تبلیغات
جوانان - جوان و اعتیاد به مواد مخدر

جوان و اعتیاد به مواد مخدر

شنبه 3 دی 1390 10:06 ق.ظ

نویسنده : سلیمان طاهری

اعتیاد به مواد مخدر پدیده ای جدید و خاص زندگی مدرن است. چرا كه مصرف مواد مخدر اگر هم در گذشته وجود داشت، به عنوان اعتیاد و یا انحراف شناخته نمی شد. اما با گسترش فرهنگ مدرن، ارزش ها و هنجارهای مدرن نیز رواج یافته و كنش ها و رفتارهایی چون اعتیاد به مواد مخدر متعارض با هنجارها تلقی شده و علم جامعه شناسی نیز كه وظیفه شناخت و تأثیرات هنجارها را دارد، انحرافات اجتماعی را مورد كاوش و پژوهش قرار داده و به تبیین علل و عوامل پیامدهای انحرافات می پردازند. جدا از این مسئله، اعتیاد پدیده ای آشنا برای هر ایرانی است. روزانه ۲۰۰۰ كیلو از انواع مواد مخدر در كشور ما مصرف می شود و سالانه ۱۲۰ تن از این مواد كشف و ضبط می شود. ایران تبدیل به معبر ترانزیتی برای مواد مخدر شده، جوانان و نوجوانان به طور بالقوه در معرض اعتیاد به مواد مخدر هستند و اعتیاد در میان دانش آموزان و خوابگاه های دانشجویی از مسائل روز و مورد توجه در جامعه است. افراد و جوانان بسیاری نیز برای كسب درآمد به تجارت مواد مخدر می پردازند و باندهای بزرگ سوداگر مرگ درآمدهای هنگفتی از این زمینه كسب می كنند كه طی گزارشی، سالانه ۶۰۰ میلیارد دلار سود تجارت مواد مخدر در جهان است. بنابر این اعتیاد به مواد مخدر از مسائل و معضلات اجتماعی عصر حاضر خصوصاً در كشورهایی مانند ایران با شرایط اجتماعی جوان و شرایط جغرافیایی خاص خود می باشد. فرد معتاد به علت این كه پا را فراتر از هنجارها و ارزش های اجتماعی گذاشته، منحرف تلقی می شود. او بیماری فردی و روانی ندارد، مجرم هم نیست. وی بیماری است كه معلول شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی است و منحرفی است كه مسیر انحرافی اش، او را به دیگر انحرافات نیز سوق می دهد. در جامعه ای مانند ایران اعتیاد از مرز مسئله و پدیده اجتماعی گذشته، تنها به عنوان یك انحراف نیز نباید تلقی شود، اعتیاد بحرانی اجتماعی برای ایران است كه اگر به آن رسیدگی نشود، انواع و اقسام انحرافات، بیماری ها و مشكلات اجتماعی را در آینده ای نزدیك به دنبال خواهد داشت. در این مقاله سعی شده ضمن تعریف پدیده اعتیاد، به علل و عوامل مؤثر بر آن پرداخته شود و نظریه های مربوط به اعتیاد نیز بررسی شده و در انتها برخی راهكارها و راه حل های مورد اشاره در زمینه رفع معضل اعتیاد نیز مورد توجه قرار گیرد.
 
 
   ● نویسنده: سید علی - ناظم زاده 

● منبع: روزنامه - همشهری


 
 
 
  
 
اعتیاد چیست؟

به طور كلی انحراف اجتماعی، كنش، رفتار و سلوكی است كه با هنجارهای اجتماعی در تضاد است و به طریقی با انتظارات مشترك رفتاری در جامعه سازگاری ندارد و دیگر اعضای جامعه آن را ناپسند و نادرست ارزیابی كنند. اعتیاد به مواد مخدر نیز به عنوان یكی از انحرافات اجتماعی نوعی احتیاج روانی و جسمانی شدید و مبرم به مواد مخدر است كه اختیار مصرف و ترك آن از اراده شخص یا گروه خارج شده باشد. (۱) كه این عادت شدید از سوی نخبگان، حاكمان و عامه جامعه نادرست و مخالف هنجارهای اجتماعی تلقی می شود.

سازمان جهانی بهداشت، اعتیاد را به طور متناوب یا مزمن حالتی مضر برای فرد و اجتماع می داند كه به وسیله مصرف مستمر ماده تخدیركننده(طبیعی یا مصنوعی) ایجاد می شود. این مصرف، موجب گرایش جهت اضافه نمودن بیشتر آن در هر روز شده و اغلب باعث انقیاد روانی و جسمی می شود. این نوع احتیاج شدید به مواد مخدر، حالت وابستگی یا عادت در فرد ایجاد می كند كه برای فرد شكلی مطبوع داشته و آرام بخش دستگاه عصبی اوست. (۲)

از چند منظر می توان به پدیده اعتیاد نگریست كه در این زمینه روانشناسان، جامعه شناسان و جرم شناسان با دیدگاه های متفاوت بر نظریات مختلفی درباره اعتیاد و عوامل مؤثر بر آن تأكید دارند.

برخی معتقدند اعتیاد یك بیماری فردی است. فرد به علل مختلف ناكامی ها و شكست ها تنها راه حل را در پناه بردن به مواد مخدر می داند و پس از چندی به این مواد معتاد می گردد و همین باعث تباهی میلیون ها سلول مغزی او می گردد. بنابر این نظریه، اعتیاد، ذاتاً یك بیماری فردی است كه می تواند در جوامع مختلف آثار و تبعات اجتماعی، فرهنگی نیز داشته باشد.

نظریه دیگری، اعتیاد را نوعی جرم تلقی می كند. معتاد مانند منحرفان دیگر مجرم است و باید به علت همین جرم، متحمل مجازات و زندان شود.

اما از دیدگاه اكثر جامعه شناسان و خصوصاً جامعه شناسی انحرافات، اعتیاد یك بیماری اجتماعی است كه عوارض جسمی و روانی نیز دارد. از آنجا كه اعتیاد منجر به انحرافات فراوانی در جامعه می شود، فرد معتاد، احتمالاً خانواده اش را به جرم و انحراف سوق می دهد وبرای خود و خانواده اش هزینه های فراوان مادی، اجتماعی و حیثیتی دارد. همچنین تغییرات روانی در فرد به وجود آورده و وی را دچار حالت آنومیك نموده و از مشاركت اجتماعی باز می دارد و همچنین خرید و فروش آن در جامعه نیز نوعی انحراف اجتماعی و اقتصادی محسوب می شود. می توان این پدیده را نوعی مسئله اجتماعی در نظر گرفت. البته از منشأ اجتماعی آن نیز نباید غافل شد چه به عقیده بسیاری از محققان منشأ اصلی اعتیاد در جامعه و شرایط آن نهفته است.

اعتیاد از آنجا به عنوان یكی از انحرافات اجتماعی مطرح شده كه به عنوان مسئله ای اجتماعی است كه با انتظارات مشترك رفتاری جامعه سازگاری ندارد و با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در تضاد است. همچنین در صورت حاد شدن مسئله اعتیاد، با توجه به پیامدهای منفی اجتماعی آن موجب سستی اركان جامعه، سست شدن ارزشها بنیادی و حیاتی نظام فرهنگی، كاهش حلقه های مثبت در جامعه و تهدید امنیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه خواهد شد و به بحرانی در جامعه بدل خواهد گشت. بنابر این اعتیاد می تواند به عنوان نوعی انحراف اجتماعی و در سطح بالاتر مسئله یا مشكل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد كه خود باعث مسائلی چون عدم مشاركت و تولید و كارآیی، مشكلات خانوادگی و طلاق، بیكاری و خودكشی و... منجر شود.

برخی صاحبنظران با تأكید بر فردی بودن مسئله اعتیاد، معتقدند اعتیاد از «جرایم بدون قربانی» است كه مستقیماً به دیگران زیانی وارد نمی سازد و مادامی كه به آزادی دیگران تجاوز نمی كند، نباید غیرقانونی باشد. (۳) اما همان گونه كه اشاره شد فرد معتاد آسیب های فراوانی به خود، خانواده، محیط شغلی و نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وارد می سازد و نمی توان از اثرات و تبعات آن چشم پوشید و تنها آن را عاملی فردی دانست.

 

عوامل مؤثر بر رواج اعتیاد

یكی از اقدامات رشته جامعه شناسی علت یابی مسائل و انحرافات اجتماعی است. پدیده ای مانند اعتیاد به مواد مخدر از مسائلی است كه از دیدگاه كلی می توان شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و روانی و همچنین نظام شخصیت فرد و جامعه را در آن دخیل دانست و از جنبه جامعه شناسی خرد می توان دوره نوجوانی، استعداد ارثی، فقدان قوانین و مقررات جدی، عدم امكانات حمایتی، استعمال اعضای درجه یك خانواده و... را در گرایش به آن مؤثر دانست. در اینجا سعی می كنیم كه به برخی از موارد یاد شده در حوصله این مقال بپردازیم.

 

۱- عوامل فردی

عوامل فردی و ویژگی های شخصیتی مانند وجود اضطراب، استرس، اختلال روانی، افسردگی و یأس و سرخوردگی، ضعف و فقر شخصیتی باعث جستجوی فرد به دنبال عامل تسكین دهنده و شخصیت بخش می شود كه مصرف مواد مخدر و به تدریج اعتیاد به آنها یكی از این عوامل به ظاهر تسكین دهنده می باشد. از سوی دیگر فقر و ضعف تحصیلات نیز اگر به عنوان عامل فردی مورد مطالعه قرار گیرد كه البته منشأ اقتصادی و اجتماعی دارد، خود می تواند عامل مهمی در گرایش به مواد مخدر داشته باشد.

 

۲- عوامل اجتماعی

عوامل اجتماعی و خانواده دو مسئله مهم در بررسی مسئله اعتیاد می باشند. خانواده ركن اصلی و حیاتی جامعه و اولین محیطی است كه فرد در آن رشد می كند و زیربنای شخصیتی وی شكل می گیرد. شرایط خانوادگی و سخت گیری یا آسان گیری افراطی، از هم پاشیدگی و اختلافات درونی خانواده و عدم درونی كردن ارزش ها و هنجارهای صحیح در خانواده، همگی در ایجاد انحرافاتی مانند اعتیاد نقش فراوانی دارد. امروزه هم كه به علت واگذاری كاركرد آموزش خانواده به مدارس و آموزش و پرورش دولتی، آموزش و نظارت فرهنگی و ارزش خانواده بر نوجوانان و جوانان كمتر شده و همین مسئله، بعضاً موجب جامعه پذیری و آموزش غلط افراد در گروه های همسالان شده است كه پدیده هایی مانند اعتیاد را به دنبال دارد. در این مسئله، جامعه پذیری و نقش جامعه، ساختارها، نهادها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در انحرافات باید مورد توجه قرار گیرد. از جمله می توان به مسئله «اختلال هنجاری» پرداخت كه به علت این كه بعد هنجاری ساختار اجتماعی در جامعه بسیار با اهمیت است. ایجاد این اختلال می تواند حس همبستگی در جامعه را مختل كرده و فرد را دچار آنومی و انحرافاتی از قبیل اعتیاد نماید. دكتر چلبی در كتاب جامعه شناسی نظم به صورت های مختلف اختلال هنجاری پرداخته كه در نظریه ها به آن خواهیم پرداخت.

نكته دیگر در بعد اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر یا هر نوع انحراف اجتماعی دیگر، ظهور فردگرایی خودخواهانه است كه آلكسی دوتوكویل آن را «خشك كننده بذر هر فضیلتی» دانسته كه رواج این نوع از فردگرایی كه با فردگرایی گرم و مدرن كه در غرب رواج پیدا كرد، متناقض است و منابع لازم برای دلبستگی و همبستگی و مشاركت را از بین می برد.

 

۳- فرهنگ ها و ارزش ها

هر انسانی تحت تأثیر ارزش ها، هنجارها، آداب و رسوم و ایده هایی است كه در جامعه تبلیغ و منتشر می شود. اما در جوامع در حال گذار كه تغییرات سریع فرهنگی حاصل می شود، فرد دچار آنومی شده و خودباختگی فرهنگی پدیده آمده و ارزش ها روز به روز تغییر می كند و اختلال هنجاری ایجاد می شود كه همه این مسائل در ایجاد انحرافاتی مانند اعتیاد بی تأثیر نیست. در اینجا نباید از نقش تبلیغات نیز غافل ماند كه مصرف مواد مخدر را در تسكین فكر و كاهش مشكلات ذهنی مؤثر می داند.

امیل دوركیم جامعه شناس كلاسیك فرانسوی، با تأكید بر اهمیت اخلاق و نظم اخلاقی معتقد است اگر نظم اخلاقی مورد توجه نباشد و جامعه، از ارزش ها و اخلاق گریزان شود، این جامعه رو به زوال می رود. بر همین مبنا رواج فرهنگ غربی در ایران، كاهش اثرات دین و سست شدن ارزش های دینی و سنتی را در پی داشته كه این راه را برای آنومی و كجروی هایی مانند اعتیاد به مواد مخدر باز كرده است.

 

۴- مسائل اقتصادی

مشكلات اقتصادی، عدم اطمینان به آینده، بیكاری، فشار اقتصادی و نداشتن امكانات رفاهی، نابرابری اقتصادی و شكاف عمیق بین ثروت طبقه ها و اقشار مختلف در جامعه و همچنین در مقابل فقر و محرومیت ها، منزلت ثروت و ارائه تصویر آرزوهای بلندپروازانه از یك سو خود عاملی برای كسب ثروت از راه های غیرمجاز و غیرمشروع مانند تجارت و قاچاق مواد مخدر می شود و از سوی دیگر كسانی كه نتوانسته اند از راه های مشروع و غیرمشروع كسب ثروت و منزلت كنند، اكثراً به یأس و سرخوردگی دچار شده و پتانسیل زیادی برای گرایش و اعتیاد به مواد مخدر دارند. (۴)

 

نظریه های مرتبط با پدیده اعتیاد

جامعه شناسان و نظریه پردازان طی یكی دو قرن گذشته نظریات متفاوت و راهگشایی در زمینه انحرافات اجتماعی منتشر كرده اند كه هر كدام با توجه به ساختار جامعه و شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع توسعه یافته و در حال توسعه می تواند تبیین كننده انحرافات و ارائه دهنده راه حل در این زمینه باشد. در اینجا به هفت نظریه كه به طور كلی می تواند تبیین كننده اعتیاد به مواد مخدر در جامعه ایران باشد به خصوص با توجه به اعتیاد در اقشار مختلف جامعه، اشاره می نماییم.

 

۱- نظریه انحرافات مرتون

نظریه انحرافات كه متعلق به رابرت كی مرتون جامعه شناس مشهور آمریكایی می باشد، تبیین كننده پدیده اعتیاد در كشورهایی مانند ایران نیز می باشد. مرتون علت ریشه ای انحرافات را شرایط ساختی جامعه می داند و بر خلاف دوركیم معتقد است كه فرد در جامعه به ارزش ها و هنجارها توجه زیادی ندارد و به جای اعتنا به آنها، هنجارها را در معرض انتقاد قرار می دهد. به نظر وی دو ساخت اساسی در جامعه وجود دارد یعنی «اهداف نهادی شده» و «وسایل نهادی شده» كه ارزش ها و امور مطلوب و شیوه های استاندارد كنش برای رسیدن به آن اهداف در جامعه است. تعامل بین این دو ساخت موجب بروز رفتارها و شخصیت های مختلف و گاه متناقض در جامعه می شود.

به نظر مرتون، چهار تیپ «مناسك گرا» یا «شعائر گرا»، «انزوا طلب»، «نوآور» یا «بدعت گذار» و «انقلابی» یا «شورشی» در كنار «همنوایان» معلول شرایط جامعه و برخورد این دو ساخت هستند كه هر كدام شیوه خاص انطباق فردی با این دو ساخت است. یكپارچگی و انسجام در جامعه هنگامی است كه میان این دو ساخت اساسی تعادل وجود داشته باشد. اما اگر اهداف و ارزش های نهادی شده مانند منزلت و ثروت در جامعه تبلیغ شود و جامعه پذیری، ارزش ها و هنجارها، آموزش و پرورش و رسانه ها و تبلیغات برآن تأكید ورزند و در كنار آن وسایل دسترسی به این اهداف وجود نداشته باشد، تیپ های مختلف شخصیتی و رفتاری بروز و ظهور می یابند.

درباره پدیده اعتیاد به مواد مخدر دو تیپ انزوا طلب و بدعت گذار می توانند مورد توجه قرار گیرند. انزوا طلب، شیوه انطباقی فردی است كه در آن، افراد به دلیل ناموفق بودن در دسترسی به اهداف اجتماعی سعی كرده اند خود را از جامعه دور نگهدارند. شیوه نگرش منفعت جویانه را به طور كلی رها كرده اند و به این ترتیب هم ارزش های مسلط و هم وسایل مورد قبول دستیابی به آنها را رد می كنند. این افراد احتمالاً بارها تلاش كرده اند تا با شیوه های هنجاری به سمت اهداف اجتماعی حركت كنند اما عدم توفیق مكرر آنها، باعث سرخوردگی و دور شدن از مسیر تبلیغ اهداف و وسایل استاندارد شده است.

برای تحلیل مسأله اعتیاد در ایران از منظر تئوری مرتون باید جامعه فعلی ایران را از بعد تغییر ارزش ها از سنتی و مذهبی به ارزش های مدرن مورد توجه قرار دارد. در كنار این مسأله تبلیغ مصرف گرایی، نابرابری های شدید اقتصادی، رشد روزافزون فقر و در نتیجه ارزشمند شدن ثروت در جامعه، تغییر نظام ارزشی جامعه را تشدید می كند. در این شرایط تأكید بر اهدافی كه وسایل دسترسی به آن به طور قانونی فراهم نیست نه فقط فرد فرد انسان ها بلكه كل نظام اجتماعی را دچار عدم تعادل و آشفتگی و نابسامانی می كند و بستر را برای ظهور رفتار انحرافی فراهم می كند. همین مسأله فرد را از جامعه و ارزش های آن جدا می كند و در اكثر موارد نیز وی را با ناكامی روبه رو می سازد كه برای جبران ناكامی ها گرایش به مواد مخدر امری عادی است.

اما نوآورها هم در پدیده اعتیاد نقش دارند چه آنها اهداف نهادی شده و كسب منزلت و ثروت را دنبال می كنند اما نه با روش ها و هنجارهای عادی و پذیرفته شده كه قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مواد افیونی كه نقش بسزایی در گسترش اعتیاد به مواد مخدر دارند نمونه بارز نوآوران و بدعت گذاران در جامعه می باشند.

به طور كلی از نظر مرتون، شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی موجب گرایش به اعتیاد می شود و در اصل اعتیاد جرم نیست، نوعی بیماری اجتماعی است كه اگر از ابتدای وقوع آن به فكر اصلاح و پیشگیری نباشیم ممكن است به دیگران نیز سرایت كند و بیماری عمومی و بحرانی اجتماعی پدید آورد. (۵)

در هر حال، این نظریه كه در اصل میانبرد بوده، می توان به تبیین اعتیاد به مواد مخدر در جوامع بسیاری از جمله ایران بپردازد. چرا كه منزلت و ارزش ثروت در چند ساله اخیر بسیار زیاد شده، در حالی كه راه های رسیدن به آن بسیار كم است و براین مبنا قاچاق مواد مخدر و در كنار آن منزوی های بسیاری به وجود آمده اند كه مأیوس و سرخورده به اعتیاد روی می آورند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -