تبلیغات
جوانان - نوجوانی از دیدگاه اسلام واز دیدگاه غرب

نوجوانی از دیدگاه اسلام واز دیدگاه غرب

یکشنبه 20 شهریور 1390 10:35 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری
 نوجوانی از دیدگاه اسلام واز دیدگاه غرب 

نوجوانی و دیدگاه اسلام
نمی توان انتظار داشت که علوم تجربی به شکل امروزی آن در متن دین جایی نداشته باشد و گرچه اسلام به تحصیل علم و تجربه سفارش بسیار نموده باید توجه داشت که این علوم به خودی خود کمال واقعی و حقیقی انسان نیستند بلکه تنها وسیله و ابزاری هستند که راه را برای سعادت بشر هموار می سازد.
گرچه روانشناسی رشد از زمره علومی است که بیشترین بهره ها

را از دستورات تربیتی اسلام می تواند بگیرد زیرا هدف اسلام رشد و به کمال رسانیدن انسانهاست , اما باید توجه داشت که رشد در دیدگاه اسلام بسیار عمیق و گسترده است و زندگی انسان از دیدگاه اسلام به این دنیا محدود نمی شود و این پایان کار او به حساب نمی آید . در توصیف دیدگاه های موجود می توان به تعالیم و مقررات شرعی در فقه اسلامی اشاره کرد که اذعان می دارد که به بلوغ رسیدن فرد, آغاز ایام نوجوانی و جوانی و برخورداری از یکسری حقوق و تکالیف است. بنابراین براساس رویکرد مذهبی جوان به کسی گفته می شود که دوران خردسالی را پشت سرگذاشته و با بلوغ جسمانی از یکسری حقوق فطری و شرعی برخوردار شده و متقابلا دارای یکسری تکالیف شرعی در قبال جامعه , خود و خداوند می شود , نکته حائز اهمیت دردیدگاه مذهبی عدم وجود قرائت واحد در تعیین محدوده ایام نوجوانی است.  دوران بلوغ و نوجوانی در دیدگاه اسلامی که مسئولیت ها و مسئولیت پذیری ها معنای رسمی پیدا می کنند و لذا ست که در اسلام در کنار بلوغ جسمانی , عاطفی , هیجانی و اجتماعی به بلوغ شرعی نیز اشاره شده است. بلوغ شرعی که دردختران 9 سال تمام و درپسران 15 سال قمری است, اصطلاحا به تکلیف موسوم است. تکلیف که معنای ریشه ای ان سختی ودشواری است بدین دلیل بر دوره نوجوانی اطلاق شده است که نوجوان با نایل شدن به این مرحله از زندگی , خود را پذیرای اعمال و افعالی می نماید که در شرع , فرایض و واجبات نام گرفته اند و قبل از این مرحله در سنین کودکی موظف به انجام آنها نبوده است, برای نوجوانی که از دوران ساده و بی مسئولیت کودکی قدم به دنیای جدیدی نهاده و اراده اش هنوز پرورش نیافته است ضروری است او را از دوران کودکی با ملایمت و محبت با این امور آشنا کرد.
مراحل رشد بعد از تولد از دیدگاه اسلام :
دوران رشد و تربیت بعد از تولد در اسلام به سه مرحله هفت ساله تقسیم شده است که بدین صورت نامگذاری شده است:
1- دوره سیادت و سروری : این دوره از تولد تا 7 سالگی را در بر می گیرد . سیادت وسروری اینست که کودک باید به اندازه کافی از نظر شخصیتی مورد احترام و مرکز توجه و اهمیت اعضای خانواده باشد . در این هفت سال دنیای کودک دنیای بازی است و در احادیث آمده است که کودک باید در این هفت سال آزاد باشد تا از نظر جسمی و روانی رشد لازم را داشته باشد.
2- دوره اطاعت و فرمانبرداری که بین سنین 7 تا 14 سالگی است. در احادیث متفاوت ویژگی های اطاعت حرف شنوی و همچنین تعلیم وتادیب برای این مرحله بیان شده است. کودک در این مرحله مطیع و خدمتگذار پدرو مادر است. روحیه اطاعت پیدا می کند واین دوره بهترین فرصت برای تعلیم ودانش آموزی و همچنین برای تادیب است.
3- دوره مشورت وهمرایی که از 14 تا 20 سالگی را در بر می گیرد و هفت سال سوم را تشکیل می دهد که مصادف با نوجوانی است. در این دوره نوجوان خصوصیت وزیر , همرایی و همراهی با پدر ومادر, یادگیری حلال وحرام ودوره دشمنی و یا دوستی پدر و مادر ذکرشده است .  لغت وزیر در دو معنا بکار رفته است :
الف: به معنای حمل کننده بارسنگین
ب: به معنای مشاور, معاون ودستیار
هردو معنا می تواند در این دوره مصداق داشته باشد زیرا جوان در ایندوره باید بار گران مشکلات دوران بلوغ و تکلیف و مسئولیت بیواسطه بسیاری از کارها را بردوش بکشد. در تصمیم گیری ها باید به والدین خود کمک کند. ازاین دوره وی باید مسئولیت اعمال خویش را برعهده بگیرد و در ایندوره است که با پدرومادر خود یا دشمن می شود یا از در دوستی بر می آید. اگر پدرو مادر با وی رفیق باشند و خصوصیات و نیازهای مختص این دوره را بشناسند, نوجوان با انها دوستی می کند و اگر برعکس آنها بخواهند بر او سلطه وحاکمیت داشته باشند وحق تصمیم گیری لازم را به او ندهند با آنها دشمن خواهد بود و محیط خانواده برای او آرام بخش و جذاب نخواهد بود.
علی قائمی یکی از صاحبنظران در زمینه دین و نوجوانی , تحولات این دوره را چنین تشریح کرده است:
نوجوانی که شامل مرز سنی 12 تا 18 سال است مرحله ای است که آغاز آن پایان دوران کودکی ونهایت وخاتمت آن آغاز جوانی و حصول به مرحله کامل مردی یا زنی است . مرحله نوجوانی را از مهمترین مراحل حیات در جنبه شناخت ابعاد جسمی, روانی, عاطفی و دشوارترین مراحل از نظر سازگاری انسان ذکرکرده اند. ضمن اینکه این دوره از رشد وزندگی متضمن بحرانی هیجانی , تحول اخلاقی و دگرگونی و تغییری عظیم درشخصیت است. دامنه های تحولات وسیع و جنبه قابل مشاهده ودریافت آن عبارتند از : دگرگونی در خلق و خوی, رفتار نامتعادل , گریز از تکالیف رسمی امتناع  از پذیرش مسئولیت , زمانی برای فرار از مدرسه و سرکشی و عصیان, مخالفت با بزرگتران وحتی ترک وظایف تحصیلی, مذهبی , خانوادگی و یا سرعت در تصمیم گیریها, سرعت در رانندگی و ... است. و این دوره مصادف است با بروز بیداریهای متعدد که هرکدام می تواند زمینه منشایی برای رشد و سعادت و در صورت عدم هدایت آن موجد بدبختیها و سقوط هایی باشد . مهمترین این بیداریها عبارتند از :
1- بیداری فطرت: در نوجوانی گرد و غبار روی فطرت به کناری می رود و ان فروغ و زلال فطری دوباره پرتو افکن می شود .
2- بیداری مذهب : صاحبنظران بسیاری معتقدند که ایمان به مذهب از سن 12 سالگی آغاز میشود و البته در اشخاص سالم و طبیعی ایمان به حقایق جاوید یعنی احتیاج به پرستش با سنین عمر شدید می شود و این بیداری عامل رشد معنوی و اخلاقی در نوجوانی است.
3- بیداری جهان بینی : در نوجوان دید و بینشی خاص نسبت به جهان پدید می آید . و دید گاه های او وسعت چشمگیری می یابند.
4- بیداری وجدان : وجدان نوعی خودآگاهی درونی و یا نیروی درک امهات رذائل و فضایل است این نیرو در نوجوانی بیدار می شود و محکمه ای دردرون تشکیل میشود و خود برای خودش قاضی و داور است.
5- بیداری و رغبت به تعالی: شاید هیچ مرحله ای از رشد آدمی بدین میزان که در دوران نوجوانی فرد خواستارپیشرفت و تعالی است راغب به این امرنباشد . او می خواهد شرایط به گونه ای باشد که حتی کار نکرده و زحمت نکشیده به آقایی برسد و هیچ عظمت وعلوی نیست که او ببیند وخواستار آن نشود . ایده آل جویی و کمال طلبی وی را بتدریج فردی مطلوب گرا می کند و ازهرچیزی تنها درحد کمالش می خواهد.
6- بیداری استدلال: نوجوانی سن مباحث بی پایان فلسفی , دینی, سیاسی و ادبی است. نوجوان با الفاظ بازی می کند و اغلب استدلال منطقی و قیاس صوری را مورد سو» استفاده قرار می دهد و امری را به عنوان حقیقت اثبات می کند و نتیجه می گیرد . برخلاف روش گذشته مسایل خودرا از روی دلیل و برهان حل می کند.
ادامه دارد....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -