان و گردانندگان چرخ تاریخ جنبش های مذکور را قدرت و مشروعیت ملی و بین المللی بخشیده است. چنانچه گفته معروف" زور مردم زور خداست" را می توان در قیام های عرب ها که رستاخیز بر پا نموده اند و حماسه آفریده اند می توان دید.

در تمام جنبش های کنونی شعار های جذاب، شفاف، مشخص و قابل تطبیق باعث کشش بیشتر مردم و حتا کسانیکه تمایل به دولت دارند و یا از هر دو جریان دوری می جویند، شده است. از همین جهت است که شعله های مبارزه مردم علیرغم فشار های سیاسی و استفاده از نیروهای سرکوبگرانه و وعده های خام و عقب نشینی های تاکتیکی و موقتی حکومات، روز تاروز شعله ور تر و پُر درخشش تر می شود و هیچ علایمی از عقب نشینی و یا کم رنگ شدن جنبش های مردم دیده نمی شود.

با آنکه طیفی وسعی از گروه های سیاسی، آیدیولوژیک و مذهبی در میان جنبش های کنونی دیده میشوند، ولی ما کمتر شاهد شعار های آیدیولوژیک چپی و راستی و یا سنتی هستیم. تمام گروه های مختلف را یک هدف واحد یعنی سرنگونی دیکتاتوران در لحظه کنونی متحد ساخته است و شاید در آینده بعد از رسیدن به نخستین هدف دچار اختلافات شدید و حتا جنگ و خشونت شوند طوریکه تاریخ برخی انقلابات بار ها نشان داده است.

 

پختگی سیاسی جنبش های تغییر

دست نشاندگی برخی رهبران عرب به غرب، معامله و یا تحقیر توسط اسرائیل بویژه در مسئله فلسطین نیز یکی از عوامل نارضایتی بشمار می رود که سالهاست مردم عرب از آن رنج می کشند، ولی هوشیاری سیاسی جنبش های فعلی درین است که فعالان سیاسی این جنبش ها نمی خواهند که مبارزه داخلی شان خصلت ضد خارجی را بگیرد و کشور های غربی و اسرائیل را تحریک کنند که بر علیه قیام های مردمی دست بکار شوند. چنانچه در هیچ یکی ازین کشور ها نه معترضان با شعار ضد امپریالیسم و یا صهیونیسم به میدان آمده اند و نه ما شاهد سوختاندن بیرق و یا سفارت و یا حمله بر غرب و اسرائیل هستیم. همه آنانیکه این جنبش ها را مدیریت می کنند، خوب می دانند که نخستین شرط احیای غرور ملی، پایان تحقیر، زبونی و بیچارگی آنها، قبل از همه وابسته به سرنگونی رهبرانی دست نشانده و مطیع غرب و اسرائیل می باشد.

با آنکه بسیاری مبارزین عرب نبردی دادگرانه ای راکه خود شان به ابتکار و اراده خود بر علیه دیکتاتوران کشور ها یشان آغاز کرده اند، می خواهند بدون مداخلات خارجی به منزل مقصود برسانند، ولی روشهای خیلی خشونت آمیز دولت ها برخی انقلابیون عرب را مجبور می سازد که چشم امید به حمایت اخلاقی، سیاسی و نظامی جامعه جهانی بدوزند. این در حالیست که هر نوع مداخلات خارجی بویژه مداخلات کشور های آزمند جهانی که منافع گسترده استراتیژیک در منطقه دارند، می تواند انقلابات شرق میانه را از مسیر اصلی آن خارجی سازد.

در لیبیا معترضان و جوانان مسلح که با قتل عام و سر کوب با توپ، تانک و هوا پیمای رژیم قذافی مواجه اند، تمام چشم امید شانرا به حمایت بین المللی و قطعنامه سازمان ملل " منطقه منع پرواز" دوخته اند. این در حالیست که بسیاری مبارزین عرب خواهان فشار های بین المللی بر دکتاتوران شان از یمن گرفته تا بحرین، سوریه، اردون، عمان و عربستان سعودی هستند، بی آنکه علاقمند سناریوی مثل لیبیا در کشور های شان باشند.

 یکی از صفات برجسته قیام های کنونی اینست علیرغم اینکه کشور های عربی شرق میانه و شمال افریقا از لحاظ بافت و ساختار های اجتماعی و مذهبی، خیلی متنوع هستند و در برخی آنها اختلافات عمیق قبیلوی وجود دارد، ولی تا هنوز هیچ گروهی قومی و مذهبی با شعار تجزیه طلبی و یا برتری طلبی نژادی وارد مبارزه نشده اند. آنها مبارزه و اعتراضات شانرا صرف با شیوه مسالمت آمیز و مدنی و با تصفیه حساب با رهبران مستبد و فاسد کشور شان به پیش می برند.

 با آنکه مشکلات هر کشور عربی از هم دیگر تفاوت دارد، ولی بسیاری حکمرانان مستبد عرب باهم منافع مشترک دارند و از یک دیگر حمایت می کنند. بگونه مثال سعودی ها سقوط حکمران بحرین توسط مردم اکثریت شعیه درین کشور را خطر برای خود میشمارند و رو ی تصادفی نیست که با ارسال سربازان از رژیم بحرین حمایت می کنند. به همین گونه شاه سعودی از رژیم علی عبدالله صالح در یمن به قیمت کشتار همه روزه مردم حمایت می کند. اما روند انکشاف تحولات شرق میانه نشان می دهد که حمایت یک دیکتاتور عرب از دیکتاتور دیگر به مشکل خواهند توانست خیزشها و قیام های مردمی درین کشور ها را سرکوب کنند و یا بتوانند دوباره استبداد کهن را حاکم سازند.

 

 جمعه های سر نوشت ساز

واقعیت اینست که مسجد در جهان اسلام بحیث مکان مقدس و نیایش جایگاه خاصی دارد، ولی در بسیاری کشور های اسلامی مسجد بحیث ابزار سیاسی برای تحکیم حاکمیت دولت ها و سر کوب مخالفین و منتقدین استفاده میشود. چنانچه دیکتاتوران کشور های اسلامی از مسجد و روحانیون وابسته و اجیر در راستهای تحکیم سلطه خویش همواره استفاده نا جایز می نمایند. روحانیون و ملاهای اجیر از عقاید و بیسوادی مردم سوء استفاده نموده و با موعظه ها و تلقینات مذهبی حتا در سده بیست و یکم مثل قرون وسطی همواره کوشیده اند که سلطه رهبران را جاویدان، مقدس و خود رهبران را" سایه خدا" برای مسلمانان تلقین نمایند. آنها هم چنان هر نوع اعتراض و انتقاد ضد حکومات فاسد و مستبد را حرام، گناه و خلاف شریعیت اسلامی تعبیر می نمایند. چنانچه مفتی اعظم مصر مظاهرات ضد حسنی مبارک را حرام و خلاف شریعیت فتوا داد. اما مردم انقلابی و مسلمان مصر به مبارزات شان ادامه داده و با ادای نماز جمعه حکومت او را سرنگون ساختند.

در انقلابات کنونی جهان عرب نماز جمعه یک فرصت مناسب برای بسیج مردم در جهت سر نگونی رژیم های دیکتاتور عرب تبدیل شده است. این برای نخستین بار است که نماز جمعه به کانون بزرگ اجتماعی و خواستهای مدنی مردم مسلمان تبدیل شده است. روحانیون وابسته به استبداد حاکم جای شانرا به علمای مبارز دینی داده اند که در کنار جوانان فیس بوکی برای خواستهای مشروع و مدنی شان مبارزه می کنند.

 در مصر مبارزه خستگی ناپزیر و بدون وقفه انقلابیون و هم چنان روز های جمعه نقش ویژه تاریخی در سقوط رژیم حسنی مبارک بازی نمود که بنام " جمعه خشم"،" جمعه خدا حافظی با فرعون" شهرت یافت و در جمعه سوم بود که مردم مصر با خشم بی سابقه در اعتراض به عدم استعفای حسنی مبارک سر انجام او را وادار به استعفاء ساختند و در واقع این جمعه سرنگونی دیکتاتور بود.

مدل مصر حالا در تمام انقلابات جهان عرب استفاده میشود و مجال تنفس سیاسی را به دیکتاتوران تنگ ساخته اند. اما دیکتاتوران کشور های عربی نیز بیکار نه نشسته اند، آنها طرفداران خود را به میدان می کشند که نشان بدهند از مشروعیت و حمایت مردم برخوردار هستند. روز های جمعه که روز خشم گسترده مردم است و خیابانها، دانشگاه ها به کانون های نماز گذاران تبدیل میشوند، دولت های عربی نیز از آن استفاده می کنند. روحانیون طرفدار دولت مبارزه مردم معترض را حرام و خلاف شریعت می شمارند و برای طول عمر دیکتاتوران فاسد کشور های شان دوعا می کنند. اما انقلابیون سرنگونی رهبران شان را از بارگاه خداوند استدعا میکنند.

 

آینده خیزش های عرب

تا کنون در مورد نیروهای محرکه، وسایل، اهداف و سمت حرکت خیزش های مردمی کشور های عربی برداشت ها و تعبیر های گوناگون توسط سیاست مداران، دانشمندان و جامعه شناسان در سطح جهانی صورت گرفته است. برخی ها در غرب جنبش های مذکور را موج چهارم دموکراسی طلبی می پندارند نظیر آنچه پس از فروپاشی بلاک سوسیالیستی در یک تعداد کشور های اروپای شرقی اتفاق افتاد. این در حالیست که برخی دیگری نگران آن هستند که در فرجام دست آورد های تحولات اخیر به سود تندروان مذهبی و دیکتاتوران جدید تمام نشود.

برخی کشور های غربی که منافع راهبردی گسترده و قبل از همه چشم به نفت سرشار برخی از کشور های عربی دوخته اند امید وار هستند علیرغم سقوط برخی دیکتاتوران تحت حمایت شان نظیر بن علی و یا حسنی مبارک توسط قیام های مردمی، و یا با حمله نظامی بر دیکتاتور لیبیا معمر القذافی با مجوز سازمان ملل در فرجام بتوانند جای پای جدید درین کشور ها پیدا کنند. رهبران برخی کشور های دیکتاتوری دیگر نظیر ابر قدرت منطقوی چین نگران تاثیر موج جنبش های عربی در کشور های خود شان هستند. چنانچه اخیراً دولت چین با تمام امکانات جلو تظاهرات دموکراسی طلبی در شانگهای را گرفت که بنام تأثیر "انقلابات عربی" در چین نامیده شده است.

 اما برخی گروه های مذهبی و از جمله رهبران مذهبی ایران که به برکت انقلاب ایران بقدرت رسیده اند، جنبش های کشور های عربی را" بیداری مسلمانان" و قیام های مردمی علیه دیکتاتوران وابسته به غرب و ادامه انقلاب اسلامی ایران می شمارند. این در حالیست که موج نیرومند انقلابات شرق میانه را که در عقب دروازه های ایران رسیده است، به مشکل می توان با ارعاب برا ی مدتی طولانی مانع شد.

در فرجام باید گفت که شاید اکثریت جامعه شناسان، سیاست مداران و آگاهان درین امر هم عقیده باشند که جهان عرب صرف نظر ازینکه به کجا می رود؛ به سمت دموکراسی و یا اسلامگرایی دیگر هر گز همان جهان عرب سده بیستم و یا پیش از سال 2011 نخواهد بود که دیکتاتوران یک عمری بر مردم حکومت کردند و غرب و اسرائیل به آسانی منافع استراتیژیک شانرا هر طور یکه خواستند پیاده کردند. بدون شک خیز شهای امروزی با خود بیداری سیاسی را به ارمغان خواهد آورد که به بسیار آسانی مجدداً به خواب غفلت، زبونی و تحقیر اعراب نخواهد انجامید




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دنیای مجازی

شنبه 8 مرداد 1390 09:35 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

 

خودش در حالی که روی یک صندلی نشسته بود از یکی از آن 3 نفر که زن میان سالی بود خواست که نبض دستش را بگیرد و با هر بار احساس کردن نبض یک بار با میله ای به میکروفون بکوبد، زن میانسال هم شروع کرد و عارف چشمانش را بست، چند باری نبض زده شد و بعد هیچ؛ زن میانسال دست عارف را رها کرد و دست به پایین افتاد گویا عارف دیگر جان ندارد و در حین اینکه عارف بنا بر شواهد در دنیا دیگر نبود ...
 

به گزارش آخرین نیوز عارف غفوری دانشجوی جوان ایرانی اهل ارومیه است که 4 سالی است برای تحصیل در ترکیه به سر می برد.

مدتی است که این جوان خوش ذوق ایرانی با انجام كارهای فوق العاده خود سوژه تیتر اول روزنامه ها و شبكه های تلویزیونی تركیه شده است.

 

 

جوان ایرانی در رقابت با بزرگترین شعبده باز دنیا کریس آنجل ( +عکس) www.taknaz.ir
 

 

موضوع و چگونگی مطرح شدن عارف از آنجا آغاز شد که "شو تی وی" یکی از کانال های معروف ترکیه مسابقه استعداد یابی را ترتیب داد که طی این مسابقه افراد مختلفی از ترک زبانان خارج نشین و داخلی در آن شرکت کردند.
 

 

جوان ایرانی در رقابت با بزرگترین شعبده باز دنیا کریس آنجل ( +عکس) www.taknaz.i
 

 

این مسابقه به این شکل بود که هر فرد باید جلوی تماشاگران و هیات سه نفره که به عنوان قاضی و رای دهنده هستند برنامه ای را به انتخاب خود اجرا می کرد، از خوانندگی و رقص گرفته تا کارهای خارق العاده.

 در مراحل مقدماتی این مسابقه که به صورت شهر به شهر انجام شد مردم ترکیه شاهد حضور یک جوان ایرانی به نام عارف غفوری در این مسابقه بودند.

عارف در روز اول مسابقه با انجام کارهایی به سبک "کریس آنجل" توانست با سه رای موافق هیات داوری به مرحله نیمه نهایی برود. ( از خم کردن و شکاندن قاشق بدون دخالت دست گرفته تا ... )

البته خود عارف در پاسخ به اینکه کارهایش شبیه کریس آنجل است، می گوید: من کریس آنجل را دوست دارم اما می خواهم از او متفاوت باشم و می خواهم خودم باشم چرا که در دنیا یک کریس آنجل هست.

غفوری در مرحله نیمه نهایی کارهای عجیب تری را از خود نشان داد که تمامی تماشاگران سالن را بهت زده کرد حتی یکی از داوران به مدت چند دقیقه و به احترام وی ایستاده به تشویق وی پرداخت و عارف در این مرحله نیز با سه رای موافق به فینال رفت.

در فاصله روز نیمه نهایی تا فینال کانالی از ترکیه نبود که عارف و کارهای خارق العاده اش را نشان نداده باشد و این جوان ایرانی به موضوع داغ ترکیه تبدیل شد.

 

 

../upload/39/0.347955001300900216_taknaz_ir.png
 

 

در روز فینال نیز عارف ظاهر شد و در این روز نیز کار عجیب تری نمایش داد؛ در فینال عارف ابتدا سه نفر از تماشاگران را به ضورت کاملاً اتفاقی و رندوم انتخاب و به صحنه دعوت کرد و خودش در حالی که روی یک صندلی نشسته بود از یکی از آن 3 نفر که زن میان سالی بود خواست که نبض دستش را بگیرد و با هر بار احساس کردن نبض یک بار با میله ای به میکروفون بکوبد، زن میانسال هم شروع کرد و عارف چشمانش را بست، چند باری نبض زده شد و بعد هیچ؛ زن میانسال دست عارف را رها کرد و دست به پایین افتاد گویا عارف دیگر جان ندارد و در حین اینکه عارف بنا بر شواهد در دنیا دیگر نبود اتفاقات عجیب تری افتاد که تمامی تماشاگران و حضار ادامه آن را با ترس  عجیبی نگاه کردند البته خود عارف هم در ابتدای نمایش به زیر 18 ساله ها و زنان باردار اخطار داده بود.

 

 

../upload/39/0.860314001300900216_taknaz_ir.jpg
 

 

با این اجرای خارق العاده عارف غفوری، همه انتظار داشتند که وی رتبه اول را کسب کند و در حالی که عارف بین 14 فینالیست که به صورت اس ام اس رای گیری می شد رتبه نخست را داشت، رای گیری به قسمتی رسید که همه حذف شدند و دو نفر باقی ماندند یکی عارف غفوری و دیگری "صفا " که جوان ترکیه ای بود که کارش تقلید صدای بازیگران و خوانندگان بود و در مقابل کارهای عارف چیزی برای گفتن نداشت.

اما در نهایت در کمال ناباوری مردم ترکیه صرفاً به خاطر اینکه عارف ایرانی بود و می خواستند استعداد سال ترکیه، یک ترکیه ای باشد به عارف رای کم تری دارند.

گفتنی است که عارف با مقام دومی جایزه 250000 لیری را برد.

 

 

../upload/39/0.532880001300900217_taknaz_ir.jpg
 

 

مطمئناً  در آینده نچندان دوری خبرهای بیشتری از این جوان ایرانی خواهیم شنید.

آخرین نیوز بزودی قسمت هایی را از کارهای خارق العاده عارف غفوری را به صورت تصویری منتشر خواهد کرد.
 

Views: 288 views    Report this Article
نظر (2)  [ نمایش همه نظرات ]
tarkan_aryan - 06:49 04/22/2011 reply | message
سلام
من هم از طرفداران پرو پاقرص عارف هستم
هر هفته منتظر این برنامه میشستم تا اول شدنشو ببینم چون مطمئن بودم مثل عارف توشون نیست نمایش الیزیون عارف منحصر به فرد هستش
اون اقرار میكرد كه سبك خودشو میخواد رواج بده
مردم تركیه رای زیادی به اون دادند و اول شد
ولی اون مرحله آخر كه بین صفا و عارف شد فرمالیته بود كه خود عارف هم میگفت(غیر رسمی)
ولی حیف كه این استعداد باید تو تركیه شناخته بشه
mina28 - 10:31 03/26/2011 reply | message
ممنون جالب بود

آیا پرسشی ذهن شما رامشغول کرده است ؟ مشکل فنی مهندسی دارید ؟
در پرسش و پاسخ شما پرسشی را مطرح میکنید و سایر اعضا به آن پاسخ میدهند در این سیستم اعضا میتوانند به پاسخ سایرین امتیاز دهند و بعد از 4 روز سیستم به شکل هوشمند بهترین پاسخ را برای شما انتخاب میکند علاوه بر این خود شما نیز میتوانید بهترین پاسخ را انتخاب کنید
برای پاسخ به سایرین اینجا کلیک کنید وبرای پرسش اینحا




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دختر دزدی

دوشنبه 30 خرداد 1390 05:23 ب.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

فقط متن خبر : به گزارش این خبرگزاری دیروز عصر جسد دختر جوانی در یکی از باغهای اطراف حومه تهران پیدا شده..
قاضی کشیک قارپوز ابادی مسئول و پازپرس رسیدگی به این پرونده تعیین شد که بلافاصله در محل جسد حاضر شد و تحقیقات برای علت مرگ را اغاز کرد..
قارپوز ابادی به خبرنگار ما گفت علت مرگ به دلیل خوردن شدن گوشت جسد تا الان معلوم نیست.
حدود یک ساعت بعد قارپوز ابادی در یک کنفرانس خبری به خبرنگاران گفت : این دختر فراری بوده و سنی حدود 19 سال دارد دلیل مرگ هم خورد شدن استخوانهای گردن و کشاله ران بودن.. و به احتمال توسط یک کرگدن خورده شده!!
در پی سوال یک خبرنگار که دلیل احتمال گذینه گرکدن چی بوده !گفت چند شب پبش در یک مستند که از شبکه 3 سیما پخش میشد دیده که یه کرگدن نر به بچه اسب ابی حمله میکند بعد از له کردن استخوانهاش ان را میخورد!
نیم ساعت بعد سربازانی که در اطراف حاضر بودند به بازپرس گفتند که دو کرخر که در حال پرسه زدن در اطراف باغ بوده اند دیده اند!! با این مشاهادت و بر این مبنا که قاتل همیشه به سر محل جنایت برمیگرده قاضی کشیک قارپوز ابادی این دو کرخر را مجرم شناخت...
یکی از خبرنگارن همچنین از قاضی کشیک قار پوز ابادی سوال کرد که دلیل خورده شدن این دختر توسط این دو کرخر چی بوده! وی گفت:به احتمال این دختر مانتوی سبز پوشیده بوده که این دو کر خر فکر کردن یونجه است تازه است و به همین دلیل این جنایت را متحمل شده اند.

در این هنگام قراپوز ابادی به سربازان دستور گرفتن این دو کرخر را صادر کرد که متاسفانه پنج سرباز جان بر کف به دلیل برخورد لگد به نقطه حساس بدنشان مقطوع نسل شدن..
ولی با تلاش بی وقفه توانستند با اقتدار کامل این دو کرخر زبل را بگیرند..
این دو کرخر برای اعمال تحقیقات بیشتر به تهران منتقل شدند..





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوانان

دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 12:06 ب.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
جوانان همیشه زندگی متفاوتی با نسل‌های قبلی خود دارند که از آن با عنوان «شکاف نسلی» نام برده می‌شود.

برای تحلیل رفتار‌ها و سبک جدید زندگی جوانان به سراغ دکتر محمد سعید ذکایی، استادیار دانشگاه علامه طباطبایی رفتیم. وی تحصیلات خود را در جامعه‌شناسی نسل‌ها گذرانده است و در این حوزه در ایران صاحب‌نظر است.

  • آیا می‌توان گفت که در سبک زندگی جوان‌های این دوره وزمانه تغییر ایجاد شده است؛ ویژگی‌های آن چیست؟

جوان‌ها هم به مانند هر گروه دیگری در جامعه تغییرات قابل اندازه‌گیری‌ای دارند. آنها به‌عنوان پیشگامان تغییرات اجتماعی در هر جامعه‌ای جلوه‌ای از آینده نزدیک و دور جامعه کنونی هستند. همه تحولاتی که درون و خارج مرزها و ذهنیت آنها رخ داده، تغییر در سبک زندگی آنها را هم به‌دنبال داشته است. اگر بپذیریم که مصرف‌کردن موضوعی است که می‌تواند در سبک زندگی تأثیر بگذارد، باید بپذیریم که خیلی از تغییرات ایجاد شده در نگاه جوان‌ها و زندگیشان برآمده از دسترسی ارتباط و فهم متفاوتی است که از مصرف و مصرف‌‌گرایی دارند. به‌نظر می‌رسد لازمه پویایی جامعه، تغییر در سبک‌های اجتماعی است.

  • تغییرات در چه حوزه‌ها و متأثر از چه چیز‌هایی صورت می‌گیرد؟

یکی از دلایل اصلی در ایجاد سبک‌های جدید، روحیه فردی‌شدن به‌عنوان ارزش و ایدئولوژی است. فردگرایی جایگاه مهم‌تری را برای جوانان ایجاد کرده است. آنها برای خود تصمیم می‌گیرند، آزادی عمل و استقلال دارند و ترجیح می‌دهند آزمایش و خطا را بیشتر تجربه کنند. از طرفی نیز الگوها و مدل‌هایی که قبلا بیشتر می‌توانست نقش راهنما و مدل را برای آنها
ایفا کند، کمتر در دسترس است یا تأثیر تعیین‌کننده کمتری دارد. معیار دیگر مؤثر در سبک زندگی جوانان، تنوع و تکثر رسانه‌هایی است که ارزش‌های جوانان از آنها متأثر می‌شود. فضای مجازی و فرهنگ رسانه‌ای به‌عنوان گروه‌های مرجع بر ارزش‌های جوانان تأثیر می‌گذارد. رسانه‌ها به‌صورت مستقیم عاملی هستند که افق‌ها و اولویت‌های متفاوتی را در معرض دید جوانان قرار می‌دهند. همچنین به واسطه تنوع در گروه‌های مرجع، ایده کمتر متکی بودن جوان‌ها به مدل‌های قبلی (مدل‌های نقشی که قبلا تعیین‌کننده بود) می‌تواند قابل طرح باشد.

علاوه بر اینها خود مفهوم جوانی نیز تغییر کرده است. منظور از تغییر، مصرفی شدن جوانی است. زیبایی‌سازی و جاذبه‌های زیبایی‌شناختی زیادی وجود دارد که به‌صورت نمادی و واقعی با دوره جوانی همراه شده است. بنابراین نقش رسانه‌های نو در بازنمایی آنها را نباید نادیده گرفت. به‌نظر می‌رسد که قرار است همه چیز با محک و معیار جوانی سنجیده ‌شود. برآیند چهره، پوشش و نگاه جوانانه و پرانرژی و خطر‌پذیر آنها در سبک زندگی تأثیر گذاشته است. مراد از سبک زندگی الگوهایی از رفتار و کنش است که افراد و گروه‌بندی‌های اجتماعی را از هم متمایز می‌کند. با نگاهی به جامعه خود می‌بینیم که در فرایند‌های 3-2 دهه اخیر، رشد طبقه متوسط‌ به‌خصوص بعد از جنگ تحمیلی، افزایش جمعیت، تعیین‌کننده بودن این گروه سنی در فرایند‌های اجتماعی به همراه تحولاتی که در ارزش‌هایی که در سطح خانواده ایجاد شده- باعث به‌وجود آمدن تغییراتی در جامعه ایرانی شده است.

جوان‌های امروزی آشکارا مصرفی‌تر شده‌اند، زندگی را بیشتر برای حال می‌خواهند  و نگاه تحقیرآمیز به فرصت‌های زندگی دارند و مصرف (نه به معنای بد آن) را برای حال می‌خواهند. اولویت‌های ارزشی آنها متأثر از مصلحت‌گرایی و زیبایی دوستی است اما در عین حال توجه به معیار‌های اخلاقی‌هم وجود دارد. این موارد تغییر در ارزش و ساختار جامعه را نوید می‌دهد. بخشی از این موارد به‌دلیل پویایی جامعه قابل انتظار است و البته یکنواختی این دوران با فضای جدید نه محتمل است و نه ایده‌آل.

  • براساس تعریف‌های موجود از جوانی، افراد بین 19 تا 30‌سال را جوان می‌نامند ولی بین بچه‌های 19‌ساله امروزی با بچه‌های 5-24 ساله و کسانی که حدود 30سال سن دارند تفاوت بسیار است. هر کدام تجربیاتی دارند که با قبلی تفاوت‌های اساسی دارد. به اعتقاد شما دلیل این همه تفاوت در چیست؟

 حدود زمانی مفهوم جوانی، خیلی متغیر است. سازمان ملل، جوانی را در اسناد رسمی بین 16 تا 25‌سال تعریف می‌کند. در عین حال خیلی از کشورها معیارهایی را با ملاحظات برنامه‌ریزی و سیاستگذاری درنظر می‌گیرند. در برخی موارد سن 13 تا 35‌سال را نیز در برمی‌گیرد. در ایران براساس تعریف سازمان ملی جوانان طیف 15 تا 29‌سال ملاک جوانی است. این سن علاوه بر ملاک‌های سیاستگذارانه، وجه بیولوژیک، فرهنگی و جامعه‌شناختی نیز دارد و فقط قرارداد جمعیت‌شناختی نیست و در آن استقلال در تصمیم‌گیری و آزادی عمل نیز درنظر گرفته شده است. جوانی از نگاه فرهنگی و اجتماعی یک سازه اجتماعی نیز تلقی می‌شود. به عبارت دیگر گفت‌وگوها و برساخت‌های اجتماعی است که جوانی را تعریف می‌کند و طیف سنی و رفتار‌های جوانی را در آن قرار می‌دهد.

  • چگونه می‌توان این تفاوت‌ها را شناسایی و دسته‌بندی کرد؟

 به اعتقاد من بخشی از این تفاوت‌ها را جوان‌ها به‌عنوان حافظه تاریخی، نسلی و فرهنگی به لحاظ شناختی و رفتاری و سبک زندگی نمایش می‌دهند. طیف وسیعی از جوان‌های نسل چهارم انقلاب (دهه هفتادی‌ها) در معرض اجتماعی شدن  متفاوتی بوده‌اند. این نسل به‌عنوان نسل دیجیتال در مجاورت فضای مجازی و بازی‌های رایانه‌ای بودند. این نسل با جوان‌های همه دنیا اشتراکاتی دارند و در ایران نیز به‌نظر می‌رسد مصرف، روی شناخت آنها تأثیر گذاشته است. براساس سازه تاریخی و عینی اگر یک دهه به عقب برگردیم، به متولدین دهه 60 می‌رسیم.

این افراد براساس تلفیقی از دوره پس از جنگ و انقلاب و سال‌های صلح هستند. این افراد تحولات تکنولوژیک، ارتباطی و مصرف‌گرایی با درجات کمتر را تجربه کرده‌اند. دهه پنجاهی‌ها نسل سوم انقلاب‌اند که براساس سبک زندگی و مصرفشان می‌توان تفکیک بین آنها و دیگران ایجاد کرد. فضای رسانه‌ای- کارتون‌ها و فیلم‌ها- که در مجاورتش بودند، نوع آموزه‌های مدرسه و جامعه، ارتباطی که خانواده با آنها برقرار کرده‌، فرصت‌هایی که برای مصرف کردن در اختیار داشتند دهه پنجاهی را ساخته است.

 تجربه جنگ و کمیابی‌ها و محدودیت‌های آن زمان بر این نسل تأثیرات خود را داشته است. ایدئولوژی‌های حاکم بر جامعه، فرایند اجتماعی شدن در متن عمومی جامعه را فراهم می‌کرد و برای خانواده‌های پر جمعیت‌تر از الان نیز فرصتی را برای با هم زیستن، تفریح و فراغت ایجاد می‌کرد. کم‌تأثیربودن فرهنگ رسانه‌ای و اهمیت‌داشتن بیشتر گروه‌های نقش، شاخص‌هایی است که برای دهه‌پنجاهی‌ها قابل طرح است. البته این مرزبندی‌ها بیشتر برای توضیح و فهم بهتر ارتباط بین نسل‌ها و تغییرات آنها مناسب است.

  • با این شرایط به‌نظرتان جوان‌ها چه تغییری کرده‌اند، آیا می‌توان به دیده گسست و شکاف بین نسلی به ارتباطات آنها نگاه کرد یا اینکه این سبک صرفا نوع دیگری از زیستن و تعامل است که باید آن را پذیرفت؟

 طبیعی است که در چنین بستری جایگاهی که جوانان در خانواده و اجتماع بزرگ‌تر‌ دارند و نگاه و نسبتی که بین گروه‌های سنی برقرار می‌شود نیز تغییر خواهد کرد؛ دوره‌ای است که وابستگی و مطیع بودن به نقش مرجع والدین و بزرگ‌تر‌ها برای جوان‌ها کمتر قابل انتظار است و به‌نظر می‌رسد تمایل جوان‌ها به سمت اراده‌گرایی و انتخاب عمل بیشتر سوق پیدا کرده است. دوره‌ای که در آن فرصت‌های مصرف محدود بوده و گزینه‌ها برای انتخاب مسیر زندگی، شغل، ازدواج و... کم بود به سر آمده و زمانی که در آن فرهنگ رسانه‌ای و دیجیتال برد و اثر کمی داشت نیز تمام شده است. شما نمی‌توانید جوان امروزی را که با موبایل با سرعت بیشتری به اطلاعات دسترسی دارد و در ارتباط با گروه‌های هم‌سن و خانواده تأثیر گذاشته است را دست‌کم بگیرید. حال اینکه ما آن را به‌عنوان گسست بین جوان و خانواده ببینیم یا به‌عنوان تجربه عادی در مسیر زندگی با احتساب و انتظار تغییرات اجتماعی قلمداد کنیم بستگی به ما دارد.

به اعتقاد من ارتباطات بین نسل‌های جامعه ایران به گسست منتهی نشده است و تفاوت‌ها عملا تنش در روابط معنوی و عدم‌وفاق و ارتباط را ایجاد نکرده است. شواهد زیادی وجود دارد که خانواده‌ها بیشترین سرمایه‌گذاری و قوی‌ترین احساس و تعهد را به فرزندانشان دارند، از طرف دیگر بیشترین اعتماد و تأثیر‌پذیری را همچنان از خانواده دارند. آمارها نشان می‌دهد که جوان‌ها همچنان مسائل را با خانواده‌هایشان مطرح می‌کنند. اما باید بگوییم که رقیب‌های جدی‌ای از راه رسیده‌اند و انتظار می‌رود که در یکی، 2دهه آینده نقش مرجع را کسانی دیگر ایفا کنند. البته خانواده‌ها هم دیگر به معنای گذشته انتظار کنترل همه جانبه و شباهت رفتاری با الگوها و هنجارها و خواسته‌های خود را ندارند. این معنای بی‌تفاوتی و رفع تکلیف از جانب خانواده‌ها نیست. آزاد‌سازی هنجاری باعث شده خانواده‌ها به وجوهی از رفتار فرزندانشان توجه داشته باشند که برای بقا و سلامت و زندگی اجتماعی‌شان تعیین کننده‌تر است.

کاهش تورم هنجاری و اجتماعی شدن و تأثیر‌گذاری دوطرفه در مسائل فرهنگی،  ویژگی‌ای است که در خانواده‌ها رخ داده است و البته طیفی از خانواده‌ها برای طی کردن این مرحله تنش‌هایی چون حداقل‌کنترل‌ها و وابستگی‌ها را باید پشت سر بگذارند. همانطور که کلیت جامعه به سمت جوانی جدید می‌رود، خانواده‌ها هم تغییر کرده‌اند به‌طوری که به‌نظر می‌رسد توافقی آشکار صورت گرفته است و دوطرف ماجرا آن را درک می‌کنند. اگر از موارد افراطی در خانواده‌های نابسامان ناشی از طلاق، اعتیاد، فقر فرهنگی و... بگذریم به نظم جدیدی می‌رسیم که به آن انقطاع نسل‌ها نمی‌گویند.

  • به‌نظر شما این سبک جدید زندگی که جوانان دارند زاییده شرایط اجتماعی آنهاست یا نوعی الگوبرداری از آن چیزی است که از دهه 50 و 60 -اروپای بعد از جنگ جهانی- شروع شد؟

به راحتی نمی‌توان بین تأثیرات جامعه جهانی یا داخلی بر سبک زندگی جوانان تفکیک قائل شد. تأثیر اولیه در شکل‌گیری این سبک جدید را باید در شرایط، فرصت‌ها و گزینه‌هایی جست‌وجو کرد که جوان‌ها در آن زیست می‌کنند. فرصت مصرف به همراه تکنولوژی‌های جدید باعث شده جوانان بیشتر در معرض تولیدات فرهنگی غرب مانند ماهواره، فیلم، بازی‌های رایانه‌ای و موبایل ... باشند. به موازات این تغییرات، در بدنه جامعه نیز تحولاتی صورت گرفته است. نمی‌توان انکار کرد که جاذبه‌های فرهنگ مصرفی- رسانه‌ای، الگوهای جمعی رفتاری را که ممکن بود جوان‌ها با حرکت‌های مدنی خودشان به نتیجه برسانند در حاشیه قرار داده است. به‌طور حتم ما با تجربیات جدیدی از جوانی‌کردن روبه‌رو خواهیم شد که تنوع آن شاید برنامه‌ریزی و سیاستگذاری را دشوار خواهد کرد.

  • به‌نظر شما جوانان از شرایط موجود و تغییراتی که در سبک زندگیشان حاصل شده رضایت‌خاطر و شادی دارند؟

سؤال سختی است. انتظار می‌رود که جوان‌ها برای اینکه بتوانند به زندگیشان معنا بدهند و حس و انرژی مثبت بگیرند، باید حالت‌های شادی و رضایت را داشته باشند هر چند که راه برای آزمون و خطا بیشتر باز شده است. به‌نظر من شرایط کنونی ظرفیت دوگانه‌ای را ایجاد کرده که هم فرصت را برای اشتباه و ریسک جوانان باز گذاشته است هم ماجراجویی حاصل از آزمون و خطا نیز می‌تواندبرایشان لذت بخش باشد. به‌نظر می‌رسد این پارامتر خود متأثر از پارامترهایی چون سرمایه اجتماعی و فرصت‌های خانوادگی و اجتماعی باشد. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که فرهنگ و زمان فراغت جایگاه مهم‌تری پیدا کرده است. زندگی فراغتی هم که برای جوان‌ها مطلوب بوده است، به‌نظر می‌رسد که با فرصت‌هایی که رسانه‌ها و مصرف برای آنها ایجاد کرده این اولویت بیشتر شده است.

به موازات تنوع سبک‌های زندگی، محدودیت‌های ساختاری نیز وجود دارد. فراغت، مستلزم زمان لازم است و همه یکسان از این مسئله برخوردار نیستند؛ جوان‌های حاشیه به یک اندازه از سبک زندگیشان لذت نمی‌برند. برای برخی از آنها لذت به معنای مهارت‌اندوزی با قابلیت فروش در بازار است، برای برخی نیز فراغت به معنای تفریح است. نگاه من خیلی به قضیه لذت، منفی نیست، هر چند امکان دارد که نکات مخرب و منفی هم داشته باشد. من فکر می‌کنم نشانه‌هایی وجود دارد که در آن، اخلاق لذت جدید، نافی اخلاق مسئولیت و تعهد نیست به شرطی که محدودیت‌های ساختاری عملا به کنار گذاشته شدن جوان‌ها نینجامد.
البته نباید فراموش کرد که در این فرصت‌های پیش رو برای جوانان، دختران جامعه شرایط متفاوتی دارند. ویژگی‌هایی که به‌عنوان استقلال و عاملیت جوانان عنوان شد برای دختران نیز رخ داده است ولی دوگانگی در برخورداری آنها باعث شده که آنها با تاخیر زمانی از این فرصت‌ها استفاده کنند.

جوان‌ها هر چه که باشند نموداری از آینده هستند. آنها سبک‌های مختلف زیستن و نگاه کردن به زندگی را تولید می‌کنند. به ما می‌گویند که 20-10سال دیگر آدم‌ها چه شکلی به زندگی نگاه می‌کنند، چه چیز‌هایی خوشحالشان می‌کند، برایشان چه چیز‌های دیگری اهمیت ندارد و دوست دارند فرزندانشان را چطور و با چه ارزش‌هایی بزرگ کنند. جوان‌های عجیب و غریب امروزی دنیای عادی سال‌های بعد را می‌سازند. آماده شدن برای کنش با آدم‌های دنیای آینده نیازمند شناخت آنها از الان است.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: جوانان ،
دنبالک ها: جوانان ،
آخرین ویرایش: - -

جوان انلاین -فتوای جنجالی بوسه دختران و پسران

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 11:47 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
جوان انلاین -فتوای جنجالی بوسه دختران و پسران

فتوای جدید یک متفکر اسلامی به نام "جمال البنا" از کشور مصر در خصوص حلال بودن بوسه بین دختران و پسران جوان" در اماکن عمومی بحث و جدال گسترده ای را در بین مجامع علمی و دینی مصر ایجاد کرده است.یکی از بزرگان دانشگاه الازهر و رئیس سابق بخش فتوای این دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض کرده و گفت: این گفتار سبب نشر فحشا و مسائلی کنترل ناپذیری خواهد شد... .


به گزارش پارسینه به نقل از العربیه؛ "البنا" درباره جواز حلیت بوسه بین دختران و پسران جوان در شبکه ماهواره ای الساعه با بیان این دلیل فتوا داد که، (بوسه بین دختران و پسرانی که با یکدیگر ازدواج نکرده اند) از سستی بشر است. در اسلام این مسئله ضمن "اشتباهات" وارد شده است. این اشتباهات، گناهان کوچکی هستند که با کارهای نیک از بین می روند.

وی همچنین به با اشاره به فتوای خود به العربیه گفت: به ما واجب است که نسبت به واقعیتی امکان تجاهل به ان در این عصر فعلی نیست شناخت پیدا کنیم. در واقعیت این عصر کنونی، بسیاری از دختران پسران جوان توانایی ازدواج را ندارند. این درحالی است که آنان در شرایطی هستند که بسیاری از عوامل خارجی که باعث تحریک غریزه جنسی می شود بر ایشان سایه گسترانده است. غریزه جنسی ای که خداوند در انسان بنا نهاده است.

وی مدعی شد: ما نباید این مشکل را دست کم بگیریم و کوچک بدانیم. فلا یکلف الله نفسا إلا وسعها، و این فتوا به معنای دعوت به فساد نیست. البنا همچنین بالا رفتن سن ازدواج، زیاد شدن مشکلات آن و بیکاری را از مسائلی عنوان کرد که باعث این گناهان کوچک مثل بوسه زدن است، می شود.

برخی از علمای الازهر البنا را متهم به انتشار فحشا از طریق این فتوا کرده و خواستار برگشت وی از این نظر شده اند. جمال قطب که یکی از بزرگان دانشگاه الازهر و رئیس سابق بخش فتوای این دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض کرده و گفت: این گفتار سبب نشر فحشا و مسائلی کنترل ناپذیری خواهد شد.

گفتنی است صدور فتاوی جنجال برانگیز از سوی مرکز الازهر که عمدتا با قصد سازگاری بین دین و دنیای جدید صورت می گیرد، اخیرا افزایش خاصی پیدا کرده است، بطور مثال اخیرا دکتر عزت عطیه استاد و رئیس بخش حدیث در دانشگاه الازهر گفته بود که برای جلوگیری از خلوت یک زن و یک مرد نامحرم در محل کار، "زن می تواند به همکار مرد خود شیر بدهد تا آنها باهم محرم شوند.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: جوان انلاین -فتوای جنجالی بوسه دختران و پسران ،
دنبالک ها: جوان انلاین -فتوای جنجالی بوسه دختران و پسران ،
آخرین ویرایش: - -

جوانان از دیدگاه امام علی(ع)

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 11:43 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

    جوانان از دیدگاه امام علی(ع)


آیا حضرت امیر(ع) از تیپ جوان هم به عنوان کارگزار نظام در بدنه حکومت اسلامی بکارگیرى داشت؟ چرا؟
آنچه مسلم است، حضرت امیر(ع) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامى بکارگیرى داشت.
آنچه جاى دقت دارد و «چرایی» بحث را تشکیل می‏دهد، این است که چرا حضرت امیر(ع) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامى که یک امر بسیار مهمّ است بکار می‏گرفت؟!
گرچه تا به حال به این پرسش، پاسخ گفته نشد ولى از روح تاریخ اسلام و روح نهج البلاغه می‏توان نکاتى را استنباط کرد که پاسخ نسبتا مناسبى باشد براى این پرسش.
1ـ خلاقیّت و نوآورى در جوانان بیشتر است:
امام علی(ع) قلب و استعداد جوانان را تشبیه می‏کند به زمین ناکِشته‏اى که هر چه در آن افکنند بپذیرد. زمین ناکشته (ارض خالیه)، بر خلاف زمین کِشته ـ که خاک آن پیر گشته است ـ از خلاقیّت ویژه‏اى برخوردار است. همیشه ثمرش بیشتر از زمین‏هاى کِشته است. زمین‏هاى کِشته نیاز به «آیش» دارند و توانایى ندارند هر نوع بذر را بپذیرند.
ولى زمین ناکِشته گاهى چندین برابر، بیشتر از زمینهاى کِشته و آیش خورده ثمر می‏دهد. محصولش چشم نواز و چشمگیر است و از ویژگیها و کیفیت خاصى برخوردار است. کشاورز در کاشت و داشت زمین ناکشته‏اى که زیر کشت می‏برد چندان مشکلى ندارد زیرا خود زمین در درون خود داراى آمادگى است که نیاز به کمک و کود از خارج ندارد...
همچنین است سرزمین وجودى یک جوان، آن هم جوانى که می‏خواهد در بدنه حکومت اسلامى، بکارگیرى شود. بدنه حکومت نیاز به کادرى دارد که سرشار از استعداد و آمادگى باشند و از خودشان خلاقیّت نشان بدهند و خستگى ناپذیر باشند.
وقتى زمین ناکشته براى زیر کشت بردن در اختیار زارع قرار دارد چرا زارع زمین کِشته و آیش خورده خسته را زیر کشت ببرد که نتواند از آن، ثمر عالى و فراوان بدست آورد؟
اینجاست که امام علی(ع) می‏فرمایند:
«انّما قَلْبُ الْحَدَثِ کالأرضِ الخالیَةِ مَا اُلقِیَ فیهَا مِنْ شی‏ءٍ قَبِلَتْهُ. فَبادَرْتُکَ بِالأدَبِ قَبْل اَنْ یَقْسو قَلْبُکَ وَ یَشتَغِلَ لُبُّکَ...؛ دل جوان همچون زمین ناکِشته است؛ هرچه در آن افکنند بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت هوایى دیگر گیرد، تا با رأى قاطع روى به کار آری...»1
والدین، مسؤولین فرهنگى و امورتربیتى، دلسوخته‏گان و در کلّ حکومت اسلامى، باید جوان و توانمندیهاى جوانان را جدّى بگیرند. کوتاهى در این زمینه، دو خسارت بزرگ و جبران ناپذیر را بدنبال خواهد داشت:
1ـ دشمن دورِ این سرزمین مبارک، «سنگ چین» و سپس تصرف می‏نماید.
2ـ و به دنبال آن فرار مغزها را در بر خواهد داشت که «کمر حکومت» را می‏شکند.
حقیقتا این دو نکته از روح کلام حضرت امیر(ع) بدست می‏آید و هشدار بزرگى است برای مسؤولین فرهنگى و حکومت اسلامی. تا در حفظ این سرمایه ملّى ـ معنوى کشور کوشا باشند.
2ـ اولویت نسل جوان و آینده حکومت:
مربى نیک اندیش، باید جاده صاف کن خوبى براى جوان ها باشد و بعد از راهنمائیها و راه‏گشائیهاى لازم از نیّت پاک و نهاد بی‏آک (بی‏آسیب) جوان‏ها بهره‏بردارى نمایدو بهره‏مند گردد.
حضرت امیر(ع) می‏فرمایند:
جوان! من علی(ع) حاضرم تمام گذشته تاریخ و آینده دور را جلو رویت حاضر و ترسیم سازم و هر چیز زبده آن را جدا سازم و نیکویى آن را برایت جستجو کنم، آن را که شناخته نبود از دسترس تو به دور اندازم... تا تو بتوانى از بهار زندگانى و عنفوان جوانى و نیّت پاک و نهاد بی‏آک خود درست بهره ببرى و سپس در خدمت خلق خدا باشی.
«ایْ بُنَیَّ اِنّى و اِنْ لَمْ اکُنْ عُمّرتُ عُمُرَ مَنْ کانَ قَلْبى فَقَدْ نَظَرْتُ فى اعمالِهمْ، و فکّرْتُ فى اخبارِهِمْ، و سِرتُ فى آثارِهِمْ حتّی عُدْتُ کاحَدِهم...؛ پسرکم! هرچند من به اندازه همه آنان
امام علی(ع):
«مَنِ‏اتَّخَذَ اَخا مِنْ غَیْرِ اخْتبارٍ اَلجأهُ الاضْطِرارُ الى مُرافَقَةِ الاَشْرار».
(غرر الحکم، ص295)
کسى که ناسنجیده با دیگران پیمان دوستى می‏بندد، بناچار به دوستى اشرار تن در می‏دهد.
که پیش از من بوده‏اند نزیسته‏ام، اما در کارهاشان نگریسته‏ام و در سرگذشتهاشان اندیشیده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و دیده‏ام گویى چنان است که با نخستین تا پسینشان به سر برده‏ام. پس آنچه ـ دیدم ـ روشن را از تار و سودمند را از زیانبار باز شناختم... و بر ادب آموختنت همّت گماشتم.»2
پس هشیارانه باید سرزمین وجود جوان را تصرف کرد و دور آن سنگ چین نمود سپس بر آن زمین ناکِشته، بذر نیک و نیک‏اندیشى پاشید و به دنبال آن از عنفوان جوانى، بهار زندگانى (نَفْس صافیه)، نیّت پاک و نهاد بی‏آک وى در بدنه حکومت اسلامى استفاده کرد و به دنبال آن، حکومت را از خطرات و خیانتها بیمه ساخت.
خلاصه روزى باید در بدنه حکومت نوسازى صورت بگیرد و چه بهتر که نیک اندیشان، نیک اندیشانى از میان نسل نو تربیت بکنند و آنها را در بدنه حکومت، بکار گمارند.
از این رو می‏بینیم حضرت امیر(ع) حکومت مصر را طى یک عهدنامه نسبتا طولانى واگذار می‏کند به محمد بن ابی‏بکر در حالى که وى کاملاً در سنین جوانى بسر می‏برد.3 و یا اینکه در جنگ تبوک، پیامبر(ص) دستور دادند تا همه مهاجر و انصار تحت فرماندهی «اسامة بن زید» که بیش از 17 (هفده) سال نداشت راهى این منطقه (منطقه موته) شوند.4
3 ـ براساس معیار شایسته سالاری:
هیچ دلیلى وجود ندارد که یک جوان، به صرف جوان بودن، نتواند در پُست‏هاى کلیدى یک کشور بکار گرفته شود.
این منطق کور و کهنه دوران جاهلیت بود که از بکارگیرى تیپ جوان در بدنه حکومت اسلامى اعراض می‏کردند و یکى از مشکلات آنها با خود حضرت امیر(ع) همین بود که حضرت امیر جوان است و کم تجربه؛ و شایستگى ندارد در مسؤولیتهاى کلیدى حکومت اسلامى بکار گرفته شود.
چندین حدیث زیبا، در همین نوشتار بیان گشت که حضرت امیر(ع) در این زمینه قایل به شایسته سالارى هستند. با توجه به این دیدگاه، امام(ع) جوانان توانمند، متخصص و متعهد را در بدنه حکومت اسلامى بکارگیرى می‏کردند و از استعدادهاى سرشار جوانان به نفع مملکت استفاده می‏نمودند.
حضرت امیر(ع) جایى که کار به کار دان سپرده نشد بسیار می‏نالد؛ می‏فرمایند:
«مردى که پشتواره‏اى از نادانى فراهم ساخته، و خود را میان مردم نادان در انداخته. شتابان در تاریکى فتنه تازان، کور در بستن پیمان سازش ـ میان مردمان ـ . آدمی نمایان او را دانا نامیده‏اند و او نه چنان است، چیزى را بسیار فراهم آورده که اندکش بهتر از بسیار آن است. تا آنگاه که از آب بد مزه سیر شود، و دانش بیهوده اندوزد ـ و دلیر شود ـ پس میان مردم به داورى نشیند و خود را عهده‏دار گشودنِ مشکل دیگرى بیند.»5
در جاى دیگر حضرت می‏فرمایند:
«فیا للّهِ و للشُّورى، مَتى اعْتَرضَ الرَّیبُ فیَّ مَعَ الاوّلِ مِنْهُم...؛ خدا را چه شورایی! من از نخستین چه کم داشتم، که مرا در پایه او نپنداشتند؛ و در وصف اینان داشتند؛ ناچار با آنان انباز، و در گفتگوشان دمساز گشتم. امّا یکى از کینه راهى گزید و دیگرى داماد خود را بهتر دید، و این دوخت و آن بُرید، تا سوّمین به مقصود رسید و همچون چارپا بتاخت، و خود را در کشتزار مسلمانان انداخت.»6
به هر تقدیر، امام علی(ع) در جاى جاى نهج البلاغه در زمینه شایسته سالارى و واگذارى کار به کاردان مطالب بلندى دارند و فرمودند که در این مختصر به همین مقدار اکتفا می‏کنیم.
در یک جمع بندى می‏توان گفت؛ کار باید به کاردان واگذار گردد و در حکومت امام علی(ع) جوانانى بودند که شایسته و کاردان بودند و در بدنه حکومت اسلامى هم بکار گرفته می‏شدند.
4ـ تعهد و عشق به اسلام:
از روح تاریخ اسلام بدست می‏آید که درصدر اسلام، جوانان گرایش بیشترى در روى آوردن به اسلام داشتند و به دنبال آن از خود عشق و علاقه خاصى نشان می‏دادند.
حضرت امیر(ع) می‏فرمایند:
«سپاس خداى را، که راه اسلام را گشود و در آمدن به آبشخورهاى آن را بر تشنگان آن، آسان فرمود؛ و ارکان آن را استوار ساخت تا کس با آن چیرگى نتواند، و نستیزد... راه روشن آن تصدیق آوردن است و نشانه‏هاى آن کار نیک کردن.»7
در جاى دیگر می‏فرمایند:
«گله خود را با خدا می‏کنم از مردمى که عمر خود را به نادانى به سر می‏برند، و با گمراهى رخت از این جهان به در می‏برند. کالایى خوارتر نزد آنان از کتاب خدا نیست.»8
شاید به راحتى بتوان استنباط کرد که غالب جمعیت کلانسال در حکومت امام علی(ع) یا روحیات ابوسفیانى داشتند و یا نفاق پنهان و تعصّب و تقدّس کور جاهلى که بسیار خطرناک و خطرساز بودند. از این رو، حضرت از میان جمعیت کلانسال، مواجه بود با چهار گروه که عبارتند از :
1ـ ابوسفیان. 2ـ منافقان پنهان. 3ـ سالخوردگان متعهد ولى بی‏تخصص. 4ـ گروه بسیار اندک هم، متعهد و هم متخصص و کاردان بودند.
از این روى، حضرت باید این خلأ بزرگ را با بکارگیرى تیپ جوان، جبران می‏کرد و آنها را با توجه به لیاقتها و توانمندیها، در بدنه حکومت به کار می‏گمارد.
واقعا اگر اکثر آنها مشکل‏دار و مشکل ساز بودند و از طرف دیگر در بدنه حکومت نیاز به متخصص متعهد باشد که بتوان گزینش درست از میان جوانان کارآمد و متخصص و متعهد، این خلأ را پر کرد، چرا چنین نکرد؟!
امام علی(ع):
«قارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ وَ بایِنْ أَهْلَ الشَّرِ تَبِنْ عَنْهُمْ».
(نهج البلاغه، نامه 31)
همنشین نیکان شو، تا از آنان شوى و از بدکاران دورى کن تا از آنان نباشی.
مگر خود علی(ع) طى 23 سال حکومت پیامبر(ص)، با آن همه ایثار و رشادت جوان نبود؟
مگر بر خود حضرت امیر(ع) خورده نمی‏گرفتند؟!
جوانان و کارگزاران نظام
در اینجا سؤالى مطرح خواهد گشت و به دنبال آن به پاسخ آن خواهیم پرداخت. سؤال این است:
جوانان در میان کارگزاران نظام حضرت امیر(ع) چه جایگاهى داشتند؟
علی(ع) می‏فرمایند:
«الجاهِلُ صَغیرٌ و اِنْ کانَ شَیْخا، والعالِمُ کبیرٌ و اِنْ کانَ حَدَثا؛ نادان کوچک است هرچند سالخورده و پیر باشد، دانا بزرگ است، هرچند کوچک و خردسال باشد.»9
از این گفتار گرانسنگ امیرالمؤمنین(ع) می‏توان استنباط کرد که ملاک و محور در تمام امور، بویژه در گزینش نیروهایى که پیکره و هسته مرکزى حکومت اسلامى را تشکیل می‏دهند، «تعهد، تخصص و شایسته سالاری» است. ملاک و محور اصلى در گزینش‏ها، دانش توأم با دیندارى و شایستگى است و این معیار کلى، هیچ ارتباطى با سنّ و سال اشخاص ندارد.
با یک دقت عمیق می‏توان چنین استنباط و تصوّر کرد که:
1ـ ممکن است فردى متخصص باشد ولى دیندار نباشد.
2ـ ممکن است کسى متعهد و دیندار باشد ولى متخصص نباشد.
3ـ ممکن است فردى متعهد باشد، متخصص هم باشد امّا شایستگى لازم براى یک امر مهمّ را نداشته باشد. مثلاً فردى که تخصص‏اش ادبیات زبان فارسى است به او نمی‏توان امر قضاوت را واگذار کرد.
4ـ ممکن است فردى هم متعهد باشد، هم متخصص و هم شایستگى لازم براى یک امر مهمّ را داشته باشد، مثلاً فردى که متعهد و متخصص است، تخصص‏اش هم در حقوق باشد، در این صورت، هم می‏توان وى را به عنوان قضاوت بکار گرفت و هم او را به عنوان نماینده مردم در مجلس قانونگذارى انتخاب نمود و هم به عنوان وکیل به معناى خاص.
آنچه از «روح اسلام و روح روایات» به دست می‏آید، قسم چهارم از اقسام چهارگانه فوق است که بطور خلاصه از آن به «شایسته سالاری» نام می‏بریم. این ملاک و مبنا، سنّ و سال، رنگ پوست، چپ و راست و خویشاوندى نمی‏شناسد. جوان متعهد است، تخصص‏اش در نیروهاى مسلّح بسیار بالا است، در این صورت، وى شایسته است به عنوان فرمانده لشکر، در نیروهاى زمینى منصوب گردد.
از این رو علی(ع) فرمودند:
«رُبَّ صَغیرٍ اَحزَمُ مِنْ کَبیرٍ؛ بسا خردسالى از بزرگ دور اندیش‏تر است.»
در جاى دیگر فرمودند:
«اُنظُرْ فى حال کُتّابکَ فَوَلِّ على اُمورِکَ خَیرَهُمْ، واخْصُصْ رَسائلِکَ التى تُدْخِلُ فیها مَکائدَکَ و اَسرارَکَ باَجْمَعِهِمْ لِوُجودِ صالحِ الاَخلاق؛ درباره کاتبان خود بنگر، و بهترینشان را بر سر کار بیاور، و نامه هایى را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از میان جمع کاتبان به کسى مخصوص دار که صالحتر از دیگران است... .»10
همچنین در جاى دیگر فرمود:
«فانَّ الرّجالَ یَتَعرّضُونَ لِفَراساتِ الوُلاةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَیْسَ وَراءَ ذلکَ مِنَ النّصیحةِ والامانَةِ شَی‏ءٌ...؛ مردمان براى جلب نظر والیان به آراستن ظاهر می‏پردازند، و خوش خدمتى را پیشه می‏سازند. امّا در پس آن، نه خیرخواهى است و نه از امانت نشان. لیکن آنان را بیازماى به خدمتى که براى والیان نیکوکار پیش از تو عهده‏دار بوده‏اند، و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثرى نیکو نهاده، و به امانت از همه شناخته‏تر است.»11
با توجه به این اصل اساسى، یعنى «شایسته سالاری» در منابع و مبانى دینى، می‏توان گفت:
از نیروى جوان، در صدر اسلام به نحو شایسته استفاده می‏شد. اولین کسى که به پیامبر اسلام(ص)، اسلام و ایمان آورد، جوانى بود به نام على بزرگ(ع).
و اوّلین کسى که به عنوان جانشین حضرت محمّد(ص)، منصوب گردید، جوانى بود به نام على بزرگ(ع). کسى که:
عشق بازى که هم آغوش خطر خُفت در خوابگه پیغمبر(ص)12
جوانى بود به نام على بزرگ(ع).
پیامبر(ص)، علی(ع) را که چهره‏اى بسیار جوان داشت براى امر قضاوت به یمن فرستاد.13
کسى که قالع باب خیبر است، جوانى بنام على بزرگ(ع)... .
آیا تا به حال فکر کرده‏اید که تمام عظمتهاى بزرگ زندگى فاطمه زهرا(س)، در دوران نوجوانى و جوانى بوقوع پیوست و مدّت عمر حضرت زهرا(س) از هیجده سال تجاوز نکرد؟!
«آئین مقدّس اسلام در چهارده قرن قبل، ضمن برنامه‏هاى جامع و سعادت‏بخش خود توجّه مخصوصى به نسل جوان معطوف داشته و جوانان را از نظر مادّى و معنوى، تربیتى و روانى، اخلاقى و اجتماعى، دنیوى و اخروى و خلاصه از کلیه جهات، تحت مراقبت کامل قرار داده است.»14
در دعوت پیامبر(ص)، آن کسانى که بیشتر از همه استقبال می‏کردند، جوانان بودند. در مدّت سه سال دعوت پنهانى پیامبر(ص)، در حدود بیست و پنج نفر، به پیامبر ایمان آوردند. آن هم با سختیها و مرارتهایى که تحمل
امام علی(ع):
«اَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنا ما عَسى أَنْ یَکونَ بغیْضَکَ یَوْما ما وَ اَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنا ما عَسى أَن یَکوُنَ
حَبیبَکَ یَوْما ما». (تحف العقول، ص210)
در دوست داشتن میانه رو باش، چه بسا دوست روزى دشمن گردد و در دشمن نیز میانه رو باش،
شاید روزى دشمن، دوست تو گردد.
می‏کردند. امّا اکثر آنها، آنطور که به تاریخ استناد می‏شود جوانان بودند. بعد از آن هم، در جنگها و کارهاى دیگر همین جوانها فعّال بودند.
در زمان پیروزى انقلاب و بعد هم در مسئله جنگ و این هشت سال دفاع مقدّس، همه جوانان بودند. اگر کسى با جبهه سر و کار داشت و می‏رفت آنجا، گاهى پیرمرد آنجا بود، ولى خیلى کم بود.15
در عصر کنونى، مزارع سرسبز و خرّم با سعى و کوشش نسل جوان آباد است، چرخهاى عظیم صنایع سنگین با نیروى جوانان در حرکت است، ذخایر طبیعى آن در اعماق معادن نهفته است با همّت نسل جوان استخراج می‏شود، کاخهاى مجلّل و آسمان خراشهاى بزرگ جهان را اراده خستگى ناپذیر جوانان بپا داشته است، عمران و آبادیها، مدیون کار و کوشش نسل جوان است، پایه‏هاى اقتصادى کشورها بر نیروى فعّاله جوانان استوار است، دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنیت مملکت‏ها بر عهده نسل جوان است. خلاصه در همه کشورها آثار پُر ارج فعالیت جوانان در تمام مظاهر زندگى مشهود است و نیروى خستگى ناپذیر نسل جوان مایه امیدوارى تمام ملتها است.16
از میان معصومین(ع) ، هم داریم، نوجوان و جوانى که به امامت منصوب گشتند. امام جواد(ع) در حدود هشت سالگى به امامت رسید ودر بیست و پنج سالگى به شهادت رسید. این خود یک استراتژى زیبا است و تفکر برانگیز، تا شایسته سالارى زیبا، به نام معصومین(ع) در تاریخ ثبت گردد.
امام هادی(ع)، در حدود ده سالگى به امامت منصوب گشتند و در چهل و سه سالگى به شهادت رسیدند.
امام حسن عسکری(ع)، در حدود بیست و دو سالگى به امامت منصوب گشتند و در بیست و هشت سالگى به شهادت رسیدند.
امام مهدی(عج)، در حدود پنج سالگى به امامت رسیدند و تاکنون ادامه دارد.
به هر تقدیر، «طرح و برنامه شایسته‏سالاری» از ناحیه معصومین بوده و به نام آنها در تاریخ ثبت و ضبط گشته است و از ناحیه آنها به اجرا هم درآمده است.
امّا کارگزاران حضرت امیر(ع):
با تحقیق اجمالى که انجام شد، از میان کارگزاران حضرت امیر(ع):
1ـ هم گروه سنّى جوان ایفاى نقش می‏کردند.
2ـ هم گروه سنّى میانسال.
3ـ و هم گروه سنّى بزرگسال.
نمونه‏هاى چند
محمّد ابن ابى بکر عظیم المنزله از خواص یاران امام(ع) بوده که در سال حجة الوداع سال دهم هجرت بدنیا آمده و در سال سى و هشت هجرى در زمان خلافت حضرت امیر(ع)، در مصر به شهادت رسیده است، حضرت امیر(ع) حکومت مصر را به او واگذار فرموده و در یک عهدنامه نسبتا طولانى او را به عدالت و برابرى بین مردم امر کرده است.
همانطورى که پیدا است، محمّد بن ابى بکر در سنین کاملاً «جوانی» حکومت مصر از ناحیه امام علی(ع) به وى واگذار شد.17
امام علی(ع) در نامه سى و پنج می‏فرمایند:
مصر را فتح کردند (لشگر معاویه آن را گرفتند) و محمد بن ابی‏بکر که خدایش بیامرزد شهید شد، از خدا مزد و پاداش او را می‏خواهیم که براى ما فرزندى خیراندیش و مهربان، و کارگردانى رنج کشیده، و شمشیرى برنده، و ستونى جلوگیرنده بود.
محمّد ربیب یعنى پسر زن امام (ع) بود، مادرش اسماء دختر عُمَیس خثعمیّه است خلاصه چون محمّد را امام(ع) تربیت نموده بود او را فرزند می‏خواند... .18
زیاد ابْن ابیه، در طائف سال فتح مکّه یا سال هجرت یا روز جنگ بدر بدنیا آمده، و پیغمبر اکرم(ص) را ندیده، و در همه جا با حضرت امیر(ع) و بعد از آن حضرت، با امام حسن(ع) و تا زمان صلح آن بزرگوار با معاویه بوده و پس از آن به معاویه ملحق گردید، و در کوفه در ماه رمضان سال پنجاه و سه هجرى بر اثر نفرین امام حسن(ع) به مرض طاعون و وباء هلاک گردید.
زیاد ابن ابیه تقریبا در سنّ جوانى بود که حضرت امیر(ع) وى را طى عهدنامه‏اى حاکم فارس گردانیده بود که آن دیار را نیکو ضبط کرده، نگهدارى می‏نمود و از این رو معاویه نامه‏اى به او نوشت تا او را به برادرى بفریبد. ـ او برادر معاویه بوده است ـ چون به امام(ع) خبر رسید به زیاد نوشت:
آگاه شدم که معاویه نامه اى به تو نوشته می‏خواهد دلت را (از راه نیکبختی) بلغزاند، و می‏خواهد در تیزى و تندى (زیرکی) تو رخنه کند... .19
از آنجایى که ملاک و معیار امام(ع) شایسته سالارى است، زیاد ابن ابیه را که برادر معاویه می‏باشد، در بدنه حکومت بکار می‏گیرد و او را به عنوان حاکم فارس منصوب گردانید.
زیاد ابن ابیه جوان تیز، تند و باکفایتى بوده اگرچه با گذشت زمان از خود بی‏کفایتی نشان داده است... .
مُنذر بن جارود عَبْدیّ، سال دوّم هجرت تولّد یافت و در سال شصت و یک هجرت، وفات. وى در پنج سال آخر حکومت حضرت امیر(ع)، فرد میانسال بود که حضرت امیر(ع) حکمرانی بعضى از شهرهاى فارس را به او واگذار کرد.20
عمر بن ابى سَلَمه مخزومى که تولدش دوم هجرت و وفاتش هشتاد و سه هجرى، وى هم در پنج سال آخر حکومت حضرت علی(ع) جوانسال بوده که حضرت، طیّ نامه‏اى او را که از جانب حضرت امیر(ع)، بر بحرین حاکمیت داشت عزل نمود.21
صعصعة بن صوحان عَبدیّ از یاران بزرگوار مولاى متقیان و کسى است که گفته‏اند بیش از دیگران و با معرفت کامل به حقّ، علی(ع) خود را می‏شناخت.
او محضر رسول اکرم را درک نکرده و در زمان خلیفه دوّم بسیار جوان بود. روزى در محضر آن خلیفه بود که موضوع مشورت در باب مالى پیش آمد. او به خلیفه متذکر شد که مشورت جایز نیست، زیرا قرآن تکلیف را معیّن نموده است.
خلیفه تصدیق کرد و او را ستود. صعصعه از جمله کسانى است که امام حسن براى او از معاویه امان گرفت ولى معاویه در دیدار او گفت دلم نمی‏خواست به تو امان داده باشم. صعصعه گفت: من اصلاً دلم نمی‏خواست تو عنوان خلیفه داشته باشی. معاویه او را مجبور کرد به منبر برود و علی(ع) را سبّ کند. او هم به منبر رفت و پس از ایراد مطالبی گفت:
کسى که شرّ خود را به خیر خود مقدّم داشته مرا امر کرد که على را لعن کنم، «خداوند او را لعنت کند.»22
مردم همه آمین گفتند. معاویه گفت مقصودت من بودم و او را دوباره به منبر فرستاد. صعصعه این بار گفت: معاویه مرا دستور داده که على را لعنت کنم. من لعنت می‏کنم کسی را که على را لعن کند، مردم همه آمین گفتند و معاویه روى این اصل او را تبعید کرد. صعصعه در مرگ امام خود اشعار سوزناکى سروده است. به امام فرمود یا علی! خلافت را زینت دادى و آن تو را زینت نداد.
صعصعه در صفین در رکاب مولاى متقیان بود و همراه ابن عباس براى مناظره با خوارج مأموریت داشت و آنها را پند داد و موفق شدند دو هزار نفر را برحذر داشته و به کوفه بازگردانند. او از طایفه بنی‏کلب و از نیکمردان کوفه بود.
صعصعه فاضل و در سخن بلیغ بود. برادرش زید هم چون او در دین مخلص بود و با برادر دیگرش به نام سیحان هر دو در صفین کشته شدند.23
می‏بینیم که یک جوان چقدر در بدنه حکومت حضرت امیر(ع)، ایفاى نقش کرده است و چقدر می‏تواند نقش آفرینى بکند.
به هر حال، نمونه هاى بسیارى در تاریخ اسلام ثبت گشته است که جوانان جانانه و در مسیر دین اسلام و براى دفاع از اسلام، جانفشانى و جانبازى می‏کردند، و ذکر همه آن نمونه‏ها در این مختصر میسّر نمی‏باشد.
خلاصه در میان کارگزاران حضرت امیر(ع)، هم جوانسالان ایفاى نقش می‏کردند و هم میانسالان و هم بزرگسالان. ملاک و معیار عزل و نصب حضرت امیر(ع) تعهد، تخصص توأم با شایسته‏سالارى بوده است.
در پایان به این نکته اشاره خواهیم داشت که مراد از بحث جوانان و جوانى، بدین معنا نیست که سالخوردگان مطرود هستند، نه خیر! مراد بحث شایستگیهاست و بحث بر سر این است که هر کس هر چه توان و تجربه دارد، بر «کف» بگذارد و براى خدمت به خلق خدا به میدان آید.
توان توأم با تجربه، تعهّد توأم با تخصّص و سپس توجّه به «شایسته سالاری» ملاک و مبناى حکومت اسلامى است و این است ضوابط کلى در حکومت دینى و اسلامی.
نتیجه
آنچه در عصاره بحث باید بدان اشاره شود، عبارت از این است که:
جوانى «هسته مرکزی» و بهار عمر هر انسان محسوب می‏شود و در احادیث از جوانى به دوران طلایى و نعمت الهى یاد شده است.
در واقع، جوان خورشید بزرگى است زمینى، منتها خروشان که در درون خویش «شدن و خودشکوفایی» را به همراه دارد.
جوان در اوّل جوانى، گام اوّل را براى ورود در جامعه بزرگ انسانى و جهانی برمی‏دارد که قبل از ورود در آن باید «فنّ و هنر» شناگرى را فرابگیرد تا بتواند خویش و یا انسانیت انسانها را از غرق شدن نجات دهد و گوهر گرانبهاى انسانیت را از اعماق اقیانوسها، بیرون بکشد.
حضرت امیر(ع)، در گفتارى کوتاه امّا زیبا، خطاب به همه انسانها به ویژه به جوانان فرمودند: «مَنْ قَلَّ ذَلّ» یعنى خود کوچک بینى و خود باختگى ذلّت محض است و پوچی و پلیدى، پیامد پر خطر آن محسوب می‏گردد.
به هر تقدیر، جوان نباید منتظر نزول فرشته بنشیند، تا او را بر بال خود بنشانند و به عرش الهى ببرند. براى جوان‏ها، تمام فرصت‏ها، فرصت طلایى است، غفلت و از دست دادن آن، خودکشى پنهانى است، بدون آنکه خود بدان مطلع باشد.
حضرت امیر(ع) در مورد شایستگى جوانان می‏فرمایند:
رُبَّ صَغیرٍ احْزَمُ مِنْ کبیرٍ؛ یعنى بسا کوچکى که از بزرگتر دوراندیش‏تر است.
با استفاده از این سخن هنرمندانه، ما به بحث شایسته‏سالارى اشاره نمودیم و بدنبال آن به تخصص توأم با تعهد و در عین حال استفاده از توانائیها توأم با تجربیات که نتیجه آن شایسته سالارى است رسیدیم و در پایان اثبات نمودیم که «شایسته سالاری» در حکومت دینى امام علی(ع) تجربه شده است.



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: جوانان از دیدگاه امام علی(ع) ،
دنبالک ها: جوانان از دیدگاه امام علی(ع) ،
آخرین ویرایش: - -

در انتخاب همسرآهسته گام بردارید ،مسابقه دو نیست

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 11:37 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
در انتخاب همسرآهسته گام بردارید ،مسابقه دو نیست
توسط : saeid25843
می خواهم از رخدادی با شما صحبت كنم كه اكثریت قریب به اتفاق ما انسانها بالاخره یك روزی با آن روبرو می شویم ، بله . ازدواج ؛ پدیده ای بسیار عمومی امّا بسیار مهم : از این جنبه كه تغییرات زیادی را در زندگی ایجاد می كند و تبعات زیادی بر این پدیده مترتب است .

ابتدا از شما سؤالی می كنم ، ازدواج خوب است یا بد ؟ اگر درست حدس زده باشم خواهید گفت : (( بستگی دارد با چه كسی ازدواج كنید )) خیلی ها عیناً پاسخ شما را می دهند ، به اعتقاد اكثر مردم خوبی و بدی ازدواج تا حد زیادی بستگی به این دارد كه با چه كسی ازدواج كنید ، البته اعتقاد من كمی فرق می كند ، معتقدم ازدواج ذاتاً خوب است اما این انتخابها هستند كه مناسب یا نامناسبند و پس از انتخاب همسر ، رفتارهای پس از ازدواج هستند كه مناسب یا نامناسبند . اما ما در این كتاب فقط دربارهء موضوع اول صحبت می كنیم . (( انتخاب )) البته در باره فلسفه، ضرورت و پیامدهای ازدواج در فصل آینده بحثهای مختصری با هم خواهیم داشت اما مدار اصلی بحث ما در این كتاب (( انتخاب )) است . یعنی با چه كسی ازدواج كنید تا اینكه یك زندگی خوب ، با صفا و آرامی را شروع كنید.

در اطراف ما زنان و مردان زیادی هستند كه زندگی تلخی را می گذرانند به این دلیل كه همسر نامناسبی دارند ، همسرشان كسی نیست كه به وی احترام بگذارد ، نیازهای او را درك كند ، خوش خلق و خوش رفتار باشد ، ازدواجی كه می توانست برای اینها فرصتی برای رشد و بالندگی باشد همچون جهنم نقدی شده كه در آن می سوزند و می سازند كه یا از ترس آبرو یا بخاطر فرزندان و یا … آن را تحمل می كنند اما قلباً تعلق خاطری به پیوندشان ندارند و تنها از سر درماندگی و ناچاری به ادامه این وضعیت رقت بار و تأسف آور تن می دهند .

همسر گزینی دری از بهشت یا جهنم دنیا را برای انسان باز می كند .

(( زنی 45 ساله هستم ، سی سال قبل ازدواج كرده ام همسرم 50 سال دارد آنقدر كه در این 30 سال سختی كشیده ام كه متأسفانه دچار ضعف اعصاب شده ام . مهمترین مشكل و ناراحتی من مربوط به همسرم است . او در طول زندگی مشتركمان اصلاً به زندگی اهمیت نمی داد و مشكل اخلاقی داشت من با وجود تمام این مشكلات هیچ گاه گله و شكایتی از او نكرده ام . به طوریكه اقوام تصور می كنند او بهترین مرد دنیا ست . لطفاً بگویید او را چگونه متوجه اشتباهات گذشته اش بكنم ؟ ))

این قبیل افراد یا به خاطر ساده دلی و خوش بینی ، یا بخاطر اجبار ، یا به دلیل كمی غفلت و یا به هر دلیل دیگر در این دام مهلك افتاده اند لذا زندگی زناشویی را بدون هیچ نقطه روشن و امید بهبودی می گذرانند و یا هم ممكن است كارشان به طلاق و جدایی ختم شود .

حضرت علی (علیه السلام) :

(( صاحب السوء قطعه من النار ))

رفیق بد ، پاره ای از آتش است .

(( از همان روزی كه من بدبخت و بینوا با این مرد ازدواج كردم مرگ آرزوهایم را احساس كردم ، این مرد كه اسیر نفس و منیت و خودپرستی بود ، با رفتارش زندگی را به كام من تلخ كرد ، همسرم رضا مرد زندگی نبود ، هر وقت كه خشم بر تنش شلاق می كشید مانند دیوانه ها به طرفم حمله می كرد و مرا به شدت كتك می زد ، سه سال فشارهای روحی را تحمل كردم و عاقبت با كوله باری از غم و رنج از او جدا شدم و به خانه پدر برگشتم . ))

از اینگونه اتفاقات در پیرامون ما زیاد رخ می دهد و یك سؤال در ذهن ایجاد می شود كه واقعاً چرا باید اینگونه مسائل و مشكلات باشد ، آیا این اتفاقات ، پدیده های گریز ناپذیری هستند كه نمی توان از آنها گریخت و جزء قضا و قدرهای حتمی هستند یا اینكه می توان از آنها اجتناب كرد و می توان با تأمل و روشن بینی جلوی وقوع آنها را گرفت .

اگر تمامی مردان بد خلق یا فاسد گرفتار زنانی همچون خود می شدند و یا اگر تمامی زنان عفیف و نجیب و مهربان یار مردان همسان خویش می شدند آن وقت نه تلخی زندگی گروه اول مایه ناراحتی بود و نه سرخوشی و شادكامی گروه دوم مایه حسرت و حسادت ، چرا كه هر كسی نصیب همان كسی شده كه هم سنخ وی بوده است ، اما عكس حالتهای فوق بسیار اتفاق افتاده است و همین نكته است كه هم مایه ناراحتی انسان است و هم هشدار دهنده و ایجاد كننده یك سؤال مهم كه چرا و چگونه این وصلتها صورت می گیرد .

گرفتار شدن در بند همسر نامناسب همیشه نتیجه گناهان فرد نیست كه بگوئیم (( نوشش باد )) ، چه بسا یك غفلت او را به آن سیه روزی دچار كرده باشد ، چه بسا واسطه ای كه شاید نیت خیر هم داشته است سهواً او را در آن آتش انداخته باشد ، چه بسا پدر و مادر مقصر باشند و … بنابراین اولین مطلبی كه می توان به افراد به هنگام انتخاب همسر گفت این است كه :

(( مواظب باشید )) .

اما چه كار می توان كرد كه ازدواج ، مایه شور و نشاط باشد نه مایه رنج و عذاب و چگونه می توان كسی را برگزید كه انس با وی مایه لذت باشد نه باعث محنت .

انتخاب همسر یعنی انتخاب یك فرد از میان هزاران نفر ، این سخن دو پیام دارد ، اولاً : گستره انتخاب ما بسیار وسیع است ، ثانیاً : انتخاب كردن هم مشكل است و هم آسان ، به چه دلیل ؟ به همان دلیل اول ، چرا كه نمونه های فراوانی از انسانها در پیش چشم ما وجود دارند و ما در انتخاب آنها مختاریم و تنها یك چیز ، آن هم (( دقت نظر داشتن )) می تواند این انتخاب مشكل را آسان كند .

برای اینكه بتوانید یك انتخاب خوب داشته باشید حداقل باید به این 4 اصل زیر اعتقاد داشته باشید .

1ـ خودتان ، زندگی تان و آینده تان ، برایتان مهم باشد و ازدواج را نیزمهم بدانید :

غالباً انسانها به هنگام انتخاب همسر ، آنرا (( انتخابی یكبار و برای همیشه )) در نظر می گیرند . این مسئله اهمیت انتخاب را صد چندان می كند چرا كه تبعات آن بر شما و بر كیفیت زندگی و آینده تان تأثیر شگرفی دارد ، تا زمانی كه وجود خودتان و زندگیتان ، برایتان مهم نبود و تا وقتی به ارزش وجودی خودتان قائل نبودید ، آن وقت شما چه دقت نظری خواهید داشت تا دریابید كه این وجود وقف چه كسی خواهد شد و از انس با وی چه بهره ای نصیب خواهد شد ، و تا وقتی كه بجز فكر امروز یا افكار روزمره گی ، فردایی را برای خود تصور نكنید و برنامه ای نداشته باشید چگونه می توان صحبت از تناسبات و الزامات كرد و تا وقتی ازدواج و اهمیت انتخاب برایتان جلوه أی نداشته باشد چگونه می توان از ملاك و معیار سخن به میان آورد .

مشكل برخی از جوانهای ما این است كه ازدواج را یك امر سطحی می گیرند ، زیاد در باره آن فكر نمی كنند ، طغیان شهوت و نیاز به همسر ، فزونی احساسات ، رؤیاها ، بلند پروازیها ، تصورات غیر واقعی از ازدواج و … پیچیدگی این انتخاب را افزونتر می كند ، از اینرو به مقدار كافی ، دقت ، تامل و آخربینی را ملاك انتخاب خویش قرار نمی دهند و احساسات بیشتر بر آنها حكمفرمایی می كند تا عقل و منطق ، نتیجتاً پای سندی را امضاء می كنند كه چندان تصور روشنی از عاقبت آن ندارند و خود را برای آن آماده نكرده اند .

حضرت علی (علیه السلام) :

(( پیش از پرداختن به كاری بیندیش و پیش از اقدام كردن مشورت كن و پیش از یورش بردن تدبیر را به كار بند ))

(( دختری 21 ساله هستم ، چندی پیش وقتی كه در دوران بلوغ بودم به جوانی علاقمند شدم و علیرغم اصرار پدر و مادر و به اجبار و اصرار خودم به عقد او در آمدم ، بعد از عقد فهمیدم كه او جوانی نیست كه قصد داشته باشد مرا خوشبخت كند ، از همین رو تلاش خودم را برای جدایی به كار بستم ، حق با پدر و مادرم بود ، آنها تلاششان را كردند كه مانع جدایی ما بشوند ، اما من طلاق گرفتم و الآن با پدر و مادرم زندگی می كنم … ))

ازدواج از یك دیدگاه مثل تجارت خیلی بزرگ است ، حسن آن در این است كه سود فراوانی در این معامله خوابیده است ، اما خطر آن در این است كه بایستی خیلی مواظب باشید كه سرتان كلاه نرود و ورشكست نشوید . یعنی خوشیهای آن در صورت موفقیت كم نظیر است اما در صورت شكست ، به همان میزان ضررهای آن تلخ و زجر آور است .

نهایت اینكه ازدواج یك انتخاب بسیار مهمی است ، اگر انتخاب عاقلانه ای داشته باشید یك نعمت بزرگ نصیبتان گشته است اما اگر از روی هوی و هوس انتخاب كردید به یك نقمت و بلا دچار می شوید ، به یك فتنه و مصیبت مبتلا می شوید كه خلاصی از آن كاری است بس مشكل .

پیامبر اكرم (صلی الله علیه واله):

ازدواج نوعی تسلیم است ، پس هر یك از شماها باید دقت كند كه خود را با چه كسی در یك جایگاه قرار می دهد ( یا به چه كسی تسلیم می نماید ) .

2ـ انتخاب صحیح ، قاعده و قانون دارد :

اگر این سؤال را از شما بپرسم كه انتخاب مناسب به چه عواملی بستگی دارد ، صادقانه چه جوابی می دهید ، آیا به شانس معتقدید ؟ یا اینكه می گوئید تا قسمت و سرنوشت چه باشد ، یا اینكه انتخاب شایسته را مشروط به داشتن موقعیت عالی می دانید . لحظه ای فكر كنید ، پیش خود این سؤال را بطور جدّی مطرح كنید كه براستی انتخاب مناسب ، چگونه اتفاق می افتد ، جوابتان هر چه باشد اما اگر انتخاب مناسب را به عوامل جبری یا شانس و تصادف مربوط دانستید و جایی برای اختیار و اراده خود نبینید ، به شما خواهم گفت كه یك اندیشه بسیار خطرناك در وجودتان رخنه كرده است كه همین اندیشه شما را به فلاكت می كشاند .

ازدواج موفق از یكسری قواعد و دستورات خاصی پیروی می كند ، در یك ازدواج ناموفق هم یكسری قواعد و دلایلی در كار هست ، اما هیچ گاه در این دوگونه ازدواج ، قواعد و دستورالعملها شبیه به هم نیستند از اینرو نه پای شانس و بخت و اقبال به میان می آید و نه قسمت در آن دخیل است ، این دو نوع ازدواج ، دو پدیده هستند و مانند تمامی پدیده های جهان خلقت دارای علل منحصر به خودشان هستند . از این رو ازدواج موفق دارای نشانه های خاصی است كه با نشانه های ازدواج ناموفق بسیار متفاوت است و این نشانه ها از ابتدای كار و در همان زمان انتخاب بارز و هویداست و نیازی به این نیست كه زمانی كوتاه یا بلند صرف شود تا نتایج آن مشخص شود .

معمولاً اكثر انسانها در تحلیل وقایع ، به ساده ترین تجزیه و تحلیلها دست می زنند ،مخصوصاً اگر بخواهند در پس این تجزیه و تحلیلها ، به آرامشی هم دست یابند ، مطمئناً كسی كه می گوید : (( قسمت ما همین بود )) هم علتی برای انتخاب خود پیدا كرده و هم آرامشی به خود ارزانی داشته است اما واقعیت مطلب مطمئناً غیر از این است .

آنهایی كه در زندگی كارشان به بن بست رسیده و یا از ازدواجشان چندان خرسند نیستند ، مطمئناً اگر كمی منصف باشند دلایل معقول تری را برای وضعیت نامطلوب خود بیان می كنند ، دلایلی همچون (( بدون تحقیق ازدواج كردم )) ، (( فریب مال و جمالش را خوردم )) ، (( به تفاوتهای بین هم توجه نكردم )) ، (( ضعفهایش را جدی نگرفتم )) و …انسان را بیشتر قانع می كند تا اینكه امور را مربوط به مسائلی ماورای كنترل و اختیار آدمی منوط كنند و متقابلاً آنهایی كه ازدواج موفقی داشته اند ، مطمئناً دلایل واقعی تر و ملموسانه تر از توهمات رایج در جامعه دارند ، بنابراین هر دو گروه راه متفاوتی را طی كرده اند و دو نتیجه متفاوتی هم گرفته اند .

گرچه ممكن است افراد در انتخاب همسر ، قادر نباشند كه اصول و فنون آن را كامل شرح دهند و راز موفقیت یا شكست خویش را به صورت قاعده و قانون برایتان بازگو كنند اما مطمئن باشید نه موفقیتشان بی دلیل بوده و نه شكستشان بی علت .

(( ما معتقدیم كه این انتخاب هرگز به شانس بستگی ندارد ،یافتن همسر شایسته پاداش كسانی است كه از اصول صحیح انتخاب همسر پیروی می كنند . اگر روی شانس و خوشبیاری حساب می كنید و اگر به شهوت و عشق و عاشقی معتقدید با احتمال بیش از 50% ازدواج موفقی نخواهید كرد )) .

پس این نكته را به خاطر داشته باشید كه اگر می خواهید انتخاب موفقی داشته باشید باید راه خاصی را طی كنید و اصول و قواعدی را مراعات كنید و مقید شدن به اصول خاص ، مطمئناً دوری و عدم پیروی از اصول مغایر را به همراه خواهد داشت . امروزه هم تحقیقات پیرامون مسائل ازدواج و زناشوئی اصول و قواعد ازدواجهای موفق و ناموفق را روشن كرده است ، هم تعقل انسانها می تواند آنها را در این راه یاری نماید و هم مكتب ما اسلام ، بطور همه جانبه این مسئله را مورد توجه و كالبد شكافی قرار داده است .

(( مطمئناً در كار انتخاب همسر هم نظم و قاعده أی وجود دارد ، دیگر نیازی به این نیست كه اشخاص كوركورانه ازدواج كنند ، دیگر نمی توانیم بگوئیم كه نمی دانیم چه عواملی ازدواج ما را به شكست می كشانند می توانیم جوانهای خود را آموزش بدهیم تا برای خود همسرانی مناسب انتخاب كنند ، موضوع به نظر ساده می رسد اما این یك واقعیت است كه می تواند نظام جامعه را متحول سازد ، واقعیتی است كه می توانیم از شدت نابسامانیهای موجود در زندگی های زناشوئی بكاهیم )) . 9

3ـ در انتخاب همسر عجله نكنید :

اگر به 2 اصل قبلی معتقد شدید یعنی زندگی ، آینده و ازدواج برایتان مهم بود و انتخاب مناسب را یك امر قانونمند دانستید ، خودتان به این نتیجه می رسید كه نبایستی در انتخاب همسر عجله كنید ، گر چه امروزه سن ازدواج در میان جوانان نسبت به گذشته بلاتر رفته ، اما این بدان معنا نیست كه آنها احتیاط بیشتری را در انتخاب همسر كرده و زیاد عجله نمی كنند ، بلكه برخی از جوانها به هنگام تصمیم برای ازدواج ، خیلی عجولانه به این كار اقدام می كنند و اگر تأخیر در ازدواج چندین سال طول كشیده ، تصمیم گیری آنها در حد چند هفته یا حتی كمتر رخ می دهد . (( اشتیاق بیش از حد به ازدواج اغلب با احساس قدرتمند هیجان ناشی از ازدواج همراه است ، البته واقعیتی است كه ازدواج ماجرایی جالب و هیجان انگیز است اما كسانی كه بیش از حد تحت تأثیر هیجان ازدواج قرار می گیرند ، متوجه مسئولیت سنگینی كه ازدواج بر دوش آنان می گذارد نیستند ، از اینرو ممكن است تن به ازدواجی بدهند كه از بوته آزمایش زمان سربلند بیرون نرود ، خیلی ها چنان برای ازدواج بی تاب می شوند كه مشكلات موجود را لمس نمی كنند . اشتیاق بیش از حد به ازدواج یكی از علل شكست ازدواجهاست . تن دادن به ازدواجی برای همه مدت عمر به ذهنی روشن و عاری از شتاب احتیاج دارد )) 10

عجله نكردن بدین معنا نیست كه چند سال دیگر هم صبر كنید ، بلكه بدین مفهوم است كه پای هر انتخابی كه به میان آمد با دقت فراوان جنبه های مختلف آن مورد بررسی قرارگیرد ، بینش و منش فرد مقابل روشن گردد ، تحقیقات به طور كامل و مفصل صورت گیرد . معیارها و ملاكها به دقت در نظر گرفته شود ، تناسبات به حساب آید و علاقه ها مشخص گردد آن وقت است كه تصمیم گیری در مورد قبول یا رد صورت گیرد .

4ـ خودتان فعالانه در میدان انتخاب حضور داشته باشید و نهایتاً تصمیم نهایی را خودتان بگیرید :

چون انتخاب همسر با سرنوشت شما بیش از همه در ارتباط است پس لازم است كه اولاً : بسیار تأمل و دوراندیشی كنید ، ثانیاً : تحقیق جامعی كنید . ثالثاً : خودتان تصمیم نهایی را بگیرید .

از دیگران كمك بگیرید ، با آنها مشورت بكنید ، نظرات آنها را جویا شوید اما نهایتاً چون شما می خواهید ازدواج كنید و نه كسی دیگر ، لازم است كه تصمیم نهایی را خودتان بگیرید و برای اینكار لازم است خود را از موضع منفعلانه در آورید و فعالانه عمل كنید .

اگر به چهار اصل فوق معتقد شوید همین چهار اصل تغییرات مهمی را در اندیشه و عمل شما ایجاد می كند و برای ادامه كار ، شما را از اضطراب و سر در گمی نجات می دهد و این مژده را می توانم به شما بدهم كه انتخاب خوبی خواهید داشت . انشاءالله

در این كتاب سعی بر این بوده است كه موضوع انتخاب همسر را از دیدگاه قرآن بررسی كنیم . نمی دانم شما چه تصوری از قرآن دارید و این كتاب را چگونه كتابی می دانید اما من بر تمامی لحظات از عمرم كه بی قرآن گذشته است افسوس می خورم .

حضرت علی (علیه السلام) ـ آنكه حقیقت قرآن را شناخت ـ اینگونه قرآن را وصف می كند كه : (( كسی با قرآن ننشست مگر اینكه چون برخاست یا چیزی به او زیاد شد یا چیزی از او كم گشت : زیادی در هدایت و كاهش در كوری ،و بدانید كه برای كسی ، با داشتن قرآن ، حاجت دیگری نباشد و بی قرآن غنایی نیز نباشد ، پس خودتان را با داروهایش شفا دهید و در سختیها از او طلب یاری نمائید ))

شما مطمئناً در كوچه و خیابان ندیده اید كه بچه ها با طلا و جواهرات بازی كنند چرا كه بزرگترها قدر و قیمت آنرا می دانند و در دسترس بچه ها نمی گذارند . اما چه می توان گفت كه ارزشمندترین درّ و جواهر قابل دسترس نظام هستی گه هزاران هزار نفع و فایده دارد به بازی گرفته شده است اما این دفعه در دست بزرگترها ، بگذریم كه شرح مهجوریت قرآن بسیار است . شاید اگر توفیقی حاصل شد در نوشتاری دیگر به آن خواهیم پرداخت . انشاءالله

اما آنچه در گفتارهای بعدی می آید مدعای این نیست كه فهمی دقیق و برداشتی عمیق از آیات قرآنی است بلكه باب بحث و گفتگو و نقد و نظر مفتوح است و اگر نگاشته ها موجب این گردند كه خوانندگان خود به تأمل و تفكر بیشتر روی آورند و گاهاً مطالب را نقد كنند یا رد نمایند و به بهتر از آن دست یابند ، نویسنده در همت خویش توفیق یافته و از سعی خویش خرسند گردیده چرا كه به فرموده قرآن ناطق مولی الموحدین حضرت علی (علیه السلام) : (( اِنَّ الْقُرآنَ ظاهرهُ اَنیق وَ باطنه عَمیق‏‏ٌ لا تَفْنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه و لا تكشف الظلمات الّا به ))

براستی كه قرآن ظاهرش دلنواز و مسرت بخش و باطن و معنایش گود و عمیق است . دریایی است كه عجائب آن تمام نگردد و غرائبش پایان نیابد و پرده تاریكیها جز با انوار تابان آن از پیش پرده ها برداشته نشود )) .

غواصی در اقیانوس بیكران قرآن هر چه بیشتر صورت گیرد درّ و جواهرات بیشتری نصیب می گردد ، از اینرو درخواست قلبی نویسنده ، نه تنها این است كه با مطالب نگاشته شده با دیده نقادانه بنگرند بلكه این است كه با آیات قرآن به دیده متفكرانه نظر نمایند تا خود نیز به مطالبی افزونتر و وزین تر دست یابند و مطمئناً لذتی كه از جهد آدمی بدست می آید بسی شیرین تر و ماندنی تر است تا اینكه وصف آن را بشنوند .
جمعه 4/4/1389-20:37



دیدگاه ها : نظراتدر انتخاب همسرآهسته گام بردارید ،مسابقه دو نیست
برچسب ها: در انتخاب همسرآهسته گام بردارید ، مسابقه دو نیست ،
دنبالک ها: در انتخاب همسرآهسته گام بردارید ،مسابقه دو نیست ،
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4